۲۳ / خرداد / ۱۴۰۵ - 13 June 2026
14:26
کد خبر : 9765171
۰۸:۴۸

۱۴۰۵/۰۳/۲۳

یک سال جنگ؛ یک سال ایستادگی؛ یک سال شهادت

محمدمهدی اسدزاده، یادداشتی به‌عنوان «یک سال جنگ؛ یک سال ایستادگی؛ یک سال شهادت» منتشر کرد.

یک سال جنگ؛ یک سال ایستادگی؛ یک سال شهادت

به گزارش خبرگزاری بسیج از فارس، محمدمهدی اسدزاده، یادداشتی به‌عنوان «یک سال جنگ؛ یک سال ایستادگی؛ یک سال شهادت» منتشر کرد. متن این یادداشت بدین شرح است: 

در پگاه آدینه، 23 خرداد 1404، غرش‌های دهشتناک، مردم برخی شهرهای ایران را در هنگامه نماز بامدادی، از جا کَند. خیلی زود، رسانه‌های درونی و بیرونی، دوست و دشمن، از یورش ددمنشانه و دهشتناک رژیم صهیونیستی به ایران گفتند. یورشی که در آن هنگامه نخست، دانشمندان رشته‌های گوناگون به‌ویژه پویش‌گران انرژی هسته‌ای و سپس فرماندهان برجسته و عالی‌رتبه نظامی را به بی‌رحمانه‌ترین گونه، به خاک و خون کشید؛ و این آغازی بر یک سال جنگ تحمیلی صهیونیستی بر خاک ایران بود که در سه گام جنگ 12 روزه، کودتای دی‌ماه و سپس جنگ رمضان یا 40 روزه، بود.

از همان آغاز، گفتگوها درباره چرایی آغاز جنگ، نه تنها در رسانه‌ها، که مردم جهان را به چالش کشید. از سوی دیگر، ویژگی‌های بی‌همتای این نبرد سهمگین، که در هر روزش، برگی نوین از سبک و روند تازه جنگ‌های پیش‌رو، را بر همگان روشن می‌کرد و این نیز سخن و چالشی دیگر در رسانه‌ها و مردم جهان بود. جنگی که در همه گذشته پیشین، چون آن وجود نداشته است. سومین چالش جهانی و رسانه‌ای، ایستادگی، همبستگی و پاسداری همه‌جانبه مردمی ایران با رمز بعثت مردم ایران، بود. در بخش چهارم ویژگی‌های این جنگ که تا کنون نزدیک به یک سال از آن می‌گذرد و بر کسی روشن نیست که تا کی ادامه خواهد داشت، آشکار شدن دستاوردهای برجسته نظامی جمهوری اسلامی ایران در 47 سال برپایی آن است.

برای بررسی این جنگ، باید برخی از رخدادهای پیشینی و آن‌چه در این یک سال گذشته است را بازخوانی کنیم.

 چرایی آغاز این جنگ

بسیار روشن است که هر رخدادی، برآیند رخدادهای پیشینی است که به‌هم‌پیوستگی دارند؛ از این رو نمی‌توان ریشه رخدادها را به یک بازه یا چند چرایی، گرد آورد؛ با این همه می‌توان به بررسی برخی از ریشه‌های پرداخت. درباره این جنگ نیز هرچه بیشتر گذشته را شخم بزنیم، باز هم جا دارد تا پیشتر برگردیم و بازخوانی کنیم.

از آن روز که به گفته ایرانیان کیومرث و به گفته رومیان، دیائکو، پرچم دادخواهی برافراشت و ایران زمین، زیر یک پرچم درآمد، تا به امروز که روشن نیست چند هزار سال گذشته است، همیشه کینه، حسادت و زیاده‌خواهی برخی در درون و برخی از برون، را برانگیخته تا مرزها را بشکنند و ایران را به زانو درآورند؛ و بارها ایران شکسته شد و زخم برداشت و آن‌گاه استوارتر از دیروز برخاست. به یاد آوریم که اگر داریوش سوم یا دارا، در برابر اسکندر شکست خورد و ایران زیر چکمه‌های رومیان، خُرد شد، این خِرَد ایرانی بود که ایرانی را با اشک، برآورد تا سده‌ها، آرام‌ترین، پیشرفته‌ترین و آزادترین و با این همه، دروازه‌هایی استوارتر از پیشین داشته باشد.

برخلاف آن‌چه برخی روشنفکران خودخوانده گفته‌اند، ادیان، مکاتب و اندیشگاه‌ها، چه پیامبران و چه دیگر اندیش‌ورزان (ایدئولوگ‌ها)، هیچ‌کدام برای جنگ برنخاستند؛ که آنان برای جلوگیری از خون‌ریزی برخاستند و اگر جنگی هم داشتند، جنگ برای دوستی و پاسداری از حق مردم و به‌ویژه ستم‌دیدگان بوده است؛ هرچند نمی‌توان همیشه، برخی جامه دین بر تن کرده، زیاده‌خواهی‌های خویش را به نام دین جا زده‌اند و درگیری، چالش و فتنه ساخته‌اند.

پدران ما در روند طبیعی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سرزمین خویش و جهان، گام نخست خود را برای برپایی دادخانه برداشتند که به مشروطه و برپایی نخستین انتخابات و آغاز به‌کار نخستین دوره مجلس شورای ملی انجامید. در این گذار، طبیعی است بود که اندیشه‌های گوناگون برآیند که این خود گامی به‌سوی پیشرفت در راه مردم‌سالاری بود. به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی، رخدادی دیگر بود که در همین بستر طبیعی و با دخالت بیگانگان به سرانجام رسید. روزگاری که با ایستادگی و پایمردی و خون‌های بسیار، به فتح تهران و مشروطه دوم انجامید و بار دیگر دیگرگونگی‌های اندیشگاهی، از درون مجلس تا خیابان‌ها، هرچند زمینه‌ساز برآمدن آموزشگاه‌ها و مدارس نوین در ایران را پدید آورد، تفنگ‌های برخی را نیز پر کرد تا با ترور و کشتن برخی از چهره‌ها، راه خویش را بیابند.

در این روزگار، جنگ جهانی یکم، بسیج مردمی ایران را در گوشه‌گوشه این سرزمین پدیدار ساخت. بسیجی که با همه دیگرگونگی‌های اندیشگاهی که همه ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و عقیدتی را فراگرفته بود، همبستگی در مبارزه با بیگانگان را فراهم ساخت. هرچند همه این پایگاه‌های ایستادگی بسیج مردمی با فروکش کردن زبانه‌های آتش جنگ جهانی یکم و بیرون رفتن سرباز روس، با فتنه‌انگیزی انگلیس، از هم پاشید تا زمینه برآمدن خودکامه‌ای دیگر را زیر جامه مشروطه فراهم کند؛ کودتای صهیونیستی و آغاز پهلوی…

در یک نگاه می‌توان برآیند برآمدن پهلوی را در شکست آسان ایران و ایرانی هنگام جنگ جهانی دوم دانست؛ بی‌آنکه همچون پیشین، بسیج مردمی راه‌اندازی و در برابر بیگانگان ایستادگی کند.

روند طبیعی سیاسی اجتماعی، این بار جنبش ملی را به رهبری آیت‌ا… سید ابوالقاسم کاشانی و دکتر محمد مصدق با بسته شدن سفارت رژیم صهیونیستی به پیروزی رساند. جنبشی که با دسیسه‌های بیگانگان در کودتای صهیونیستی و برگشت پهلوی بر زمین افتاد.

از این روزگار دست صهیونیسم را در امور کشور روزبه‌روز بیشتر می‌توان دید که برآیند آن، پشتیبانی شاه از رژیم صهیونیستی در جنگ‌های اعراب با اسراییل، قدرت‌گیری بهاییت و… بیانیه ساواک در خرداد 1342 می‌توان یافت. بیانیه‌ای که با واکنش تند امام خمینی، به خیزش بزرگ 15 خرداد انجامید؛ رخدادی که یک سال پس از آن، با تصویب کاپیتالاسیون، راه را در مستعمره‌سازی ایران، بیشتر فراهم کرد.

پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357، که نخستین گفتمان آن استقلال با نگرش نه شرقی، نه غربی، برای دشمنان یادآور جنبش ملی نفت و همه‌گیری دشمنی با صهیونیسم جهانی بود. از همان آغاز، دسیسه‌های بیگانگان برای به کج‌راهه بردن انقلاب، آسیب زدن به ایران و از همه مهم‌تر به چالش کشاندن جمهوریت و مردم‌سالاری آغاز شد.

جنگ هشت‌ساله رژیم بعث عراق به ایران و ایستادگی همه‌جانبه مردم ایران، پشت دشمنان را شکست. با آغاز رهبری شهید امام سید علی خامنه‌ای، کشور نگاهی به دور از جنگ‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و با این همه، پشتیبانی از جبهه مقاومت جهانی در برابر صهیونیسم در دستور کار خود گذاشت. در همه 37 سال رهبری آن شهید بزرگوار، ایستادگی وی بر مردم‌سالاری، پیشرفت دانش‌بنیان در همه زمینه‌ها و استقلال کشور و تدابیر ایشان، کشور را در برابر چالش‌های بسیاری پاس داشت؛ هرچند گاه برخی از خواص با به خیابان کشاندن برخی از مردم، زمینه درگیری‌های درونی را فراهم کردند.

همه آن‌چه تا سال 1388 گذشت، با همه دیگرگونگی‌های اندیشگاهی، بر همبستگی مردم ایران می‌افزود. همبستگی که در خرداد ماه 1388، بزرگ‌ترین انتخابات جهانی را به نمایش گذاشت؛ انتخاباتی که باید شیرین‌ترین پیروزی مردم به‌شمار می‌آمد؛ انتخاباتی که سرافرازی بیش از پیش مردم را باید در برمی‌داشت؛ انتخاباتی که توانمندی مردمی را می‌توانست در پی داشته باشد و… و همین انتخابات، در چشم بر هم زدنی، یکی از دردناک‌ترین رخدادهای سیاسی ایران شد؛ رخدادی که در پی آن، نخستین بار، سلبریتی‌ها و چهره‌های ناآگاه سیاسی، خیانت‌های را به‌بار آوردند که زمینه‌ساز فشارهای بیرونی بر ایران و ایرانی شد. در تابستان 88، برخی از چهره‌های خودخوانده روشنفکری و هنری نامه‌ای سرگشاده به کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا نوشتند و از آنان خواستند برای تحمیل خواسته‌های آنان، ایران و ایرانی را بیش از پیش تحریم کنند و خود را نمایندگان مردم ایران خواندند. از سوی دیگر، با در آغوش کشیدن پهلوی‌ها، این خاندان منفور را از گور بیرون آوردند و زمینه‌ساز درگیری‌ها و خون‌ریزی‌های بسیار شدند.

برگشت به ده سال پیش از آن، و دزدیدن اسناد سری از دفتر سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری آن روز از سوی همین جریان و فروختن آن به سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) و صهیونیسم جهانی، پیشتر جبهه جهانی را بر ایران و ایرانی باز کرده بود و اکنون، نامه‌های سرگشاده و درخواست تحریم و همراهی با دشمن بیگانه برای به زانو درآوردن ایران و ایرانی… و این درست هنگامی بود که هم‌پیمانان و هم‌اندیشان ایران و ایرانی در جهان، روزبه‌روز توانمندی خود را بیشتر نشان می‌دادند؛ شکست رژیم صیهونیستی و آزادسازی خاک لبنان از سربازان صهیونیست با ایستادگی شیرمردان حزب‌ا… لبنان در سال 2000، شکست دوباره رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه از رزمندگان حزب‌ا… لبنان، شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 22 روزه از رزمندگان حماس، برآمدن جریان اسلام‌گرای نزدیک به ایران در ترکیه و عراق و… همگی نویدبخش پیروزهای بزرگ برای جبهه مقاومت و شکست صهیونیسم جهانی بود. هم‌گرایی و نزدیک‌سازی کشورهای ایران‌زمین همچون پاکستان، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و عراق و به‌سازی روابط با کشورهای اسلامی دیگر همچون حجاز، کشورهای حاشیه خلیج فارس، مصر، لیبی و… همه نشان از برجسته شدن جایگاه جمهوری اسلامی ایران در جهان بود. افزایش بی‌سابقه رفاه عمومی در دهه 1380 و پیشرفت‌های دانش‌بنیان، بالا رفتن سواد عمومی از سیکل روزگار پهلوی به کارشناسی ارشد در دهه 1380، بالاترین رشد علمی جهان برای ایران و…

ناگاه با درگیری‌های درونی که برخی چهره‌های سیاسی به‌نام درونی آغاز کرده بودند، به ایستایی می‌رسید.

بهار اسلامی یا عربی که از تونس آغاز شده بود، پس‌لرزهایش به دیگر کشورهای عربی رسید و زمینه فروافتادن خودکامگان برآمده از مردم‌سالاری در کشورهای اسلامی عربی شد و جریان‌های نزدیک به جمهوری اسلامی ایران، با دزدیده شدن انقلاب‌ها، کنار زده شدند؛ و این نخستین برآیند تلخکامی انتخابات بزرگ 88 در ایران بود. جنگ ده‌ساله در سوریه و یمن و درگیر شدن جبهه مقاومت به درگیری‌های درون‌کشوری خود به‌جای نبرد با رژیم صهیونیستی، از برآیندهای دیگر این تلخکامی و خیانت‌ها در انتخابات 88 بود. هرچند نیروهای مقاومت خود را به‌سازی کردند و ایستادگی خود را بارها در برابر رژیم صهونیستی نشان دادند. خشم صهیونیست‌ها و خیانت ساده‌لوحان درونی، زمینه را برای ترور دانشمندان و برخی از چهره‌های ایرانی و هوادان جمهوری اسلامی را در ایران و جهان فراهم کرد.

مذاکرات از سال 93 وارد فاز مستقیم با آمریکا در جایگاه کدخدای جهان صهیونیست‌ها شد. مذاکراتی که به برجام رسید. برجامی که ورای بررسی درون‌نوشتاری آن و درستی و نادرستی‌اش، خیلی زود از سوی رئیس‌جمهور آمریکا پاره شد و با ترور سردار دل‌ها، حاج قاسم سلیمانی در کشور عراق، زمینه‌ساز درگیری‌های تازه‌ای شد.

تحریم‌های دشمن از یک سو و فزون‌خواهی برخی در درون از سوی دیگر به‌همراه خیانت برخی چهره‌ها، مرگ اشرف پهلوی و رهبری فرح دیبا و سفیدشویی پهلوی‌ها در برخی رسانه‌ها و… همه و همه، زمینه‌ساز درگیری‌ها در سال 1396، 1398، 1401 شد. همه این درگیری‌ها و فشارها، دشمن را به توهم آن انداخت، که می‌تواند با یک یورش برق‌آسا، ایران و ایرانی را به زانو درآورد.

درست هنگامی که دولت‌مردان با همه مخالفت‌های رهبری در آشکار و نهان، پای میز گفتگو با آمریکا نشستند و همه از رسیدن به پیمان تازه می‌گفتند، 23 خرداد 1404، رژیم صهیونیستی به ایران یورش آورد و در همان آغازین ساعات، به ترور چهره‌های علمی و نظامی دست زد؛ آن‌هم به بهانه این که جمهوری اسلامی ایران، در آستانه رسیدن به بمب هسته‌ای است. رژیمی که خود بیشترین کلاهک بمب هسته‌ای را دارد، به ایرانی یورش آورد که بمب هسته‌ای را حرام می‌داند.

نگاهی به آن‌چه گفته شد، بهانه واهی بمب هسته‌ای را برای جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی بر ایران، روشن می‌سازد؛ و می‌توان گفت چرایی‌های آغاز این جنگ را باید در به‌سازی توان جبهه مقاومت با پیشرفت‌های دانش‌بنیان ایران و جبهه مقاومت یافت. پیشرفت‌هایی که خودبه‌خود به دست‌یابی دانش رصد اطلاعاتی و شکست دشمن در آینده نزدیک می‌انجامید؛ پس برای جلوگیری از نابودی خود، دست به یورش زد.

مراحل جنگ در یک سال گذشته

این جنگ تحمیلی، شاید در نگاهی ساده روندی گسسته داشته باشد، با این همه، جنگ، روندی پیوسته داشته و تا کنون چهار گام بزرگ برداشته شده است.

گام‌های پیشاجنگ: تلخ‌کامی انتخابات 1388 و ترورهایی در درون کشور را می‌توان از آغازین گام‌های دشمن صهیونیستی برای رویارویی سخت و جنگ با جمهوری اسلامی دانست. گامی که با برون کشیدن پهلوی‌ها از گور همچون صد سال گذشته و تحریم‌های همه‌جانیه در دهه 1390 آغاز شد. 15 سال ترور دانشمندان، چهره‌های سیاسی و نظامی و فعالیت‌های اطلاعاتی عملیاتی چه در سبک ترور شخصیت و چه در گونه ترور فیزیکی و همچنین برآمدن داعش، را باید گام پیشاجنگ برای آماده‌سازی نبردگاه دانست. گامی که با شهادت حاج قاسم سلیمانی، از نگاه آنان پایان یافت. در این روزگار، سرگرم‌سازی ایران و ایرانی به گفتگوی رودررو با آمریکا و دسیسه درگیری درونی کشور را نباید فراموش کرد. درست در این هنگام، گام 5 ساله شبکه‌سازی در درون کشور، در زیر سایه به جان هم انداختن جریان‌های سیاسی و درگیر ساختن شبکه امنیتی کشور برای برخورد با چهره‌ها و جریان‌های سیاسی، از بزرگ‌ترین گام‌های رژیم صهیونیستی برای آغاز رویارویی بزرگ است.

گام نخست: جنگ 12 روزه یا جنگ خرداد: این نبرد با ترورهای هدفمند آغاز و پایان یافت. در این گام، یورش‌های ددمنشانه سخت و دهشتناک برای به شهادت رساندن چهره‌های علمی و نظامی کشور بود. نبردی که تا پایان آن، ولو به کشته شدن مردم عادی بینجامد، باید این چهره‌ها ترور می‌شدند. هدف از این ترورهای دهشتناک نخست ناامن‌سازی مناطق مسکونی و ترساندن مردم از همسایه شدن با چهره‌های علمی و نظامی بود؛ این جداسازی و نگاه همراه با ترس به این خانواده‌ها، زمینه آن را فراهم می‌کرد تا بین مردم چنددستگی رخ دهد. چنددستگی که برآیند آن، درگیری مردم با سربازان و دانشمندان کشور باشد.

این خود زمینه آن را فراهم می‌کرد که حاکمیت با این جداسازی، بدنه مردمی خود را از دست بدهد و در جنگ‌های پیش رو یا درگیری‌ها و چالش‌های درونی دچار شکست سنگین شود.

در این گام، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، با توانمندی بسیار فراتر از دانش دشمن عمل کردند و آسیب‌های بسیار زیادی به زیرساخت‌های دانش‌بنیان دشمن صهیونیستی زدند که شاید دهه‌ها به درازا انجامد تا بتواند خود را به‌سازی کند.

گام دو: جنگ درونی: با پایان جنگ خرداد یا 12 روزه، جنگ فاز درونی گرفت. در این بازه 8 ماهه، جنگ سرد آغاز شد. در این جنگ سرد، فشارهای اقتصادی از یک سو و فشارهای روانی رسانه‌ای دشمنان از سوی دیگر، تاب‌آوری مردم را نشانه رفتند. هسته‌های درونی، به گونه تار عنکبوتی و جدا از هم، با هماهنگی بیرونی، این فشارها را بر مردم بیشتر کردند که برآیند آن از آغاز دی‌ماه با درگیری و آتش سنگین در ملکشاهی بود. درگیری‌هایی که نخست جدایی‌طلبان کُرد، پیشاهنگ آن شدند. این درگیری‌ها با کوبیده شدن پشتیبانی آنان در خاک عراق، به سوی نابودی پیش می‌رفت که گارد جاویدان شاهنشاهی با شعار کشتار تا پیروزی، در شهرهای دیگر کشور، خیابان‌ها را نبردگاه خود ساخت. این درگیری‌ها که از هفته دوم دی‌ماه با اعتراضات اقتصادی بازار فاز جدید و همه‌گیری یافت، در 18 دی‌ماه به جنگ شهری انجامید که در 19 دی‌ماه پایان یافت. در این درگیری‌ها نزدیک به 3300 تن، کشته شدند که دولت جمهوری اسلامی ایران، 600 تن را از معاندان و دیگر کشته‌شدگان را شهید خواند. فشار روانی برآمده از درگیری سنگین، بسیاری را دچار آشفتگی‌های روانی کرد.

گام سوم: جنگ 40 روزه یا رمضان: در روز 9 اسفند ماه 1404/ 10 رمضان، بار دیگر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا، هماهنگ و همراه با هم بار دیگر به ایران یورش آوردند. یورشی بسیار دهشتناک و ددمنشانه که این بار با بمباران مدارس، بیت رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، ساختمان اصلی قوه قضائیه و… آغاز شد. آری مدارس که می‌توان گفت همه مدارس بمباران شده در روز نخست، دبستان بودند. دبستان شجره طیبه میناب، با شهدایی بسیار که بیش از مدارس دیگر به چرایی دانش‌آموزان دختر و پسر و چند بار بمباران شدن، در رسانه‌ها مانایی بیشتری یافت.

هرچند این نبرد با بمباران سنگین بیت رهبری و شهادت آیت‌ا… امام سید علی خامنه‌ای، آغاز شد؛ با پاسخ تند و سنگین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، در جبهه‌های گوناگون و کوبیده شدن پایگاه‌های آمریکایی و صهیونیستی منطقه ادامه یافت. یک هفته نبود رهبر، ادبیات سیاسی ایران را با یک واژه تازه به‌نام مردم‌رهبری آشنا ساخت. جایی که مردم زیر بمباران در کف خیابان ماندند و با پشتیبانی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، بر همبستگی و ایستادگی خود در برابر دشمنان، فریاد کشیدند؛ هرچند برخی از ساده‌انگاران، دل در گرو دشمن بسته و هر یورش دشمن صهیونی را توجیه کرده و گاه از سر نادانی فریاد خوشحالی سر می‌دادند. ایستادگی مردم به‌ویژه در روز قدس با زبان روزه زیر بمباران، حماسه‌ای مانا را برای آیندگان ایران و آزادگان جهان ساخت. حماسه‌ای که خیلی زود جهان را در برگرفت و راهپیمایی‌های باشکوهی در سراسر جهان به‌ویژه در آمریکا و اروپا، به پشتیبانی از مردم انجام شد. نوروز نیز زیر بمباران‌ها پایان یافت.

گام چهارم: جنگ و مذاکره: گام چهارم این جنگ یک ساله، از 20 فروردین ماه 1405 و با درخواست آتش‌بس از سوی دشمن صهیونی آمریکا آغاز شد. در این گام، دسیسه‌چینی دشمنان بار دیگر به رسانه‌ها کشیده شد. به‌ویژه با در دسترس قرار گرفتن اینترنت، فشارهای رسانه‌ای و روانی و فشار اقتصادی و معیشتی، مردم را در تنگنای بسیاری قرار داد. سیاسیون نیز، بار دیگر پای میز مذاکره نشستند و به رویارویی دشمن رفتند. این در حالی بود که ایالات متحده آمریکا درگیر جام جهانی می‌شد و از این فرصت، برای به‌سازی و برگزاری جام جهانی بهره می‌گرفت. دشمن صهیونیستی نیز بارها با نقض آتش‌بس در لبنان، تلاش دارد تا مدیریت جنگ به دستش باشد. در این بازه 70 روزه از پایان جنگ رمضان، بارها کشور به‌ویژه جزیره‌ها و بندرها و شهرهای جنوبی کشور، از سوی جنگنده‌های دشمن آسیب دیده‌اند و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به آن پاسخ داده‌اند. محاصره دریایی، از دیگر جنبه‌های این جنگ سرد است.

اکنون باید دانست که امروز دشمن پس از یک سال یورش‌های دهشتناک و ددمنشانه به خاک جمهوری اسلامی ایران و دیگر کشورهای اسلامی جبهه مقاومت همچون لبنان، عراق و یمن، در پی نهادینه‌سازی یورش‌های پیاپی و عادی‌سازی آن‌ها، برای از بین بردن زیرساخت‌های ایستادگی، بهم‌ریختگی روانی و آشفتگی بازار و بهتر است بگوییم، جنگ تاب‌آوری مردم است. در این نبرد، که همه مردم با آن درگیر هستند، بیش از هرچیز پیشرفت‌های دانش‌بنیان و استقلال سرزمینی را نشانه رفته است.

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید