
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج شهرستان ایذه: معلم وجانباز شهید علی اصغر سعیدی، سال ۱۳۴۵ در ایذه و در خانواده ای متدين و مؤمن به دنيا آمد، تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در ايذه ادامه داد، در زمان تحصیل در دبيرستان، داوطلبانه چند مرحله در جبهه های نبرد حضور یافت، درپدافندی جزیره مجنون براثر موج انفجار مجروح شد و پس مدت کوتاهی مجدداً به مناطق جنگی اعزام شد و در عمليات والفجر ۸ در منطقه فاو نیز زخمی شد و به پشت جبهه منتقل گرديد و اين بار به خاطر شرايط جسمی که ناشی از تركش های در بدن و آثار شيميايی، پس از مرخص شدن به سنگر علم قدم گذاشت، ودر رشته «دينی و عربی»تربيت معلم ادامه تحصیل داد، مجدداً در آذر ماه ۱۳۶۵ به گردان حضرت رسول «صلی الله علیه وآله» پیوست ودر ماموریت های آن زمان گردان از جمله عملیات کربلای ۵ شرکت کرد.
پس از فراغت از تحصيل عملاً به آموزش علم، اخلاق، مهربانی و ساده زيستی می پرداخت، در سال ۱۳۶۹ ازدواج نمود و دو فرزند پسر از ايشان به يادگار مانده است، با این احوالات سنگر علم را رها نکرد و در سال ۱۳۷۳ در کنار تدریس در آموزش پرورش ایذه، موفق به اخذ ليسانس در رشته ی معارف اسلامی گرديد، آموزگار دين و اخلاق در حالی مشتاقانه، دروس دینی و قرآن را به فرزندان اين سرزمين آموزش می داد که مدتها براثر جراحات شيميايی رنج می بردسرانجام این اواخر در بیمارستان الزهرای اصفهان بستری شد و ۵آذر ماه۱۳۷۸ به فیض عظیم شهادت نائل آمد، و پیکر مطهرش در ایذه قطعه شهدای روضة الزهرا سلام الله علیها آرام گرفت.
يكی از نزديكانش كه در زمان بستری در بیمارستان همراهش بود نقل کرد: «شب جمعه بود كه علی اصغر از همراهش خواست دعای كميل برايش بخواند، وی از شهید اجازه خواست كه فرصتی بدهد تا كتاب دعا تهيه کند، اما علی اصغر كه به علت درد زياد، نمی خواست تنها باشد قبول نكرد و بعد از مدتی به خواب رفت و در خواب اسم دوست شهيدش ملك حسين نوروزی را می آورد، بعدكه از خواب بيدار شد از همراهش پرسيد، ملک حسين را ديدی آمد برایم دعای كميل خواند؟».
"شهید ملک حسين نوروزی از رفقای شهید علی اصغر سعیدی بود که قبلا به فیض عظیم شهادت نائل آمده بود."
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان