به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، آهنگری کارشناس مسائل رسانه، در یادداشتی در مورد برندسازی بحرانها در استان البرز، آورده است که

در چند ماه گذشته هر بار که مردم و مخاطبان صفحه خبرها را باز میکردند، یک چیز در استان البرز ثابت بود، بحران.
یک روز «بیآبی و خشک شدن سد کرج و طالقان»، روز بعد «کشف ۷۴ جسد در سد کرج»، روز بعدتر «ریزگردها و آلودگی هوا و بی بارانی».
آنقدر این تیترها تکرار شده که تصویر استان البرز یا همان ایران کوچک در چند ماه گذشته تحت تاثیر این مسائل بوده است.
واقعیت این است که بحرانها را نمیشود انکار کرد؛ اما آنچه در روایت رسانهای استان البرز دیده نمیشود، «نقشه راه» است و خبری از این که چه کسی چه برنامهای دارد، چه مرحلهای اجرا شده یا نشده، یا اصلاً چه دادهای پشت این تیترها است، نیست.
رسانه شریک راهبردی در مدیریت بحران
اطلاعرسانی دقیق و بهموقع، پیگیری مشکلات مردم بدون جنجال و بازآفرینی اعتماد عمومی از وظایف مسئولین و رسانهها است، ضعف و قوت روابط عمومیها در گفتمان سازی و انعکاس درست مشکلات و مطالبات مردم و پاسخگویی به موقع و شفاف را نباید نادیده گرفت یک سر این بحرانها در عدم پاسخگوییها است.
جنگ ترکیبی در رسانه با ضریب دادن به بحران همراه با تکنیکهای جنگ شناختی
این روزها دیگر نمیشود کنفرانس امنیتی، میزگرد تلویزیونی یا حتی گروه خانوادگی واتساپی را نگاه کرد و کلمه «جنگشناختی» را نشنید و همه از «عملیات روانی»، «دستکاری ذهن»، «مهندسی ادراک» و «تسخیر مغزها» و این اواخر مهندسی معنا حرف میزنند.
۱. تکرار مداوم یک روایت خطاهای شناختی را فعال میکند.
۲. چون در برخی موارد رسانه دست دشمن است، هر انتقادی!
تا چند ماه قبل اگر کسی از کم شدن ظرفیت آب سد کرج سخن میگفت در خوشبینانهترین حالت یک برچسبی میخورد امروز که سد کرج در وضع نا مناسب است چطور! آن روایتها غلط بود؟ در مورد سد طالقان هم همین طور، آیا میشود صحبتی کرد؟
بهجای برچسبزدن به هر انتقاد، باید استدلال کنیم و استدلال بشنویم بعضی اوقات همان کاری را میکنیم که دشمن میخواهد؛ بهجای پاسخدادن به استدلال، انگیزه طرف را زیر سؤال میبریم و با برچسب «جنگ شناختی» بحث را میبندیم.
اگر مدیران، برنامه عبور از این بحرانهای را با مردم درمیان نگذارند، این بلاتکلیفی ایجادشده در سطح افکارعمومی، موجب این برداشت میشود که راه چارهای وجود ندارد، برداشتی که اگر عمومیت پیدا کند اول برند استان البرز و بعد اقتصاد از آن ضربه خواهد خورد.
آیا واقعا برنامهای برای برونرفت از این بحرانها چه در استان و چه در کشور وجود ندارد؟ مردم میپرسند نقشه راه چیست؟ طرحهای بارورسازی ابرها و قانون هوای پاک و برنامه برای بهره وری بیشتر از منابعی آبی قابل اجرا است؟
زمان گفتوگو با مردم است، تا اتفاقات بعدی برند نشوند.