
قزوین_ چهلوشش سال از طلوع انقلابی میگذرد که نهتنها معادلات قدرت در ایران، بلکه نظم سیاسی منطقه و حتی جهان را دستخوش تغییر کرد. انقلاب اسلامی ایران، برخلاف بسیاری از انقلابهای قرن بیستم، یک «فرآیند تاریخی زنده» بوده است؛ فرآیندی که در هر مقطع، با آزمونها، فتنهها، جنگها و فشارهای پیچیده روبهرو شده و همچنان ایستاده است.
از نخستین روزهای پیروزی انقلاب، دشمنیها آغاز شد. نظامی که بر پایه استقلال، حاکمیت مردم و نفی سلطه بنا شده بود، طبیعی بود که منافع قدرتهای استکباری را به چالش بکشد. به همین دلیل، پروژه بیثباتسازی جمهوری اسلامی از همان ابتدا در دستور کار قرار گرفت؛ از غائلههای تجزیهطلبانه در غرب و جنوب کشور تا ترورهای کور و سازمانیافتهای که هدفشان حذف نخبگان و ایجاد رعب در جامعه بود.
دهه نخست انقلاب، دهه خون و ایستادگی بود. جنگ تحمیلی هشتساله، بزرگترین و عریانترین رویارویی دشمنان انقلاب با مردم ایران بود. جنگی که با حمایت مستقیم و غیرمستقیم دهها کشور علیه ایران آغاز شد، اما در نهایت، به یکی از ستونهای هویت ملی و انقلابی ایران تبدیل شد. ملت ایران با تقدیم صدها هزار شهید، جانباز و آزاده، نشان داد که انقلابش ریشه در باور و ایمان دارد.
در این میان، نقش مردم و بهویژه بسیجیها بیبدیل بود. بسیج، بهعنوان مولود انقلاب، تجلی پیوند ایمان، غیرت ملی و مسئولیتپذیری اجتماعی شد. جوانانی که بیهیچ چشمداشتی به میدان آمدند و در سختترین شرایط، از کیان کشور دفاع کردند. این فرهنگ، بعدها در عرصههای مختلف از سازندگی و محرومیتزدایی تا مقابله با تهدیدهای امنیتی و فرهنگی، تداوم یافت.
با پایان جنگ تحمیلی، تصور دشمنان این بود که جمهوری اسلامی وارد مرحله فرسایش خواهد شد؛ اما مسیر تهدید تغییر کرد. فتنهها جای جنگ مستقیم را گرفتند. از فتنههای سیاسی و امنیتی دهه ۷۰ گرفته تا فتنه پیچیده ۸۸ که با هدف ایجاد شکاف میان مردم و نظام طراحی شده بود. در تمام این مقاطع، آنچه کشور را از لبه بحران عبور داد، بصیرت عمومی و حضور مردم در لحظات سرنوشتساز بود.
در کنار این فتنهها، پروژه حذف فیزیکی سرمایههای راهبردی انقلاب نیز دنبال شد.
ترور شهدای دانشمند هستهای، شهدای نخبه و فرماندهان بزرگ مقاومت، بخشی از این راهبرد بود. دشمن گمان میکرد با حذف مغزها و فرماندهان، میتواند حرکت انقلاب را متوقف کند؛ غافل از آنکه این انقلاب، «مکتبساز» است، نه «فردمحور». شهادت فرماندهانی چون سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، اگرچه ضایعهای بزرگ بود، اما نشان داد که مکتب مقاومت زندهتر از همیشه ادامه دارد و الهامبخش ملتها شده است.
جبهه مقاومت، بهعنوان یکی از دستاوردهای راهبردی انقلاب اسلامی، امروز به واقعیتی غیرقابل انکار در منطقه تبدیل شده است. جمهوری اسلامی، توانسته معادله بازدارندگی را به نفع خود و متحدانش تغییر دهد؛ موضوعی که خشم و استیصال دشمنان را دوچندان کرده و آنان را به جنگهای ترکیبی، رسانهای و شناختی سوق داده است.
در تمام این فراز و فرودها، نقش رهبر معظم انقلاب اسلامی بهعنوان محور ثبات و هدایت راهبردی کشور، تعیینکننده بوده است. رهبریای که با شناخت دقیق از دشمن، تکیه بر مردم و پرهیز از تصمیمات احساسی، کشور را از پیچهای تاریخی عبور داده است. تأکید مداوم ایشان بر امید، خودباوری، پیشرفت علمی، عدالتخواهی و جهاد تبیین، نشاندهنده نگاه آیندهمحور و تمدنی به انقلاب اسلامی است.
امروز، انقلاب اسلامی در حالی وارد چهلوششمین سال حیات خود میشود که با وجود همه فشارهای اقتصادی، تحریمها و جنگ روانی، همچنان ایستاده و اثرگذار است. پیشرفتهای علمی، فناوری، دفاعی و پزشکی، حضور فعال در معادلات منطقهای، و مهمتر از همه، حفظ اصل استقلال سیاسی، گواهی بر زنده بودن این انقلاب است.
بیتردید، مسیر پیشرو نیز خالی از چالش نخواهد بود؛ اما تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که این انقلاب، هر بار از دل تهدیدها، فرصت ساخته است. سرمایه اصلی این نظام، مردم آگاه، جوانان مؤمن و رهبری حکیمانهای است که قطبنمای حرکت انقلاب را بهدرستی تنظیم کرده است. انقلاب اسلامی، جریانی رو به آینده است؛ انقلابی که با تکیه بر ایمان، عقلانیت و امید، همچنان پیروز میدانها خواهد بود.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰