سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
r_marquee
امام خمینی(ره):من در میان شما باشم یا نباشم نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد/پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند. از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد . . . و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار و همه کوشا باشند که قوانین، خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نائل آیید       
l_marquee
کد خبر: ۹۳۲۴۰۷۴
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۳۹۹- ۴۱: ۱۴
حسین سهرابی در خاطرات خود آورده است: برادر کاوه مشتی خاک برداشت به هوا پاشید و گفت: همه با هم یک صدا، فریاد الله اکبر سر دهید و سپس هماهنگ و با هم شلیک کنید.

 رزمندگان گردان امام سجاد (ع) که با این سخن فرمانده تیپ روحیه مضاعفی پیدا کرده بودند با فریاد تکبیر و شلیک آرپی‌جی و تیربار مقاومت دشمن جسور را درهم شکستند و بلندترین قله موبرا قبل از غروب ششم اسفند ۱۳۶۴ به تصرف رزمندگان اسلام درآمد.
 
به گزارش خبرنگاربسیج، «حسین سهرابی» از فرماندهان گردان امام سجاد (ع) از تیپ ویژه شهدا در دوران دفاع مقدس، حماسه‌آفرینی‌های رزمندگان این گردان را در عملیات والفجر ۹ روایت کرده است که در ادامه می‌خوانیم.

ششم اسفند یادآور تصرف مرکز فرماندهی تیپ ۵۰۴ ارتش بعث عراق توسط گردان امام سجاد (ع) در عملیات والفجر ۹ در سال ۱۳۶۴ است.

دشمن از جاده زیر ارتفاع سارسیر در چند مرحله با تانک و نیروی پیاده اقدام به پاتک نمود. همچنین از روی این ارتفاع با تانک‌های مستقر، روی نیروهای خودی اجرا آتش داشت.

 

صبح زود دشمن پاتک خود را شروع کرد و خیلی فشار آورد، تا ساعت ۸ صبح هدف پنج را که بلندترین قله موبرا بود پس گرفت. همچنین نیروی ما را روی یال پنج عقب زد و آمد روی هدف پنج مستقر شد.

دشمن پس از استقرار، از طرفی با کالیبر و از طرف دیگر، با تانک‌ها به صورت مستمر روی هدف‌های ۶،۷،۸ اجرای آتش می‌کرد و فشار می‌آورد. روی این هدف‌ها، گردان امام علی (ع) مستقر بود و درخواست کمک می‌کرد. برادر منصوری می‌گوید با تماس بعدی که با گردان امام علی (ع) گرفتیم، آنها اتمام حجت کردند.

فرمانده گردان اعلام کرد که بچه‌ها بر می‌گردند، تا به حال (ساعت حدود ۱۲) دو گروهان ما از رده خارج شده‌اند. فقط یک گروه ۴۰ ـ ۳۰ نفره مقاومت می‌کنند. تانک‌های ارتش بعث مرتب شلیک می‌کنند، از آن سوی رودخانه هم فشار می‌آورد و از روی هدف پنج هم بالای سر ما را می‌زند.

صبح روز ششم اسفند ۱۳۶۴، گردان امام سجاد (ع) به این منطقه آمد. برادر منصوری از برادر کاوه درخواست کرد که گردان امام سجاد (ع) را برای تکمیل محور موبرا در اختیار وی قرار دهد. فرمانده تیپ با این درخواست موافقت کرد. در پی آن گردان امام سجاد (ع) به موبرا منتقل شد و در پایگاه شماره سه مستقر گردید.

فرمانده گردان امام سجاد (ع) توسط برادر منصوری نسبت به هدف پنج و یال ارتفاع مذکور توجیه شد. منصوری اعلام کرد به محض تاریکی هوا به دشمن یورش ببرید. هوا به شدت سرد و ابری است. فرمانده گردان در گوشه خاکریز با فرماندهان گروهان‌ها و معاونت‌ها مشورت می‌کند.

فیروزیان معاون گردان، معتقد است، با توجه به ازهم گسیختگی سازمان دشمن کار به شب نکشد، الساعه به دشمن تک شود. ایزدی، سعادت‌یار و مصطفوی فرماندهان گروهان‌ها هم با انگیزه بالا، همین نظر را داشتند.

 

فرمانده گردان نزد برادر منصوری رفت و با توجه به روحیه بالای نیروهای گردان اصرار داشت که کار به شب نکشد. گردان امام سجاد (ع) در ساعت ۱۲:‌‌۳۰ به سمت هدف پنج به راه افتادند. ساعت ۱۳ دو گروهان زید به فرماندهی محمود مصطفوی از راست و گروهان قاسم به فرماندهی ایزدی از سمت چپ با همراهی معاون گردان ابوالقاسم فیروزیان با عبور از روستای متروکه بارزانی و پوشش جنگلی این مسیر به سوی دشمن از دو جناح روانه شدند.

یک محور هدف شماره پنج و محور دیگر یال هدف شماره پنج انتخاب شده بود. همزمان با حرکت نیروها، مِه غلیظی روی ارتفاع (پایگاه پنج) دشمن را پوشاند و موجب عدم دید دشمن شد و نیرو‌ها توانستند خود را هدف مورد نظر برسانند. از ساعت ۱۴ درگیری شدت گرفته بود. تانک‌ها از روی ارتفاع سارسیر مدام شلیک می‌کردند. فرمانده گردان از بیسیم‌چی (دروگر) خواست تا فورا با فیروزیان ارتباط برقرار نماید، اما هر چه تلاش کرد موفق نشد.

آتش دشمن با حجم بالایی شدت گرفته بود. لحظاتی بعد بیسیم‌چی به فرمانده گردان اعلام کرد که فیروزیان پیش قمی رفت (به شهادت رسید). فرمانده گردان خود را به گروهان قاسم رساند، درگیری شدت گرفته بود. شلیک انواع کالیبرها در دو سوی خط به اوج رسیده بود. صدای ناله مجروحین از گوشه و کنار به گوش می‌رسید و زمزمه تمام شدن مهمات هم شنیده می‌شد. دستی بر شانه فرمانده گردان خورد. سر برگرداند، ناباورانه برادر کاوه را در کنارش دید. کاوه مشتی خاک را برداشت به هوا پاشید و گفت: «همه با هم یک صدا، فریاد الله اکبر سر دهید و سپس هماهنگ و با هم شلیک کنید.»

رزمندگان که با این سخن فرمانده تیپ روحیه مضاعفی پیدا کرده بودند، فریاد تکبیر و شلیک آرپی‌جی، تیربار و سلاح‌هایشان مقاومت دشمن جسور را درهم شکست و بلندترین قله موبرا قبل از غروب ششم اسفند به تصرف رزمندگان درآمد و رزمندگان گردان امام سجاد (ع) برای پاکسازی قرارگاه تیپ ۵۰۴ فروریخته دشمن به آن سوی ارتفاع به تعقیب عناصر در حال فرار دشمن پرداختند.

 

پس از سقوط پایگاه شماره پنج و استقرار گردان امام سجاد (ع) بر فراز آن، فرمانده گردان که اطلاعات تازه‌ای از دشمن به دست آورده بود، ضمن تماس با برادر منصوری گفت زیر پای ما یک پادگان قرار دارد که در آن تجهیزات و امکانات فراوانی است.

این درگیری تا ساعت ۱۶:۳۰ ادامه یافت و در این زمان قرارگاه دشمن سقوط کرد. با سقوط قرارگاه قله موبرا، این قله به طور کامل در اختیار گردان امام سجاد (ع) قرار گرفت.

یاد همه همسنگران‌مان در گردان امام سجاد (ع) شهیدان اسدالله کشمیری، مصطفی شاکری، ابوالقاسم فیروزیان و به خصوص استاد و فرمانده شهید محمود کاوه و شهیدان قدرت الله منصوری، شکرالله خانی، زمان‌زاده، ترابی، اللهیار جابری، اصغر رمضانی، خلیل و محمد بهاری گرامی‌ می‌داریم.

سلحشوری‌های ده گردان خط‌شکن تیپ ویژه شهدا در عملیات پرافتخار والفجر ۹ و به خصوص گردان خط‌شکن حضرت رسول (ص) به فرماندهی شهید زنده حاج علی میرزاپور و گردان امام علی (ع) که نقش تعیین کننده‌‌ای در تصرف ارتفاعات موبرا داشتند برگ زرینی در حماسه فاع مقدس به ثبت رساندند.

انتهای پیام/

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: