
به گزارش خبرگزاری بسیج از آذربایجان شرقی، کرونا با همه ی تلخی هایی که داشت فرصت هایی را برای کشورمان به ارمغان آورد که تصور آن برای اجرایی شدن در شرایط عادی دور از دسترس به نظر می رسید.
آموزش مجازی یکی از این فرصت ها بود. بعد از یک و ماه اندی سرگردانی دانش آموزان و معلمان در پیام رسان های مختلف بالاخره سامانه شاد به عنوان مرجع اصلی آموزش و پرورش برای ادامه مقوله آموزش در کشور معرفی شد.
در نگاه اولیه و با جاافتادن آن در جامعه باید منتظر تحویل بزرگ در آموزش کشور بود، اما این سامانه به همراه خود مشکلاتی را به ارمغان آورده است که تا رفع این موانع و مشکلات سامانه ی شاد را غمگین به نظر می رساند.
جنجال گوشی خواستن در بین خانواده ها
«ناص» شغلش نگهبانی است که دو فرزند محصل دارد. در روزهای کرونایی که همه خانه نشین بودند سرکار بود و به زحمت می تواند چرخ زندگی چهار نفر را بچرخاند. اتفاقا این پدر گوشی هوشمند دارد و می تواند پاسخ گوی نیازهای خودش و همسرش و یکی از فرزندانش باشد! ولی فرزند دیگرش از آن هایی است که نداشتن گوشی را بهانه ی درس نخواندنش قرار داده و خودسرانه درس خواندن توام با جنجال گوشی شخصی خواستن را به ناچار انتخاب کرده است.
مهدی نوجوان 12 ساله ای است که پدرش کارگر و مادرش خانه دار است. هیچ گوشی هوشمندی در خانه نیست و مهدی به آموزش های شبکه آموزش همراه با جنجال گوشی خواستن ادامه می دهد.
محدثه پشت کنکوری است پدرش بازنشسته و راننده آژانس است که گوشی هوشمند اما با اندروید ضعیف دارد. سامانه شاد را با هزار مکافات نصب کرده و با خرید روزانه ی اینترنت لاک پشتی ولی با جنجال گوشی به راه تر خواستن، درس می خواند. محدثه نتوانسته است در آزمون های آنلاین کنکوری شرکت کند و رویای پزشکی در سر دارد.
امیرعلی 16 سال دارد و در یکی از محله های حاشیه نشین تبریز ساکن است چهار فرزند هستند که همگی ازدواج کرده و ته تغاری خانه است. پدرش کارگر بازار است که از 20 فروردین کارش را از سر گرفته است.
امیر علی هم با مصیبت هر چه تمام تر سامانه را در گوشی خواهرش که هفته ای دوبار به خانه ی پدری سر می زند نصب کرده است. اما هنوز کلاسش تکمیل نشده است و مدیر مدرسه دلیلش را پایین بودن سطح فرهنگ منطقه می داند که خانواده ها نتوانسته اند گوشی تهیه کنند و یا به اینترنت دسترسی داشته باشند.
امیر علی هم به آموزش های دست و پا شکسته خواهرش اکتفا کرده و غرگوشی دار شدن را هر روز بر سر پدر با چهره ی سیاه سوخته ی کارگری می زند.
عاطفه دختر 13 ساله است که پدر ومادرش از هم طلاق گرفته اند و به همراه پدر در کنار مادربزرگ و پدربزرگ پیرش زندگی می کند. پدرش جوشکار است با گذشت یکسال از تاریخ طلاق همچنان درگیر پرداخت مهریه است.
عاطفه نه از آموزش های شبکه آموزش چیزی سر در می آورد و نه گوشی هوشمندی در دسترس دارد. عاطفه به کمک یک بسیجی در پایگاه محله شان آموزش می بیند و خودش درس می خواند ولی ارتباط با دوستانش و گزارش روزانه از حال و هوای کلاس تشکیل شده اش در شاد باعث شده که بغض و حسرت نداشتن امکانات و بی توجهی خانواده را روزانه حداقل یکبار قورت دهد.
عدالت آموزشی!!
نه از روستاها و نه از شهرهای کم برخورداری چون سیستان وبلوچستان حرفی به میان نیاورده ایم. ایناها همگی تنها نمایی کوچک از تصاویر روز دانش آموزان تبریزی است که اغلب در دوران نوجوانی به سر می برند. دورانی که حتی کوچکترین دغدغه به بزرگترین کمبود زندگی تبدیل می شود و گاها حسرتش سال ها در ذهن باقی می ماند. اینجاست که به نظر می رسد این نوع آموزش دنیای غمگین را برایشان رقم زده است که اغلب عطایش را به لقایش بخشیده اند. بی شک خانواده و دانش آموزانی هم هستند که با کمترین دغدغه این سامانه را راه اندازی کرده و مشغول آموزش هستند که در این صورت عدالت اجتماعی در این نوع آموزش کاملا نقض می شود و گویی اصلا مدنظر طراحان نبوده که این مشکل باعث ایجاد نابرابری در فرصت آموزش یا زیرسئوال قرار گرفتن عدالت آموزشی می شود!
روی دیگر این سامانه آموزشی
این سامانه ی آموزشی روی دیگری را هم دارد وآن معلمان است. از معلمان قهر با تکنولوژی و بازنشسته ی کم حوصله که بگذریم این قشر هم برای خود دردسرهایی دارند.
خانم میرزایی؛ دبیر پایه متوسطه است درباره اپلیکشین شاد که مدارس ملزم شدهاند آموزشها را در بستر آن ارائه دهند، میگوید: «شاد» مشکلات زیادی دارد، سرعت بارگذاری مطالب کُند است و امکان ارسال پیام به فضای شخصی دانشآموز وجود ندارد؛ گفته بودند سرعت بارگذاری مطالب در شبکه شاد بهتر و سریعتر از هر شبکه دیگری است، با همین دلخوشی، به دانشآموزانم پیام دادم که فردا ساعت 10 صبح کلاس درس داریم و فیلمهای کوچک آموزشی را که ساختهام برایتان ارسال میکنم. صبح شد، یک ساعت و دو ساعت گذشت، اما دریغ از ارسال یک فایل 10مگابایتی! من از صبح، از چشمهای منتظر این بچهها خجالت میکشم.
این معلم معتقد است که الآن وقت آزمون و خطای «شاد» نبود باید اجازه میدادند معلمان سال تحصیلی که حدود یک ماه تا پایان آن فرصت باقیمانده را به پایان میرساندند حالا از طریق هر بستری که در اختیار دارند. برای سال تحصیلی آینده وقتی مشکلات شاد شناسایی و رفع شد آن را وارد جریان کار میکردند و الزام به تدریس در این بستر را ابلاغ میکردند، متأسفانه آموزش و پرورش در این شرایط خاص، انعطاف نشان نمیدهد حداقل بگویند در «شاد» حضور داشته باشید اما برای اینکه در جریان آموزش خللی ایجاد نشود فعلاً میتوانید در سایر پیامرسانها هم کار آموزش را ادامه دهید.
او ادامه میدهد: من 120 دانشآموز در سه کلاس درس دارم اما 30 نفر آنها عضو شاد شدهاند، از سوی دیگر در مدرسهای که در حاشیه شهر درس میدهم برخی دانشآموزان گوشی ندارند و حتی در هزینههای روزمره زندگی خود ماندهاند؛ دانشآموزی که گوشی هوشمند ندارد چهحسی پیدا میکند وقتی وزیر آموزش و پرورش میگوید همه باید اپلیکیشن شاد را روی گوشیهای خود نصب کنند و کلاسهای درس در این فضا تشکیل میشود.
او میگوید: بهنظر میرسد آموزش و پرورش دچار یک خطای مهم شده است؛ یعنی بهجای تمرکز بر آموزش تلویزیونی و جدیتر گرفتن آن بدین جهت که بیشتر دانشآموزان به تلویزیون دسترسی دارند در حال تمرکز و پرداختن به آموزش مجازی است که قطعاً جمعیت جاماندگان از آموزش مجازی بسیار بیشتر است.