به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

الحمد للَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نستغفره و نتوکّل علیه و نصلّی و نسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداةِ المهدیّین المعصومین المکرّمین سیّما بقیّةاللَّه فی الأرضین؛ و نصلّی و نسلّم علی ائمّةِ المسلمین و حماةِ المستضعفین و هداةِ المؤمنین. // اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر و. //عبادالله اوصیکم بتقوی الله
پیرامون مسئله توحید و آثار آن در خانواده هفته قبل نکاتی را عرض کردیم که اعتقاد و باور به لا اله الا الله برکات فراوانی دارد که وقتی در زندگی وجود داشت زندگی را آرام میکند، عزت نفس میدهد و به زندگی معنا میبخشد و موضوعات دیگر، یکی دیگر از مباحثی که لازم به آن توجه داشت که همین اعتقاد و باور را محکمتر میکند، توجه به محبت الهی است که این هم نیاز است در خانواده ایجاد و تقویت بشود، بالاترین انگیزهای که انسان را وادار میکند در مسیر تقرب به خدا گام بردارد، محبت خدا است.
هرچه انسان خدا را بیشتر دوست داشته باشد، بیشتر میخواهد به وی نزدیک شود.
چه کنیم که محبت پیدا کنیم؟ محبت ارزشی متعالی است و به سادگی یافت نمیشود و نیاز به تلاش و کوشش در پیمودن راه آن دارد؛ البته همه مؤمنان مرتبهای از محبت خدا را دارند. قرآن در اینباره میفرماید: «وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ».
خداوند در آیهای دیگر حداقل این محبت را اینگونه بیان میکند؛ «قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَآؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ» اگر انسان پدر، مادر، فرزندان، همسر، اموال، کسب و کار، و یا مسکن و کاخش را از خدا دوستتر بدارد و این محبتها مانع از اطاعت خدا شوند، در معرض خطر بسیار بزرگی است.
انسان نباید هیچ چیز را از خدا بیشتر دوست بدارد. این یک مرتبه از محبت است که لازمه ایمان است، ولی کل مسأله نیست.
اینکه انسان واقعا خدا را دوست بدارد و حاضر باشد جانش را فدای راه خدا و اسلام کند، نعمت بسیار بزرگی است، اما این کف مسأله است و کمتر از این حد خطرناک است و خداوند نسبت به آن هشدار میدهد.
خداوند بندگانی دارد که محبتشان نسبت به خدا فوق درک ما است.
درباره حضرت شعیب علینبیناوآلهوعلیهالسلام نقل شده است که سالهایی طولانی گریه کرد تا چشمهایش نابینا شد.
خدای متعال دوباره چشمهایش را به او برگرداند.
باز سالها گریه کرد تا دوباره چشمش نابینا شد. باز خدای متعال چشمهایش را به او برگرداند.
باز سالیانی گریه کرد. خداوند به او وحی کرد: اگر از ترس جهنم گریه میکنی، من جهنم را بر تو حرام میکنم. اگر آرزوی بهشت داری، من بهشت را در اختیار تو گذاشتم.
دیگر چه میخواهی؟ عرض کرد: خدایا! تو میدانی گریه من، نه از ترس جهنم است و نه به خاطر رسیدن به بهشت، من تو را دوست دارم و خواستار لقای تو هستم؛ من میخواهم به تو نزدیک شوم.
خدای متعال نیز به او وحی کرد که، چون اینگونه هستی، من کلیم خودم را خادم تو قرار خواهم داد.
داستان فرار حضرت موسی به مدین و ملاقات با دختران شعیب مقدمه بود برای اینکه موسی هشت یا ده سال برای شعیب شبانی کند.
حقیقت این مسایل چیست؟ واقعا گریه برای دوستی خدا آنهم در حدی که چند بار انسان کور شود و باز بینا شود، به چه معناست؟ اینها مسایلی است که برای ما درست قابل فهم نیست.
درباره مراتب معرفت و محبت حضرت ابراهیم نیز اینگونه آمده است که وقتی حضرت ابراهیم از نمرودیان جدا شد و به طرف سرزمینی که خداوند متعال برایش مقدر فرموده بود، میرفت، گله بزرگی به همراه خود داشت.
در شب تاریکی جبرئیل به امر خداوند فریاد زد: «سبّوحٌ قُدّوس».
حضرت ابراهیم حالت جذبهای پیدا کرد و گفت:ای کسی که اسم محبوب من را بردی! نصف این گوسفندان را به تو میبخشم، یک بار دیگر اسم محبوبم را تکرار کن!
جبرئیل یک بار دیگر گفت: سبوح قدوس. باز شوق ابراهیم بیشتر شد و گفت بقیه گلهام را نیز به تو بخشیدم، یک بار دیگر تکرار کن.
این چه حالتی است که از شنیدن نام محبوب در دل ابراهیم پدید آمد؟ مگر محبت چه طور میشود و به کجا میتواند برسد که حضرت ابراهیم برای شنیدن نام محبوبش حاضر است هستی و سرمایهاش را بدهد؟
اجمالا باید بدانیم که بین محبت ما تا محبت حضرت ابراهیم از زمین تا آسمان فاصله است؛ ما خدا را دوست داریم، علی علیهالسلام نیز خدا را دوست داشت، اما محبت ما با محبت امیرمؤمنان و حضرت ابراهیم خیلی خیلی تفاوت است.
باید باور کنیم که چنین مراتبی از محبت خدا برای انسان ممکن است و کمال حقیقی و ارزش انسانی انسان به همین است که چنین رابطهای با خدا داشته باشد.
اگر اینها واقعیت دارد، و انبیا آمدهاند تا ما را به همان راهی ببرند که خودشان رفتند و به همان مقامی برسانند که خودشان به آن رسیدند، ما نیز باید طالب چنین جایگاههایی باشیم.
البته نمیگویم باید مثل آنها بشویم؛ ما خیلی کوچکتر از این هستیم که بتوانیم به صورت صادقانه مرتبه اول محبت را داشته باشیم، و اگر همین مرتبه اول را داشته باشیم که مورد غضب الهی واقع نشویم، باید کلاهمان را به عرش بیاندازیم، ولی هستند بندگانی که همتهایی بلند و دلهایی پاک دارند، مسیر انبیا باورشان است و میدانند کمال همین است و باید راه آنها را رفت.
البته رفتن این راه هیچ منافاتی با انجام وظایف اجتماعی و سیاسی ندارد؛ بتشکنی و به آتش افتادن حضرت ابراهیم نیز در همین مسیر بود.
بندگی و محبت الهی در همه چیز سرایت میکند و همه جا جلوههایش ظاهر میگردد؛ حُبُ اللَّهِ إِذَا أَضَاءَ عَلَى سِرِّ عبدٍ أَخْلَاهُ عَنْ کُلِّ شَاغِلٍ وَ کُلِّ ذِکْرٍ سِوَى اللَّه؛ وقتی محبت خدا در دل فردی طلوع کند، او را از هر دلمشغولی باز میدارد.
سوالی که هست این است که با اینهمه گرفتاریهای دنیا، زد و خوردها و رقابتها در مال و منال و پست و مقام، چگونه با خدا ارتباط پیدا کنیم؟ همه ما دوست داریم بهرهای از این مراتب داشته باشیم؛ چه کنیم تا محبت خدا در دل ما جایگزین بشود و همه چیزهای دیگر را فراموش کنیم و همه کارهایمان برای خدا باشد؟
تسلیت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
گرامیداشت سوم الله ۱۳ آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ» (بقره: ۳۴).
این آیه، نقطه آغاز استکبار در تاریخ بشر را نشان میدهد.
شیطان به دلیل استکبارش از فرمان خدا خارج شد و در مسیر دشمنی با انسان، سعی دارد این ویژگی خود را به انسانها نیز منتقل کند؛ لذا خدای متعال هشدار میدهد که «أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونی وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمینَ بَدَلاً» (کهف: ۵۰): چرا با وجود مستکبر بودن ابلیس و ذریه او اعم از نمرود، فرعون، بنی امیه، بنی عباس، آمریکا و صهیونیزم، وی را به جاى من سرپرست خود مىگیرید؟ در حالى که آنان براى شما دشمنند! ستمگران بد چیزى را به جاى خدا برگزیدند.
این خطاب مستقیم به کسانی است که دشمن آشکار خدا و انسانها را به دوستی میگیرند.
استکبار ورزیدن انسان هیچ تفاوتی با استکبار شیطان ندارد و هر دو ریشه در نافرمانی از خداوند دارند.
حدیث شریف منسوب به امام عسکرى (ع) است که فرمود: «نَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِه وَ جَدَّتُنَا فَاطِمَة حُجَةُ اللَّهِ عَلَینَا» (اطیب البیان فى تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۲۲۵).
* همین نسبت، بین حضرت صدیقه (س) و حضرات انبیاء (ع) برقرار است؛ پیامبر خدا (ص): «مَا تَکَامَلَتِ النُّبُوَّةُ لِنَبِیٍّ حَتَّی اَقَرَّ بِفَضلِهَا وَ مَحَبَّتِهَا» (أسرار فاطمیه (فاضل مسعودی)، ص۳۶؛ رسول خدا (ص) فرمود: "فاطمه (س) پاره تن من و روح من است" (فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ هِی رُوحِی الَّتِی بَینَ جَنْبَی) در توقیعی و نامهای که از امام زمان (عج) آمده که: «وَ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (بحار الأنوار، ج۵۳، ص۱۸۰).
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بهعنوان بانوی اول اسلام، نه تنها الگوی تقوا و عفاف، که اسوه مبارزه با استکبار بود. در واقع حضرت فاطمه (س) را میتوان بزرگترین استکبارستیز تاریخ بشریت نامید؛ و وی با رفتار و تعلیمات خود این روحیه را به تمامی رهبران الهی متقدم و متأخر اعم از انبیاء و ائمه (علیهم السلام) انتقال دادند.
حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) تربیت یافته فاطمه زهرا سلام الله علیها ست که در روز عاشورا فرمود: «إِنَّ الدَّعِیَ ابْنَ الدعِی قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السلةِ وَ الذلةِ وَ هَیْهَاتَ مِنا الذلةُ، حضرت فاطمه زهرا (س) در مدت کوتاه حیات خویش، چنان در مبارزه با استکبار زمان ایستاد که به الگویی جاودان برای تمامی آزادیخواهان تاریخ بدل شد.
خطبههای آتشین آن حضرت در دفاع از ولایت و افشای چهره مستکبران داخلی، نمونهای درخشان از جهاد کبیر در برابر طاغوت است.
استکبارستیزی، حقیقت دین الهی و سیره تمام رهبران الهی، اعم از انبیاء و ائمه (علیهم السلام) است: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت» (نحل: ۳۶).
خداوند در قرآن میفرماید: "وَ مَا کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدًا" (کهف: ۵۱). خداوند هرگز گمراهان را بهعنوان بازوی خویش برنمیگزیند.
بنابراین، پذیرش سرپرستی مستکبران به معنای شریک قرار دادن آنان در مدیریت عالم است.
همان طور که اشاره شد، استکبار با چهره حقوقی ثابت و چهره حقیقی متغیر در طول تاریخ ظهور و بروز داشته است و از ابلیس، نمرود، فرعون، بنی امیه، بنی عباس تا در این عصر، با آمریکا و صهیونیزم، امتداد دارد.
در مکتب حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اولین گام مواجهه با استکبار «روشنگری» است تا در پی آن جامعه بیدار شود؛ در صورت بیتوجهی به اصل اول «افشاگری» نسبت به جریان استکبار در دستور کار قرار میگیرد و درصورت بیتفاوت بودن جامعه، «شهادت» برای بیداری نسلهای بعدی رخ میدهد.
همان که در عاشورا اتفاق افتاد و همان که در جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد، نگاه مردم را در این حوزه قبل و بعد جنگ را ملاحظه کنید، چقدر نگاهشان متفاوت شد، نسبت به مستکبرین، این شهادت عزیزان، بیداری را رقم زد، البته که الان جاده صاف کنهای استکبار در حوزه اندیشه و فکر و حتی عمل، دیدند این بیداری و انسجام و اتحاد به ضررشان است، شروع کردند این خط را در رسانه هایشان دنبال میکنند و پیاده نظامشان در داخل در جاهای مختلف همان را دنبال میکنند، الان میگویند ایران باعث شد که اسرائیل و آمریکا حمله کنند؟!
اصل حرفشان این است که اسرائیل و آمریکا زندگی خودشان را میکردند، ایران هی میگفت مرگ بر آمریکا و مرک بر اسرائیل، هی گفت من موشک میسازم برای دفاع و توسعه داد موشکی خودش را، رفت به سمت انرژی هستهای و ...، آنها را تحریک کردند برای حمله؟!ای حرفها حرفها سطحی و آبکی و غلطی است که دارند برخی در داخل مطرح میکنند، اولا در دشمنی آمریکا بر علیه ایران که شکی نیست، تاریخ این را شهادت میدهد که هر وقت ایران در مسیر استقلال خود خواست گامی بردارد، آمریکا یا کودتا کرد یا حمله مستقیم یا غیر مستقیم، کودتا سال ۱۳۳۲ که بعدها خودشان اعتراف کردند کار ما بوده، کودتاهای اول انقلاب، تحریک و تجهیز منافقین و قوای مسلح مخالف در مرزها، عملیاتی که در صحرای طبس نابود شد، حمله صدام به ایران، ترورها، جنگ ۱۲ روزه و مثالهای دیگر، اینها دشمنی نیست، پس نامش چیست؟
وقتی در دنیایی زندگی میکنی که پر از دولتهای مستکبری است که استقلال کشورها را نمیخواهند، ما باید بازدارندگی ایجاد کنیم، اگر قوی باشیم، در همه حوزهها دشمن نمیتواند ضربهای بزند، برخی دشمنی را کلا میخواهند پاک کنند، ما برای آینده خودمان نیازمند انرژی هستهای هستیم، اینکه انرژی هستهای را صرفا در بمب اتم خلاصه میکنند برای ایران این یک انحراف است، ایران مگر به چه کشوری بنا دارد حمله کند که نیازمند بمب اتم است که نیاز داشته باشد، چه نیازی دارد که کشتار جمعی راه بیندازد؟
این نه با اعتقاد اسلامی ما سازگار است، نه با انقلاب ما سازگار است. مصارف صلح آمیز هستهای را نیاز هر روز ما است از تولید برق و موضوعات پزشکی و علمی و کشاورزی و ... که مستقل بشویم بخاطر نیازهایمان و دست مان جلوی دیگران دراز نشود.
این نه نافی ارتباط با کشورها است و نه نافی همکاری با کشورها، اما خطی که غرب زدهها دارند القاء میکنند، چیزی است که ضربه به استقلال کشور است.
ما باید نظام اقتصادی خودمان را هم درست کنیم و رودربایستیها را باید کنار بگذاریم و نباید فرصت داد به اخلال گران و نباید فرصت سوزی کرد، انحلال بانک آینده صحیح بود و، اما چرا بعد ۲۰ سال، وقتی انحراف دیدید و با اولین فرصت حل نکرد، چرا باز ملاحظه کردید؟
وقتی اعلام کردید رسما بخشی از تورم ایجاد شده کار بانک آینده است، الان اثر این انحلال را باید دید که سایر بانکها که اعلام شده اشکال دارند، بازبنا است سالها مهلت داده شود؟ امیدواریم این رویه برخورد با قدرت ادامه پیدا کند.
همانطور که در جنگ نظامی نمیتواند مهلت داد به دشمن برای عملیاتهای خصمانه خودش، در فضای جنگ اقتصادی که داریم نباید به دشمن و کسانیکه در داخل منافع شخصی خودشان را دنبال میکنند را لحظهای فرصت غیر منطقی داد که بعد این بلا را سر کشور بیاورد و البته یک ایراد دیگر هم هست که برخورد متناسب و فراگیر و علنی که مردم متوجه بشوند در حوزه ترک فعلها نیست، خیلی با اغماض قوه قضائیه رفتار میکند!
افرادی که ترک فعلهایی دارند که زندگی همه مردم را تحت تاثیر قرار داده، باید همه مردم از برخورد با ایشان مطلع شوند.
تذکری هم به استانداری و فرمانداری فعلا سر بسته عرض کنم که دست از تحمیل هزینههای اضافی برای شهرداری ماهدشت بردارند، اولویتهای بر زمین مانده زیر ساختی شهر که زیاد هست را کمک کنند، برخی حرفها و وعدهها فقط اعلامی است اقدامی نیست، اقدامها شهر ما نیاز دارد، مردم و مسئولین شهری آگاه باشند که ما را به دادن برخی امکانات حداقلی دلخوش نکنند و از زیر ساختها غفلت کنیم.
شهر ما فقط آسفالت نمیخواهد که برخی مجموعهها فقط حرف از قیر رایگان میزنند، استخر و برخی مجموعهها در جاهایی دیگر پیش بینی میشود و فقط آسفالت برای ماهدشت، در سالهای بعدی هم میتوان آسفالت کرد، اینقدر که ما تحمل کردیم، چند سال بعد هم میشود تحمل کرد، زیر ساختها مهم است که باید بزودی به نتیجه برسد.