سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
r_marquee
امام خمینی(ره): در این ماه فرق داشته باشیم با سایر ماهها و دنبال این باشیم که ان شاء اللَّه «لیلة القدر» را دریابیم، برکات «لیلة القدر» را که قرآن در آن نازل شده است، همه سعادت عالَم در آن شب نازل شده است و از این جهت، از همه شبهاى عالَم بالاتر است.صحیفه امام، ج‏13، ص: 36      
l_marquee
bolet_tele
bolet_tele
کد خبر: ۹۲۴۲۹۳۴
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۹- ۱۴: ۱۲
یادداشت
در پاسخ به این سؤال که چرا تا کنون برنامه های جامعی در راستای حفظ و تحیکم خانواده صورت نگرفته است؟باید گفت: از دلایل مهم این امر آن است که بایسته¬های پژوهشی در حوزه خانواده به درستی و با جامعیت از سوی نهادهای علمی مورد توجه و دقت قرار نگرفته
به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشوری خبرگزاری بسیج - دکتر نداملکی،روانشناس و کارشناس تخصصی حوزه خانواده:
خانواده به مثابه یکی از نهادهای اصلی اجتماعی،هم در جوامع قدیم و هم در جوامع جدید بوده و از دیرباز از مهم ترین نهادهای انتقال دهنده نگرش ها، هنجارها و ارزشهای اجتماعی به شمار آمده است و به رغم کوچک بودن دارای آثار و کارکردهای پردامنه زیستی، روانی، دینی، آموزشی، تربیتی، جمعیتی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است و تاثیر اشکار و پنهان آن بر دیگر نهادهای اجتماعی و متقابلاً تاثیرات گوناگون آن نهادها بر خانواده باعث شده است که اندیشمندان حوزه های مختلف علوم انسانی و نیز سیاستگذاران و برنامه-ریزان اجتماعی به طور فزاینده و گسترده به حوزه خانواده و مسائل مرتبط با آن پرداخته و هرکدام با رویکردهای مختلف و با تکیه بر دیدگاه های دینی، جامعه شناختی و روان شناختی و ... ،این نهاد را تعریف کرده و مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهند.
"خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق پیوند زناشویی، هم خونی یا پذیرش، با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، خواهر، برادر و فرزند در ارتباط متقابلند. و فرهنگ مشترکی پدید آمده و در واحد خاصی زندگی می کنند "(ساروخانی، ۱۳۷۵).
اما از آنجا که خانواده و جامعه دارای تاثیرات دوسویه و متقابل بر یکدیگر می‌باشند، با گذشت بیش از ۴۰سال از انقلاب اسلامی ایران و با وجود حاکمیت ارزش های دینی و انقلابی و به رغم کوشش های فراوانی که در این نظام در راستای نگرش جدید به ساحت خانواده و احیای میراث وحیانی فراموش شده صورت گرفته است ، اما متاثر از عوامل گوناگون درونی و بیرونی و هم زمان با تحولات خانواده در دهه های اخیر ،هم اکنون خانواده ایرانی با خانواده تراز که باید سنگ بنای یک جامعه سالم باشد فاصله زیادی داشته و مشکلات و آسیب های جدی این نهاد در حوزه ازدواج (افزایش سن ازدواج و مجرد زیستی، تغییر الگوهای همسرگزینی، کاهش همبستگی خانوادگی و ترویج فرهنگ استقلال طلبی و ...) و طلاق( رشد آمار طلاق، از بین رفتن قبح طلاق و ...) ضعف کارآمدی خانواده ها ،تزلزل ساختار خانواده و ...، بنیان آن را دچار مخاطره ساخته است.
شایان ذکر است که این مشکلات و آسیب ها در شرایطی رخ داده است که با توجه به تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی ایران که ساختار آن مردم سالار و محتوای آن مبتنی بر ارزشها، قوانین شریعت و اصول اسلامی و بر پایه استقرار حاکمیت الهی و اطاعت از خدا، رسول و ولی امر و استمرار حکومت دینی در دوره غیبت از یک سو و نیز با توجه به اصل دهم قانون اساسی همین نظام مبنی بر اینکه، خانواده واحد بنیادین جامعه اسلامی است، می بایست همه قوانین و مقررات و برنامه‌ریزی‌های مربوط در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی می بود و خانواده ایرانی با توجه به مبانی و آموزه های دینی و پشتوانه عظیم فرهنگی در حوزه خانواده، در بهترین مرحله از ساختار خانواده قرار می داشت و نیز الگوی مطلوب را به سایر نقاط دنیا صادر می‌نمود.(صفار، ۱۳۶۹)
حال پرسش اینجاست که چرا به موازات اصرار بر جایگاه رفیع خانواده از سوی مدیران نظام، اندیشمندان و نخبگان جامعه، اقدام عملی روشن و منبعث از سیاست هاو برنامه های جامع در راستای حفظ و تحکم بنیان خانواده صورت نمی گیرد و دیگر آنکه چرا به موازات حرکت سیاست های دولت ها در مسیر فرآیند نوسازی و اجرای سیاست های توسعه، شاخص‌های بومی تحکیم خانواده سیر نزولی پیدا کرده و نگرانی هایی را سبب گردیده است.
در پاسخ به نظر می رسد از دلایل مهم این امر آن است که بایسته های پژوهشی در حوزه خانواده به درستی و با جامعیت از سوی نهادهای علمی مورد توجه و دقت قرار نگرفته و تخلف از مبانی ارزشی بومی –اسلامی تاثیرگذاردرتصویرخانواده اسلامی- ایرانی وعدم ارائه الگوو تصویری درست وچارچوبی منظم ازخانواده تراز اسلامی- ایرانی (خانواده ای منطبق با معیارها و شاخصهای دینی و نشانه های بومی و ملی) به عنوان یک نظام منسجم ومتناسب با نیازها و ضرورت های جامعه اسلامی-ایرانی از یک سو و نادیده گرفتن ماهیت میان رشته ای مطالعات خانواده که منجر به نگاه تک بعدی مانند نگاه جامعه شناسانه و یا روان شناسانه به ساحت آن شده از سوی دیگر، موجب عدم تحلیل و تبیین جامع از وضعیت موجود شده است. این ضعف تحلیل به صورت مستقیم بر ضعف سیاست گذاری ها، تاثیر گذاشته و برآیند هر دو ضعف تحلیل و سیاستگذاری ، سیر نزولی شاخص های خانواده در کشور ما بوده است.
بنابراین ارائه الگوی خانواده تراز اسلامی- ایرانی به عنوان راهبرد آغازین نخست نظریه پردازان و پژوهشگران حوزه خانواده را در تحلیل و تبیین موقعیت کنونی و فعلی خانواده ایرانی یاری نموده و از تشتت نظرات و برداشتهای متفاوت در این حیطه پیشگیری می کند و در ثانی امکان تقویت و ارتقای سیاست گذاریها و قانون گذاری های مربوط به خانواده را فراهم می سازد. به روز رسانی این الگو در راستای کارآمدی آن، تهیه ابزار سنجش برآمده از الگوی یاد شده و نیز ارزیابی های مداوم و مستمر کمیت و کیفیت تغییرات در خانواده ایرانی به منظور تعیین فاصله میان وضعیت موجود و وضعیت می تواند به عنوان راهبردهای بعدی پیشنهاد شود.
نتیجه آنکه خانواده ایرانی در مسیر تداوم و حفظ خویش به مهارتهایی نیاز دارد که بتواند با تکیه بر الگوی یاد شده، بازتعریفی روشن و کاربردی از عوامل استحکام و پایداری خویش ارایه نماید.
انتهای پیام/*
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
tr_sar
آخرین اخبار
tc_sar
tl_sar