سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
r_marquee
امام خمینی(ره):من در میان شما باشم یا نباشیم نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد/پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند. از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد . . . و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار و همه کوشا باشند که قوانین، خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نائل آیید       
l_marquee
bolet_tele
bolet_tele
کد خبر: ۹۲۷۱۶۸۱
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۹- ۴۳: ۰۹
کربلا درس چگونه زندگی کردن بود، درس درست نگاه کردن به زندگی اینکه نگاه ما به زندگی باید چگونه باشد؟ تن دادن به هر ذلتی و زندگی کردن یا نه آگاهانه و شجاعانه و پاک زیستن !

به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج،واقعه عاشورا تقابل دو لشکر و دو نگاه بود، نگاه جوانمردانه و ناجوانمردانه، تقابل کرامت، دنائت، حقارت و پستی؛ تقابل عزت با ذلت بود . کربلا درس چگونه زندگی کردن بود، درس درست نگاه کردن به زندگی اینکه نگاه ما به زندگی باید چگونه باشد؟ تن دادن به هر ذلتی و زندگی کردن یا نه آگاهانه و شجاعانه و پاک زیستن!

امام حسین علیه السلام و یارانش در کربلا، درس های متعددی از تقابل های خیر و شر به ما دادند؛ یکی از این رویارویی ها، تقابل در سبک زندگی پاک و ناپاک است! لشکر امام حسین علیه السلام لشکر پاکان است و لشکر دشمن به ویژه برخی از سران و خواص آنها از ناپاکان هستند.

در جریان عاشورا، یاد داده می شود که نسل پاک و نسل ناپاک چگونه زندگی می کنند. کسانی که اهل روابط نامشروع هستند و کسانی که حرمت نگه می دارند و از حیطه شرع و شریعت و مشروعیت خارج نمی شوند چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند.بین پاکان نگاه به زندگی غیرتمدانه است و در خانواده حرمت ها نگه داشته می شود اما در لشکر مقابل کسانی هستند که لاابالی گری را رواج می دهند. کسانی که پاکدامن زندگی می کنند، مسئولیت پذیرند و وظیفه گرا و در نقطه مقابل کسانی هستند که به این چیزها توجهی ندارند به فکر دنیا و لذایذ آنند.. ، این دو نگاه را در جای جای کربلا و تعابیر امام حسین علیه السلام و یارانش می توان یافت.

اینکه گاهی اوقات سؤال می شد که چرا امام حسین علیه السلام در مواجهه با لشکر کوفیان می فرماید: « «ألَا وَ إِنَّ الدَّعِی ابْنَ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ مِنَّا بَینَ اثْنَتَینِ بَینَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیهَاتَ مِنَّا الدَّنِیئةُ....». «هان، هم اکنون این فرد ناپاک‌زاده [عبیدالله] پسرِ ناپاک‌زاده [زیاد]، در انتخاب دو چیز پافشاري مي‌کند: یا مواجه با شمشیر و یا پذیرش خواري و مذلّت؛ درحالي که هرگونه پستي از ما به دور است» ؟ این تعابیری که حضرت بیان می کنند در واقعه مسیر را مشخص می کند. ناپاک زادگی ، خودش باعث می شود شخص حق را به سختی قبول کند یا از مسیر اباعبدالله و یارانش دور شود!

لذا در توجیه سخن حضرت می‌توان گفت که ممکن است امام(علیه‌السلام) می خواهند بگویند که عبیدالله و پدرش زیاد بن ابیه در خانواده‌اي آن‌چنان پست و بي‌ارزش متولد شده‌اند که براي کسب موقعیت، یا خودشان و یا دیگران، آن‌ها را به غیر از پدران واقعی‌شان نسبت می‌دادند.حقایق تاریخی نیز بر این امر شهادت می‌دهد: «زیاد بن ابیه» به طمع تقرب به معاویه و کسب جایگاه مادی، پذیرفت تا او را به ابی‌سفیان نسبت دهند و «زیاد بن ابی‌سفیان» بخوانند. داستان مُلحق ساختنِ «زیاد بن اَبیه»به خاندان ابوسفیان توسط معاویه و عنوان برادري دادن به او، از عجایب تاریخ اسلام است.

امام حسین علیه السلام دو نگاه به زندگی دو رویارویی را بین دو صف لشکر بیان می کند و نتیجه می گیرد که خدا و رسولش و مؤمنین واقعی و کسانی که دامنان پاکی دارند و از دامن پاکی متولد شده اند، قطعا مثل حسینی ها فکر می کنند و زیر بار ذلت نمی روند. اینها افرادی هستند که غیرت دارند، وجود با کرامتی دارند و هر گز تن به ذلت به خصوص در برابر افراد ناپاک نمی دهند. اما در مقابل کسانی که مکتب اهل بیت علیهم السلام را قبول نمی کنند و در مقابل مکتب آنها قرار می گیرد ناپاک زادگانی هستند که اصلا نمی تواند مکتب اهل بیت علیهم السلام ، راه اهل بیت علیهم السلام و صاحب نفسان عالم را بپذیرد . این دو نگاهی است که در کربلا بیان می شود. البته فرقی نمی کند که کسی که حلال زاده است شیعه باشد یا غیرشیعه در کربلا شما حلال زاده مسیحی می بینید مثل «وهب بن وهب»یا «وهب بن عبدالله» ، -حلال زادگی یعنی هر کسی در آیین و رسم و رسوم خود ازدواج رسمی کرده باشد-شخصی پاک زاده و خانواده دار که هم توجه و محبت به مادر دارد و هم ازدواج کرده و چند منزلی کربلا همراه با همسر به کاروان امام حسین علیه السلام می پیوندد و به اسلام مشرف می شود. این جوان در عین زیبایی، حسن خلق و تقوی داشته و در آیینی که داشته مؤمن بوده است . روز عاشورا وقتی از مبارزه ابتدایی با لشکر یزدیان در دفاع از امام حسین علیه السلام برگشت و از مادر پرسید که آیا از من راضی شدی ؟ "قمر" تعبیر زیبایی در تشویق فرزند به بازگشت به میدا جنگ دارد؟ می گوید اگر می خواهی از تو راضی شوم باید بروی و در راه این پاکان حرم و خوبان حرم با تمام جانت دفاع کنی. آری، جریان کربلا ، جریان جوانان و انسان هایی است که تجلی پاکی بوده اند.

اگر خدای نخواسته در جامعه ای روابط نامشروع عادی شود و کسی هم جرأت نکند که حرفی بزند ! بلاهای متعددی نمود و بروز می کند! در روایت و شواهد به دست می آید که اگر روابط نامشروع در جامعه عادی شود، روحیه ی قانون شکنی هم عادی خواهد شد، حیا که از بین برود، انجام هر کاری برای افراد عادی می شود! باب شدن روابط نامشروع با از بین بردن پذیرش تعهد ، فروپاشی خانواده ها را در پی خواهد داشت و در این صورت امنیت در جامعه از بین می رود و با از بین رفتن سایه امنیت فردی و اجتماعی، استرس ها و بیماری های روانی شیوع پیدا می کند.در چنین جامعه ای هر کسی، دیگری را به عنوان طعمه نگاه می کند، شخصیت ها سقوط خواهد کرد.

امام رضا علیه السلام در خصوص قبح رابطه نامشروع می فرماید: « رابطه نامشروع –زنا- از قتل بالاترا ست و باعث تباهی نسل می شود در کربلا و مکتب انسان ساز عاشورا به این نکته توجه ویژه شده است چه بسا که امام حسین علیه السلام و یارانش و حتی حضرت زینب سلام الله در جای جای حادثه عاشورا، قبل و بعد از آن به بحث ناپاک زادگی دشمنان خاص آل الله اشاره کرده اند.

در حوادث قبل از عاشورا آنجا که مروان حکم با اعمال جبر می خواست از امام حسین علیه السلام بیعت بگیرد و جسارت کرد که اگر حسین علیه السلام ببعت نکرد او را باید کشت! امام خطاب به او از تعبیر « ای پسر زرقاء » استفاده کردند! که هم اشاره به مادر او که زنی پست بود دارد و هم پدرش حکم بن ابی العاص که در آزار و اذیت پیامبر اسلام از هیچ کاری کوتاهی نکرد و آخر هم به نفرین پیامبر دچار شد! یا در مورد "عبیدالله ابن زیاد" مرد فاسق و جنایتکاری که مادرش مرجانه به ناپاکی و فحشا مشحور بود او را در زیارت عاشورا "ابن مرجانه" می خوانیم تا دانسته شود که عبیدالله بن زیاد و ابن مرجانه یک نفر اند و او فردی است که هم پدرش مرد منحرفی بود و هم مادر اهل بدکارگی و فحشا. همین مسئله برای یزید و شمر که از رابطه مادرش با چوپانی متولد شد، نیز حادث است!

این معرفی ها در ادعیه ها از دشمنان امام حسین علیه السلام درست در نقطه مقابل زیارت نامه های امامان و امامزادگان قرار دارد آنجا که در زیارت نامه اهل بیت علیهم السلام و وخصو صا زیارت وارث می خوانیم «اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره»؛ «شهادت می دهیم که شما نوری بودید در صلب های بلند و ارحام پاک که پلیدی های جاهلیت شما را آلوده نکرده است.»

اری بحث کربلا، بحث تقابل بین این دو نوع حرکت در مسیر زندگی و رویارویی این دو نگاه به زندگی است که در کربلا و جای جای قبل و بعد از واقعه عاشورا دیده می شود.

برگرفته از صحبت های حجت الاسلام میرهاشم حسینی

طنین یاس - میترا خسروبیک

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
tr_sar
آخرین اخبار
tc_sar
tl_sar