به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمان متن یادداشت به شرح زیر است:
یادداشت معاونت رسانه سازمان بسیج اساتید استان کرمان در پی برچسب زنی به فرزندان ایران عزیز:
وقتی جلاد، قاضی میشود
تروریسم از نگاه اروپا؛ روایتی وارونه از تاریخ
تصمیم اخیر اروپا برای برچسبزدن «تروریسم» به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نه یک موضع حقوقی، بلکه ادامهی همان روایت معکوس تاریخی است که دهههاست جهان را به گروگان گرفته است.
روایتی که در آن متجاوز، مدعی عدالت است و مدافع، متهم.
این سطرها، پیش از آنکه درباره سپاه باشد، سند رسوایی تمدنی غرب است.
۱. تروریسم واقعی؛ پروندهای که اروپا هرگز نمیخواند
اگر تروریسم یعنی خشونت سازمانیافته علیه ملتها برای تحمیل اراده سیاسی، اروپا و همپیمانانش باید متهم ردیف اول تاریخ (خصوصا تاریخ معاصر) باشند.
چند نمونه، فقط چند نمونه از یک فهرست بیپایان:
- بمباران شیمیایی مردم ایران در جنگ تحمیلی
با سلاحهایی که از شرکتهای آلمانی، هلندی و فرانسوی تأمین شد.
هزاران غیرنظامی، زن و کودک، هنوز با ریههای سوخته ...، اگر این ترور نیست، چیست؟
- سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران (پرواز ۶۵۵)
توسط ناو آمریکایی USS Vincennes در سال ۱۹۸۸،
۲۹۰ انسان بیگناه، از جمله ۶۶ کودک، معصومانه آسمانی شدند.
نهتنها عذرخواهی نشد، بلکه به فرمانده بی رحم ناو، مدال شجاعت دادند.
-آور بمبها بر سر زنان و کودکان.
- افغانستان، عراق، لیبی، یمن، فلسطین و غزه و لبنان
صدها هزار کشته، میلیونها آواره، نسلهایی ویران شده.
اما در فرهنگ لغت غرب، اینها «مداخله»، «ائتلاف» و «عملیات صلح» نام دارد.
اینجاست که باید پرسید:
تروریسم دقیقاً کِی تروریسم است؟
وقتی قربانی غربی باشد؟ یا وقتی قاتل، کتوشلوار دیپلماتیک نپوشیده باشد؟
۲. ترور مرد میدان حاج قاسم سلیمانی؛ وقتی قانون بینالملل دفن شد
ترور سردار شهید حاج قاسم سلیمانی فقط قتل یک فرمانده نظامی نبود.
اعدام علنی دیپلماسی، حاکمیت کشورها و حقوق بینالملل بود.
مردی که:
- در خط مقدم مبارزه با داعش ایستاد
- امنیت منطقه را از چنگال وحشیترین گروههای تروریستی نجات داد
- و حتی به اذعان مقامات غربی، نقش کلیدی در شکست داعش داشت
به دستور رسمی یک دولت و رئیس جمهور اوباش و تروریستش، در خاک کشور ثالث، ترور شد.
اگر این «تروریسم دولتی» نیست، پس این واژه دقیقاً برای چیست؟
۳. سپاه؛ نهاد برخاسته از ایمان، مردم و فداکاری
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نه یک شرکت امنیتی است، نه ارتش مزدور، نه ابزار اشغال.
سپاه، فرزند انقلاب و ملت ایران است.
نهادی که:
- با ایمان دینی شکل گرفت
- با خون جوانان این سرزمین قوام یافت
- و با چهرههایی، چون حاج قاسم سلیمانی، احمد متوسلیان و هزاران زن و مرد و شهید گمنام معنا پیدا کرد
راستی ربودن دیپلماتها از منظر شما چشم آبیها نامش چیست؟!
اینها انسانهایی بودند که برای پول نجنگیدند، برای قدرت نجنگیدند، برای دفاع از انسان و شرف ایستادند و هنوز هم باورمندانه ایستادهاند و به کلام حق (که اکثر شما دولتمردان غربی نمیشناسیدش) ایمان دارند و قلبشان به تک تک آیات الهی متصل است و
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»
را زندگی میکنند.
۴. سپاه و بسیج؛ خودِ ملت، نه جدا از ملت
سپاه و بسیج نیرویی مقابل مردم نیستند.
خودِ مردماند.
همانهایی که:
- در برابر صدامِ مسلحشده توسط اروپا ایستادند
- پروژههای تروریستی منافقین را خنثی کردند و جانشان را ضامن امنیت مردم کردند.
- و هر متجاوزی را که خیال تسلیم این ملت را داشت، ناکام گذاشتند
سپاه، خلاصهشدهی حافظه تاریخی، شجاعت و غیرت ایرانی است.
۵. اختلاف ما و شما؛ اختلاف واژهها نیست، اختلاف جهانبینی است
مسئله این نیست که ما یک واژه را طور دیگری معنی میکنیم.
مسئله این است که ما جهان را طور دیگری میبینیم.
در جهان شما:
- کشتار غیرنظامیان «هزینه جانبی» است
- تحریم دارو «اهرم فشار» است
- اشغال، «دموکراسیسازی» نام دارد
در جهان ما:
- ظلم، حتی اگر قانونی باشد، محکوم است
- مقاومت، حتی اگر تنها باشد، شریف است
قرآن هشدار داده است:
«وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ».
اما مشکل اینجاست:
عدالت، سالهاست از سیاست خارجی غرب تبعید شده است.
نتیجه اینکه: دادگاه هنوز بسته نشده است
اروپا امروز میتواند لیست بنویسد، برچسب بزند و ژست اخلاقی بگیرد.
اما حقیقت با رأی پارلمانها تغییر نمیکند.
تاریخ، حافظه دارد؛ و ملتها فراموش نمیکنند.
ما باور داریم دنیایی که بر خون بیگناهان بنا شود.
حتی اگر پرزرقوبرق باشد، فرو خواهد ریخت و این دور نیست.
«وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ»
داوری نهایی، نه در بروکسل که در حقیقت تاریخ و آنجاست که پردهها کنار میرود.
مجتبی منوچهری، ۱۱ بهمن ماه ۱۴۰۴