اگر روزی جهاد، عرصه نبرد بر سر خاک بود، امروز جهاد راستین، نبردی است بر سر «نور». نور دانش. ایران، این تمدن کهن که همواره در میانه میدان تندبادهای تاریخ ایستاده، اکنون با فراخوانی نوین روبروست، جهاد علمی. این میدان، سلاحش فکر است، سنگرش آزمایشگاه و کتابخانه و سربازانش، نخبگان جوان و پویایی هستند که در سایه حماسهها بالیدهاند. این نبرد، ظریفتر و در عین حال سرنوشتسازتر از هر کارزار دیگری است که این مرز و بوم به خود دیده است.
تبارِ جهادگرانِ دانش
نخبه ایرانی، تنها یک استعداد درخشان ریاضی یا پزشکی نیست؛ او وارث میراثی است که ابنسینا را پرورد، خیام را در خود شکوفا کرد و ذوالفقارانِ عصر خویش را در دل دفاع مقدس ساخت. این تبارِ دوگانه عمقِ تاریخی و روحیهٔ جهادی، او را به موجودی بیهمتا بدل کرده است:
دانشمندی که هم بر فرمولهای پیچیده مسلط است، هم بر معنیِ «ایثار» آگاه. او فرزند کشوری است که شکست را نه میپذیرد و نه میشناسد؛ تنها آن را به عاملی برای خیزش دوباره تبدیل میکند. این روحیه، سوختی است که موتور نوآوری را در شرایط سخت نیز روشن نگاه میدارد.
نقشه راه؛ گذار از مرزهای شناختهشده
جهاد علمی، به معنای حرکت در مسیری است که دیگران پیمودهاند نیست. این جهاد، «خلق مرزهای نو» را فریاد میزند. اینجاست که جوان ایرانی در رشتهای مانند «هوش مصنوعی» یا «زیستفناوری»، نه دنبالهرو، که پیشقراول میشود. او با تکیه بر همان روحیهای که در دوران تحریم، فناوری هستهای را بومی کرد، امروز در حال ساختن آیندهای است که در آن، ایران نه مصرفکننده، که تولیدکننده علم است. این گذار، نیازمند جسارتی است که در دانشگاههای نسل سوم و چهارم متبلور میشود؛ دانشگاههایی که مأموریت خود را تنها آموزش نمیدانند، بلکه خلق ثروت از دانش و حل مسائل واقعی کشور را سرلوحه کار خویش قرار دادهاند.
میدانهای نبرد از نانو تا فرازمین
عرصههای این نبرد، گسترده و ژرف است. از مبارزه با «کرونا» با تولید واکسنهای بومی که خود حماسهای علمی بود، تا صعود به قلههای «نانو فناوری» و طراحی سامانههای فضایی. اینها تنها اخبار نیستند؛ اینها گواهِ زنده تواناییِ تبدیل «تهدید به فرصت» و «محدودیت به خلاقیت» توسط نسل جوان هستند. آنها ثابت کردهاند که تحریم، نه تنها سد راه نیست، که محرکی برای جهش است. در میدان پزشکی، شاهد تولد شرکتهای دانشبنیانی هستیم که داروهای نوترکیب و کیتهای پیشرفته تشخیصی را تولید میکنند و در حوزه فناوری اطلاعات، استارتآپهایی ظهور کردهاند که در بازارهای منطقه و جهان حرفی برای گفتن دارند. اینها همه، برگهای زرینی از تاریخ علم معاصر ایران را تشکیل میدهند.
سرمایه انسانی گنجینه ناشناخته
بزرگترین دارایی ایران در این جهاد، «سرمایهٔ انسانی» آن است. این گنج در وجود جوانانی نهفته که در المپیادهای جهانی درخشیدهاند، در استارتآپهای نوپا ایدههای جهانی پروراندهاند و در دانشگاههای داخلی، مقالههایی منتشر کردهاند که مرزهای دانش را جابجا میکند. مسئله، تنها حضور این استعدادهاست، نه فقدان آنها. هنر مدیریت کلان، «فراهم کردن بستر شکوفایی» برای این گنجینه است. این بستر تنها با ایجاد پارکهای علم و فناوری و شتابدهندهها ساخته نمیشود، بلکه با ایجاد یک «اکوسیستم اعتماد» کامل میگردد. اعتماد به اینکه ایده این جوانان شنیده میشود، از آن حمایت میشود و در نهایت، به ثمر مینشیند.
چالشها؛ سدهای پیشروی جهاد
اما هر جهادی با مانع روبروست.«فرار مغزها» را نباید تنها مهاجرتی فیزیکی دید، بلکه زنگ خطری است درباره «فرار فرصتها». هنگامی که ارتباط میان صنعت و دانشگاه ضعیف باشد، وقتی که بوروکراسی دستوپاگیر، نوآوری را خفه کند و هنگامی که قدردانی از جهادگران علم، تنها در حد سخنرانی باقی بماند، این جهاد با کندی روبرو میشود. اینجا، دشمن، بیرون نیست بلکه در ساختارهای ناکارآمد داخلی لانه کرده است. یکی از بزرگترین این موانع، «شکاف خطرپذیری» است. در حالی که نوآوری ذاتاً با خطر و شکست عجین است، سیستمهای اداری و مالی ما غالباً طالب نتایج قطعی و بدون ریسک هستند. این دوگانگی، مانند ترمزی بر چرخ توسعه عمل میکند.
رسالت ملی، معماری اکوسیستم نوآوری
ماموریت ملی ما،«معماری یک اکوسیستم یکپارچهٔ علمی» است. اکوسیستمی که در آن، ایده جوان نخبه، از دانشگاه به شتابدهنده، از شتابدهنده به بازار جهانی و از بازار به ثروت ملی تبدیل شود. این مسیر، نیازمند نقشهراهی است که بر سه پایه استوار باشد: «آزاداندیشی علمی»، «حمایت مالی و معنوی بیقیدوشرط» و «پیوند ناگسستنی با صنعت ملی». تحقق این امر، مستلزم عزمی راسخ در سطوح بالای حکمرانی و همکاری تمامبخشی نهادهای علمی، اقتصادی و اجرایی کشور است. بودجهریزی هدفمند، ایجاد صندوقهای خطرپذیر وطنی و تصویب قوانین شفاف و تسهیلگر، از ارکان این معماری به شمار میآیند.
طلوع تمدن نوین ایرانی
جهاد علمی،تنها یک انتخاب نیست بلکه تنها راه بقا و عزت ایران در قرن پیش روست. این جهاد، فصل نوینی از تمدن ایرانی را رقم خواهد زد، تمدنی که این بار، نه با شمشیر، که با قلم میآید، نه با گسترش قلمرو، که با تسخیر قلههای دانش. نخبگان جوان ایران، پرچمداران این طلوعند. وظیفهٔ ما، تنها تماشا کردن نیست؛ باید خاکریز برایشان ساخت، سپر شد و فضا آفرید. آینده، از آنِ ملتی است که امروز، در میدان جهاد علمی، از خودگذشتگی نشان دهد. بیایید این بار تاریخ را نه با روایت جنگها که با ثبت اکتشافات و اختراعاتمان ورق بزنیم. ایران، با تکیه بر این سرمایه عظیم انسانی، میتواند بار دیگر پرچمدار دانایی و نوآوری در جهان شود. این، آرمانی دستیافتنی است.
انتهای پیام/۱۰۱۰