قزوین_در روزگاري که فضاي اجتماعي و رسانهاي کشور با نقدها اختلافنظرها و گاه تقابل ديدگاهها نسبت به نقش نيروهاي نظامي و انتظامي همراه شده است آنچه کمتر مورد توجه قرار ميگيرد خودِ «امنيت» و تلاش مستمر نيروهايي است که بيوقفه و اغلب در سکوت مسئوليت حفظ آرامش جامعه را برعهده دارند امنيتي که نبود آن زندگي روزمره را بهسرعت دچار اختلال ميکند.
امنيت مفهومي است که تا زماني که برقرار باشد کمتر به چشم ميآيد اما بهمحض خدشهدار شدن به يکي از اصليترين دغدغههاي فردي و اجتماعي تبديل ميشود در شرايط کنوني جامعه که ديدگاهها نسبت به نقش نيروهاي نظامي دفاعي و انتظامي با تنوع و گاه تقابل همراه است پرداختن به واقعيت امنيت و سازوکار شکلگيري آن ضرورتي انکارناپذير به شمار ميرود.
بخشي از جامعه با نگاه حمايتي و بخشي ديگر با رويکردي انتقادي يا معترضانه به اين نيروها مينگرند اما واقعيت اين است که تمام اين ديدگاهها ناخواسته زير چتري مشترک به نام "امنيت" زندگي ميکنند آرامش شبانه خانوادهها تردد ايمن در شهرها فعاليت روزمره کسبوکارها و حتي امکان اعتراض گفتوگو و بيان نظر همگي در سايه ثبات و امنيتي شکل گرفتهاند که بهصورت مستمر حفظ ميشود.
اين امنيت تنها به مرزها و تجهيزات دفاعي محدود نيست در کنار نيروهاي نظامي و دفاعي که مسئوليت حراست از تماميت ارضي و مقابله با تهديدات کلان را برعهده دارند نيروهاي انتظامي و پليس نقشي مستقيم و ملموس در زندگي روزمره مردم ايفا ميکنند پليس حلقه اتصال امنيت ملي با امنيت اجتماعي است نهادي که حضورش در خيابانها محلهها و فضاهاي عمومي احساس نظم آرامش و اطمينان را در جامعه تقويت ميکند.
نقش پليس صرفاً واکنشي نيست پيشگيري از جرم مديريت بحرانهاي شهري رسيدگي به حوادث مقابله با ناهنجاريها و حمايت از شهروندان در موقعيتهاي بحراني بخشي از مأموريتهاي گسترده اين نهاد است تجربههاي اجتماعي نشان داده است که حتي کاهش کوتاهمدت حضور پليس ميتواند به افزايش بينظمي رشد جرائم خرد و شکلگيري ناامني رواني در جامعه منجر شود ناامنياي که آثار آن فراتر از آمار در احساس ترس اضطراب و بياعتمادي شهروندان نمايان ميشود.
درک اهميت امنيت براي جوامعي که سالها از جنگ و ناامني گسترده فاصله داشتهاند همواره ساده نيست اما نگاهي به وضعيت کشورهايي مانند افغانستان سوريه عراق و لبنان بهخوبي نشان ميدهد که فقدان امنيت چگونه ميتواند ساختارهاي اجتماعي را متلاشي کند خانوادهها را آواره سازد و خشونت را به بخشي از زندگي روزمره بدل کند اين واقعيت ارزش امنيت موجود حتي اگر نسبي باشد را بيش از پيش نمايان ميسازد.
امنيت بهعنوان زيربناي حيات اجتماعي مورد تأکيد انديشمندان قرار گرفته است «آبراهام مزلو» روانشناس برجسته آمريکايي در نظريه مشهور «سلسلهمراتب نيازهاي انساني» امنيت را بلافاصله پس از نيازهاي زيستي يکي از اساسيترين نيازهاي بشر ميداند از نگاه او بدون احساس امنيت انسان نه توان رشد فردي دارد و نه امکان مشارکت سازنده در جامعه جامعهاي که امنيت در آن متزلزل باشد بهتدريج دچار اضطراب جمعي فرسايش اعتماد اجتماعي و فروپاشي روابط انساني ميشود.
بر همين اساس نهادهايي مانند پليس که مسئول تأمين امنيت اجتماعي هستند صرفاً مجري قانون تلقي نميشوند بلکه نقشي بنيادين در سلامت رواني جامعه و ثبات اجتماعي ايفا ميکنند احساس امنيت در خيابانها محلهها و فضاهاي عمومي پيششرط توسعه گفتوگو نقد و حتي اعتراض مدني است امري که بدون حضور مستمر حرفهاي و مقتدرانه پليس تحقق آن دشوار خواهد بود.
نيروهاي تأمينکننده امنيت اعم از نظامي دفاعي و انتظامي وظايف خود را در شرايطي انجام ميدهند که همواره با فشارهاي رواني خطرات شغلي قضاوتهاي اجتماعي و گاه بيمهريها روبهرو هستند با اين حال مسئوليتپذيري و پايبندي به مأموريت آنان را به استمرار اين مسير ملزم کرده است مسيري که ثمره آن ثبات و آرامش نسبي جامعه است و همه اقشار حتي منتقدان بهطور مستقيم يا غيرمستقيم از آن بهرهمند ميشوند.
امنيت نعمتي نيست که بتوان آن را هميشگي و بديهي دانست امنيت حاصل حضور انسانهايي است که شايد کمتر ديده شوند اما نبودشان بهسرعت احساس خواهد شد پليس و نيروهاي نظامي و دفاعي ستونهاي آرامش جامعهاند پند امروز جامعه شايد اين باشد که پيش از قضاوت پيش از بيتفاوتي و پيش از آنکه امنيت به دغدغهاي از دسترفته تبديل شود قدر آن را بدانيم چرا که امنيت وقتي هست ديده نميشود اما وقتي نباشد همهچيز را با خود ميبرد.
به قلم سرگرد رضا زارعي رئيس مرکز اطلاع رساني فرماندهی انتظامی استان قزوین