
به گزارش خبرگزاری بسیج از فارس، دکتر عالیهسادات رفعت حقیقی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در حوزه گیاهان دارویی، معتقد است "توانمندی یک عنوان نیست، بلکه مسیری است در حال رشد". او از آن دسته زنانی است که در مرز علم و عمل ایستاده و پژوهش را از آزمایشگاه به خاک واقعی رسانده است. مشروح گفتگوی ما بدین شرح است:
خودتان را معرفی کنید:
عالیهسادات رفعت حقیقی هستم؛ دکترای تخصصی مهندسی کشاورزی با گرایش گیاهان دارویی، کارشناس سازمان جهاد کشاورزی و مدرس دانشگاه. تاکنون بیش از ۲۰ مقاله علمی ـ پژوهشی در زمینه گیاهان دارویی منتشر کردهام و دو اختراع و دو طرح دانشبنیان در حوزه مکملهای گیاهی و پوششهای خوراکی بر پایه گیاهان دارویی به ثبت رساندهام. همچنین در پنج طرح پژوهشی ملی و دانشگاهی در حوزه کشاورزی و پزشکی مرتبط با گیاهان دارویی، بهعنوان مجری و همکار حضور داشتهام.
سؤال: اگر بخواهید خودتان را در یک جمله به مردم ایران معرفی کنید، این جمله بیشتر بازتاب دخترانگی شماست یا نقش امروزتان؟
پاسخ: جمله من بیش از هر چیز بازتابدهنده نقش حرفهای و هویت کنونی من است؛ اما ریشههای این مسیر به دخترانگی آرام، کنجکاو و طبیعتدوست من بازمیگردد. امروز بهعنوان پژوهشگر گیاهان دارویی، همچنان همان دختری هستم که از لمس خاک و عطر گیاه الهام میگیرد.
سؤال: نخستین جرقه علاقهتان به مهندسی از کجا آمد؟
پاسخ: در ابتدا، رشته کشاورزی انتخابی آگاهانه نبود؛ اما در مسیر یادگیری، با شناخت گیاهان دارویی علاقهای واقعی در من شکل گرفت. دیدن تأثیر مستقیم پژوهشها بر سلامت و تولید، باعث شد این مسیر از یک انتخاب اتفاقی، به راهی عاشقانه و تخصصی تبدیل شود.
سؤال: در شکلگیری شخصیت حرفهایتان، چه کسی بیش از همه به شما باور داشت؟
پاسخ: اگر صادقانه بگویم، آن فرد خودم بودم. من در تمام مسیر، "خواهر درونی"ام را در کنار داشتم؛ همان صدای درونی که همیشه گفت میتوانی، ادامه بده و تسلیم نشو.
سؤال: مهمترین نقطه اوج کاری شما چه بود؟
پاسخ: اجرای نخستین مزرعه گیاهان دارویی سازگار با اقلیم جنوب. لحظهای که پژوهشهای دانشگاهیام با عمل میدانی تلاقی کرد، در واقع رؤیایم را روی زمین کاشتم.
سؤال: در زمان فشار کاری، به کدام نقش زنانهتان پناه میبرید؟
پاسخ: به نقش «دختر طبیعتدوستم» پناه میبرم؛ همان که با بوی خاک و لمس یک برگ آرام میگیرد. و در کنار او، «خواهر عاقل و منظم درونیام» که عقل و احساس را متعادل میکند.
سؤال: وقتی شما را بهعنوان «زن توانمند ایرانی» معرفی میکنند، چه احساسی دارید؟
پاسخ: این عنوان برایم افتخار است اما مقصد نیست. توانمندی از نگاه من مسیر است نه برچسب. اگر من الهامبخش دختری شوم که هنوز در آغاز راه است، آنگاه این عنوان برایم معنا پیدا میکند.
سؤال: سهم بانوان متخصص در آینده توسعه ایران را چطور میبینید؟
پاسخ: زنان متخصص در کشاورزی، میتوانند آینده اقتصاد سبز ایران را تعیین کنند. متأسفانه جامعه هنوز به اندازه ظرفیت واقعی از این توان بهرهمند نشده است.
سؤال: به دخترانی که رؤیای مهندس شدن دارند ولی حمایت نمیشوند، چه میگویید؟
پاسخ: شما مسئول نخستین جرقه اعتماد به خود هستید. اگر کسی درِ فرصتی را بهرویتان باز نکرد، خودتان باغ خودتان را بسازید.
سؤال: تعریف شما از زن ایرانی امروز چیست؟
پاسخ: زن ایرانی امروز مانند یک گیاه دارویی چندمنظوره است: ریشه در سنت دارد، اما خواص و تواناییهایش مدرن و علمی است. او میتواند همزمان محقق، مدیر، دختر، مادر و فعال اجتماعی باشد.
سؤال: بزرگترین سوءتفاهم درباره زنان موفق چیست؟
پاسخ: اینکه موفقیتشان حاصل «شرایط خاص» است. در حالیکه واقعیت، ساعتها تلاش پنهان و شکستهای خاموشی است که کمتر کسی میبیند.
سؤال: اصل طلایی زندگی شما چیست؟
پاسخ: "رشد هر دانهای، در دل خاک تاریک شروع میشود؛ پس از تاریکی نترس."
سؤال: اگر دختری روزی داستان زندگی شما را بخواند، دوست دارید چه بیاموزد؟
پاسخ: اینکه جسارتِ کاشتن رؤیاها و صبرِ رشد دادن آنها ثروتمندترین دارایی یک زن است.
سؤال: بهعنوان یک زن مهندس، کدام تجربه برایتان هم الهامبخش بوده و هم دردناک؟ تجربهای که فقط یک زنِ حرفهای میتواند لمسش کند.
پاسخ: بهعنوان پژوهشگر در حوزه گیاهان دارویی، حضور فعال در محیطهای پژوهشی و اجرایی برایم هم منبع الهام و هم منبع چالش بوده است. دیدن اثر مستقیم تحقیقات و اختراعاتم بر بهبود تولید و کیفیت گیاهان دارویی حس معنا و رضایتی عمیق به من میدهد؛ این بخش الهامبخش مسیر من است.
اما در سوی دیگر، مواجهه با نگاههای پیشداورانه نسبت به حضور زنان در محیطهای اجرایی و کشاورزی، یکی از تلخترین و در عین حال رشددهندهترین تجربههایم بوده است. این مسیر تنها از نظر فیزیکی دشوار نبود، بلکه نیاز به اعتمادبهنفس بالا، مدیریت احساسی و تعامل حرفهای هوشمندانه داشت.
با ترکیب دانش علمی، تجربه عملی و مدیریت پروژه، نهتنها موانع را پشت سر گذاشتم بلکه توانستم به نمونهای از حضور مؤثر و الهامبخش زنان در حوزه کشاورزی تبدیل شوم. این تجربه برای من، تعریف واقعی صبر، استقامت و بلوغ حرفهای زن ایرانی است.
سؤال: کدام پیشداوری درباره زنان را با کار و شخصیت خودتان شکستهاید؟
پاسخ: یکی از باورهای ریشهدار در حوزه کشاورزی این بود که "بانوان نمیتوانند پروژههای سنگین و میدانی را مدیریت کنند". اما طرحهایی که مدیریتشان را بر عهده داشتم، از مرحله تحقیق تا اجرا، بهترین پاسخ به این پیشداوری بود. امروز وقتی به پروژههایی مینگرم که زنان در آنها مدیر میدانیاند، حس میکنم قدمی کوچک اما مؤثر در تغییر این ذهنیت برداشتهام. خوشبختانه جامعه امروز بیش از گذشته به توانمندی بانوان در عرصههای علمی و اجرایی باور پیدا کرده است.
سؤال: ؟از دید شما، بزرگترین مانع پیشرفت یک زن ایرانی در مهندسی چیست فرهنگ، ساختار یا باور درونی؟
پاسخ: واقعیت این است که هر سه نقش دارند، اما باور درونی نقش تعیینکنندهتری دارد.
اگر زن ایرانی باور کند که قرار نیست تنها مصرفکننده دانش باشد، بلکه میتواند تولیدکننده اندیشه، ایده و فناوری باشد، هیچ ساختار و فرهنگی توان توقف او را نخواهد داشت. تغییر از درون آغاز میشود؛ همان جایی که زن تصمیم میگیرد خود، مسیر را بسازد نه اینکه در انتظار مسیر بماند.
سؤال: بهنظر شما چرا «زن» تبدیل شده به میدان اصلی روایتسازی و حتی جنگ شناختی در جهان امروز؟
پاسخ: زیرا زن ریشه و بستر تداوم جامعه است؛ او نخستین مدرس، اولین مفسر و سازنده عاطفی نسل آینده است. به همین دلیل هر قدرتی میکوشد این ریشه را جهتدهی یا مدیریت کند. حقیقت این است که هر زمان زن درک و آگاهی خود را نسبت به نقش خویش بازیابد، جامعه هم به بلوغ تازهای میرسد.
سؤال: آیا احساس کردهاید رسانهها چهره واقعی زنان متخصص را بازتاب نمیدهند؟ چه چیزی معمولاً پنهان میماند؟
پاسخ: بله، اغلب رسانهها فقط نتیجه را نمایش میدهند — مقاله، مدال، اختراع، اما مسیر را نه.
آنچه پنهان میماند، ساعتهای طولانی آزمایشگاه، روزهای داغ مزرعه، شکستهای مکرر و لحظات تنهایی پژوهش است. موفقیت زنان متخصص تنها حاصل استعداد نیست؛ نتیجهی پشتکار، صبر و حجم بزرگی از کارهایی است که دیده نمیشود.
سؤال: آیا لحظهای بوده که با خود گفتهاید «دیگر نمیتوانم»؟ در آن لحظه چه چیزی شما را نجات داده است؟
پاسخ: بله، بارها. گاهی فشار کار، خستگی ذهنی و بینتیجه ماندن تلاشها مرا به نقطهای رسانده که در ذهنم زمزمه کردم «دیگر نمیتوانم». اما در همان لحظات، زن خردمند و صبورِ درونم دستم را گرفته، همان بخش از وجودم که آرام است، منطقی میاندیشد، احساساتم را مرتب میکند و مرا از تردید به عمل بازمیگرداند.
شاید همین صدای درونی، معنای واقعی استقامت زنانه باشد.
انتهای پیام/