در روزهایی که جامعه بار دیگر به نام و یاد حضرت فاطمه زهرا(س) آراسته شده است، بازخوانی سیرهی این بانوی بزرگ بیش از پیش ضرورت مییابد. هر بار که به زندگی کوتاه اما سرشار از معنا و اثرگذاری او مینگرم، این حقیقت برایم پررنگتر میشود که چرا اندیشمندان و عالمان دینی، فاطمه(س) را الگوی تمام اولیا و اوصیا معرفی میکنند؛ الگویی که نهتنها در بُعد شخصی و خانوادگی، بلکه در عرصههای اجتماعی، سیاسی و معنوی نیز معیار هدایت بهشمار میآید.
حضرت فاطمه(س) در عین برخورداری از جایگاه ممتاز خانوادگی، هویت و عظمت خود را وامدار نسب نمیکند، بلکه با ایمان، معرفت، شجاعت و مسئولیتپذیری خویش، جایگاه معنویاش را به اوج میرساند. او بانویی است که در سادهترین شکل زندگی، عمیقترین جلوههای عبادت و بندگی را رقم میزند و در عین لطافت روح و مهربانی مادرانه، در برابر پایمال شدن حق، با صلابت و استوار میایستد. همین جمع میان عاطفه و عقل، عبادت و اقدام، سکوت مؤمنانه و سخنِ کاشف از حقیقت است که شخصیت او را شایستهی عنوان الگویی برای رهبران الهی در طول تاریخ کرده است.
در نگاه من، بزرگی حضرت زهرا(س) تنها در نقش همسر و مادر بودن خلاصه نمیشود، اگرچه در این دو عرصه نیز چهرهای بیبدیل دارد. آنچه او را برای اولیا و اوصیا الهامبخشتر میکند، توجه عمیقش به مسئولیت اجتماعی و دفاع آگاهانهاش از ولایت و حقیقت است؛ موضوعی که موجب شد حتی کوتاهی عمر دنیاییاش نتواند از گسترهی اثرگذاری تاریخی او بکاهد. فاطمه(س) نهتنها بهعنوان یک الگوی اخلاقی، بلکه بهعنوان شاخصی برای سنجش حقطلبی و پایمردی شناخته شده است.
امروز که جامعهی ما بیش از هر زمان به الگوهای روشن و راهگشا نیاز دارد، بازگشت به سیرهی حضرت زهرا(س) فرصتی است برای بازاندیشی در رفتارها، مسئولیتها و تصمیمها. سیرهی او یادآور این حقیقت است که هدایتگران جامعه—خواه در عرصه دین، خواه فرهنگ و مدیریت—برای اثرگذاری واقعی، باید میان درون و بیرون، گفتار و کردار، و ایمان و عمل پیوندی استوار برقرار کنند.
شاید به همین دلیل است که هرچه زمان میگذرد، الگوی فاطمی نهتنها کهنه نمیشود، بلکه جلوههای تازهتری از آن آشکار میگردد؛ الگویی که هم به معنویت عمق میبخشد و هم به مسئولیت اجتماعی جهت.
به قلم:حجتالاسلام علی دریکوندی