
قزوین- به گزارش بسیج، پیکر مطهر هشت شهید گمنام، این «لالههای زهرایی»، در آیینی با شکوه با عنوان «کاروان بهشت»، در شهرستان البرز به حرکت درآمد و دلهای مشتاق مردان، زنان و کودکان این دیار را مهمان کرد.
گویی بوی بهار از راه رسید؛ کاروانی که نه اسب و شتری داشت، نه کالایی دنیوی. بارگاهش پیکرهای پاکی بود که سالها در خاک بینام و نشان آرمیده بودند، تا امروز که چون نگینی در دل استان قزوین درخشیدند.
چشمانی پراز امید، دستانی که برای دعا بلند شد.
در هر نقطه از این مسیر، از البرز، حصار خروان، شریفآباد، بیدستان، مهرگان، محمدیه تا نصرتآباد، صحنههایی تکرار میشد از یک عشق ناب:
مادران پیری که با چشمانی نمناک و لرزشی در صدا، برای این فرزندان گمنام، همانند فرزندان خود، دعامی کردند.
جوانان و نوجوانان که با شور و حالی وصفناشدنی، پرچمهای سهرنگ ایران را در دست گرفته و پیکر شهدا را بر دوش کشیدند، گویی پیمانی میبستند برای ادامه راهشان.
کودکان معصوم با گل در دست، که بیآنکه از راز شهادت باخبر باشند، در هیئت فرشتگان کوچکی، راه را برای کاروان بهشت آراستند.
رزمندگان کهنسال دفاع مقدس با چهرههایی آفتابدیده و قامتهایی خمیده از گذر سالیان، اما با روحی استوار که در چشمانشان برق میزد، ادای احترام میکردند به همرزمان گمنام خویش.
و اینگونه، کاروان بهشت به کاروان دلها بدل شد.
این مراسم، تجلی دوباره عهدی بود که نسلها در سینه دارند. نوای دلنشین «یا زهرا» و طنین پرصلابت «الله اکبر» در هر کوی و برزنی، فضایی آسمانی آفریده بود. گویی هر شهید، پس از سالها، به خانه خود بازگشته و در آغوش خانواده بزرگ ملتش آرام گرفته است.
آری، کاروان بهشت آمد و رفت، اما بوی بهار و یاد نگارش در قلبها ماندگار شد. این پیکرهای پاک، اگرچه نامی در تاریخ ندارند، اما امروز نامشان بر تارک دلهای مردم قزوین، برای همیشه نقش بسته است.
و اینک، بوی بهار آزادی و ایثار، فضای دیارمان را پر کرده است.
اعظم علویری
انتهای پیام/۱۰۰۴
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان