۱۲ / شهريور / ۱۴۰۵ - 03 September 2026
10:02
کد خبر : 9731970
۱۸:۱۸

۱۴۰۴/۰۹/۰۸

شهید مجتبی محمد حسینی با توکل زیست و با ایثار پرکشید

شهید مجتبی محمد حسینی، در خانه و میدان تنها یک جمله داشت:«توکل به خدا»، با همین ایمان زیست، با ایثار پرکشید و جاودانه شد.

شهید مجتبی محمد حسینی با توکل زیست و با ایثار پرکشیدبه گزارش خبرگزاری بسیج گیلان ،هما اکبری:در روزهای جنگ ۱۲ روزه که بار دیگر آتش دشمن بر سر مردم بی‌پناه فرود می‌آمد، استان گیلان نیز همچون همیشه مردانی را تقدیم کرد که جان خود را سپر امنیت ملت کردند.

 از میان آنان، نام شهید مجتبی محمد حسینی با توکل، اخلاص و مهربانی پیوند خورده است؛ مردی که جمله همیشگی‌اش در خانه و میدان این بود: «توکل به خدا.»

 در این گزارش، روایت زندگی شهید مجتبی محمد حسینی از زبان همسرش سمیرا دلشادی در گفت‌وگو با بسیج بازگو می‌شود.  

شهید مجتبی محمد حسینی با توکل زیست و با ایثار پرکشید

 از تولد تا نوجوانی

سمیرا دلشادی، همسر شهید، با اشاره به آغاز زندگی او گفت:مجتبی در ۲۷ تیر ۱۳۶۲ در روستای اوشیان چابکسر از شهرستان رودسر متولد شد. دومین فرزند خانواده بود و یک خواهر و یک برادر داشت.

 وی ادامه داد:از همان کودکی آرام، درس‌خوان و مهربان بود. دوستان و همسایگان همیشه از گذشت و اخلاق نیکوی او یاد می‌کردند.

 دلشادی با بیان اینکه پدرش را در ۱۸ سالگی از دست داد گفت: با وجود قبولی در رشته دامپزشکی، از تحصیل انصراف داد تا کمک حال خانواده باشد.

 مسیر خدمت و همراهی با شهید رضی موسوی

همسر شهید با اشاره به ورود او به سپاه پاسداران در سال ۱۳۸۲ گفت:مجتبی در سال ۱۳۹۰ به دعوت شهید سید رضی موسوی به نیروی قدس پیوست و سال‌ها در سوریه و لبنان حضور داشت.

 وی افزود:به نقل از خانواده شهید رضی ،شهید رضی بارها از پشتکار و انضباط مجتبی یاد می‌کرد و رابطه‌شان فراتر از فرمانده و نیرو بود؛ پیوندی پدر و پسری داشتند.

دلشادی با بیان اینکه خبر شهادت شهید رضی قلب همسرش را شکست،گفت: مجتبی با گریه می‌گفت رابطه ما فرمانده و زیردست نبود،رابطه پدر و پسری بود.

شهید مجتبی محمد حسینی با توکل زیست و با ایثار پرکشید

 زندگی خانوادگی؛همسر، فرزندان و رفاقت

همسر شهیدبا اشاره به ازدواجشان در سال ۱۳۹۲ گفت: ازدواج ما کاملاً سنتی بود و ثمره‌اش سه فرزند شد؛ سپهر، ملیکا و مهنیا.

 وی ادامه داد: مجتبی پدری مهربان و همسری رفیق بود. سپهر پدر را رفیق می‌دانست و دخترها با او خاله‌بازی می‌کردند.

 دلشادی با بیان اینکه مجتبی باور داشت باید با فرزندانش وقت بگذراند تا در جامعه به هر لبخندی پاسخ ندهند،افزود:در نبودشهید مجتبی بچه‌ها با بیان جملاتی چون :«شیطونی نکنید، مامان را اذیت نکنید، بابایی دارد می‌بیند»هنوز صدای پدر را در دل می‌شنوند .

شهید مجتبی محمد حسینی با توکل زیست و با ایثار پرکشید

خدمت به نیازمندان و آخرین روزها

وی با اشاره به روحیه‌ی بخشش همسرش گفت:هیچ‌کس از در خانه‌اش دست خالی برنمی‌گشت؛ اگر چیزی نداشت، حداقل با لبخند و رفتار خوب پذیرایی می‌کرد.

دلشادی با بیان اینکه در گوشی‌اش شماره تماس مؤسسات خیریه مختلف ذخیره بود ، افزود:حتی اگر یک تومان داشت، نیمه‌ی آن را می‌بخشید.بارها به یتیم‌خانه‌ها و خانواده‌های بی‌سرپرست کمک می‌کرد و می‌گفت ،خدا خودش می‌رساند.در خانه و میدان تنها یک جمله داشت:«توکل به خدا»

همسر شهید گفت:در همان روزهای جنگ وقتی نگرانش بودم می گفت:«سه فرزند داری، شیرزن باش، قدرت و نترسی را از من یاد بگیر»

شهید مجتبی محمد حسینی با توکل زیست و با ایثار پرکشید

روز همسر و عهدی عاشقانه 

دلشادی با اشاره به خاطره‌ای از روز همسر گفت: یک بار در روز همسر، مجتبی برایم دسته‌گلی سفارش داده بود در غیابش توسط پیک ارسال شد، در پیامی گفت:این هدیه کوچک برای توست، اما اصل هدیه من همیشه محبت و رفاقت است

 وی ادامه داد:حتی در همان روز برایم پیام داد که ان‌شاءالله صد سال در این دنیا با هم زندگی کنیم و بعد در آن دنیا نیز کنار هم باشیم.

ایثار جاودان 

دلشادی با اشاره به روز شهادت گفت: در سومین روز جنگ، مجتبی با وجود جراحات شیمیایی قبلی، هنگام حمله موشکی ابتدا به کمک همکارانش شتافت و آنها را از محل حادثه خارج کرد.

وی ادامه داد:همین ایثار و فداکاری باعث شد جان دیگران نجات پیدا کند، اما خودش به دلیل استنشاق گازهای ناشی از انفجار به شهادت رسید.

 همسر شهید با بیان اینکه آخرین جمله‌اش به من این بود «مواظب خودت باش»،افزود:این جمله برای من وصیت‌نامه‌ای شد که با صبر و تربیت فرزندان، راه او را ادامه دهم. 

وی با اشاره به علاقه خاص همسرش به رهبر انقلاب گفت: وقتی برنامه حضرت آقا پخش می‌شد، مجتبی خانه را ساکت می‌کرد و با دقت گوش می‌داد. با صمیمیت تمام می‌گفت:«پیر ما هرچه گفت همان می‌شود».

دلشادی با اشاره به عنایت و برکت حضور شهید در زندگی‌شان گفت:همیشه احساس می‌کنم سایه‌ی مجتبی بر سر ماست و حتی پس از شهادتش، راه را برای فرزندانمان روشن می‌کند.

شهید مجتبی محمد حسینی با توکل زیست و با ایثار پرکشید

وی گفت:یک بار فرزندم پرسید مادر، آیا ممکن است روزی حضرت آقا را از نزدیک ببینیم؟ من گفتم نه عزیزم، ممکن نیست. اما پس از شهادت مجتبی، وقتی به دیدار حضرت آقا مشرف شدیم، به فرزندم گفتم پدر تو شخصیتی بود که با شهادتش چنین دیداری را میسر کرد و تو به آرزویت رسیدی.

دلشادی با اشاره به اخلاق نیکوی همسرشهیدش گفت: مجتبی همیشه به بزرگ‌ترها احترام می‌گذاشت و در رفتار با مردم، ادب و فروتنی‌اش زبانزد بود. هیچ‌گاه صدایش را بر کسی بلند نکرد و حتی در کوچک‌ترین مسائل، رعایت حرمت دیگران برایش اصل بود.

 وی افزود:همین اخلاق و رفتار باعث شد در روز شهادتش، مراسم تشییع و یادبود او تنها به یک گروه خاص محدود نشود؛ از همه قشرها، پیر و جوان، کارگر و دانشجو، بازاری و فرهنگی آمده بودند تا نشان دهند که محبت و احترام او در دل همه جای گرفته بود.

جنگ ۱۲ روزه، پیام شهید و آرام گرفتن در کنار شهدا

همسر شهید با اشاره به جنگ ۱۲ روزه گفت: این جنگ در شرایطی آغاز شد که مذاکره در جریان بود، اما دشمن با نامردی و بی‌رحمی حتی فرصت دفاع به مردم نداد. 

وی ادامه اد:خانه‌ها، مدارس و دانشمندان هدف قرار گرفتند و دختران و پسران دانش‌آموز بی‌گناه به شهادت رسیدند.

  دلشادی افزود:این جنگ نشان داد که دشمن نه با دولت، بلکه با مردم و آرمان‌ها سر جنگ دارد.  

شهید مجتبی محمد حسینی با توکل زیست و با ایثار پرکشید

 وی با بیان اینکه مکتب انقلاب اسلامی پایان‌پذیر نیست گفت: شهادت مجتبی و دیگر رزمندگان ثابت کرد که شاید جسم شهیدان پرکشیده باشد، اما ایمان، ولایت‌مداری و آرمان‌هایشان در نسل‌های بعدی تکثیر می‌شود.

 همسر شهیدبا اشاره به مدت زندگی ۱۲ ساله شان افزود: هرچند زندگی مشترکمان ۱۲ سال بود،اما وقتی می‌بینم او در کنار شهیدانی آرمیده که سال‌ها پیش از تولدش راه شهادت را پیموده بودنداین هم‌جواری برای من یادآور پیوستگی نسل‌ها و استمرار راه ایثار است.

شهید مجتبی محمد حسینی با توکل زیست و با ایثار پرکشید

آری شهید محمدحسینی ۴۲ ساله و از جمله نیروهای خدوم و ایثارگر سپاه بود، سال‌ها در مسیر دفاع از امنیت ملی، پاسداری از ارزش‌های انقلاب اسلامی و خدمت بی‌منت به مردم گام برداشت و در نهایت نیز جان خود را در راه مبارزه با جبهه استکبار فدا کرد.

هما اکبری
نویسنده: هما اکبری

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید