به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، عطاران کارشناس مسائل رسانه در یادداشتی در مورد یک جنگ کهن آورده است که

جزیرهٔ شیطانی؛ از بَعَل تا اپستین، روایتی از یک جنگ کهن
رسوایی جزیرهٔ اپستین که به «جزیرهٔ شیطانی» شهرت یافته، ابعادی فراتر از یک پروندهٔ جنایی و سیاسی به خود گرفته است.
در ابتدا، گروهی از سیاستمداران و تحلیلگران سعی کردند تا این ماجرا را بهصورت یک موضوع سیاسی جلوه دهند و ردپای چهرههای سرشناسی را در آن جستوجو کنند.
اما با افشای یکی از حسابهای مخفی جفری اپستین با نام «بَعَل» و کشف نمادها و مرامنامههایی مرتبط با آیینهای شیطانپرستی و بیعت با شیطان، ابعاد جدیدی از این پرونده نمایان شد.
هرچه جزیرهٔ اپستین بیشتر شناسایی شد، لایههای تاریکتری از انحراف فکری آن آشکار گشت.
با اطلاعات به دست آمده، میتوان ردپای اپستین را در سنتهای کهنِ یهودی، در داستانهایی، چون «موسی و سامری»، و خدایان اسطورهایِ باستانی مانند «مولوخ» و «بَعَل» جستوجو کرد.
مولوخ و بَعَل
خدایانِ شیطانی در آیین جادوگران، خدایانی هستند که تنها با قربانی کردن و سوزاندن نوزادان راضی و خشنود میشدند و پیروانشان با رواج فساد و بیبندوباری در برابر خدای شهوت تعظیم میکردند تا با راضی کردن شیاطین، بر قدرت جادویی دست یابند.
از این منظر، جزیرهٔ اپستین نه فقط مکانی برای کامجویی و شهوترانی، بلکه باید بخشی تمامعیار از آیینهای شیطانپرستی دانسته شود؛ معبدی مدرن و جزیرهای شیطانی برای مبارزه با آیین توحیدی.
با این فرض، جزیرهٔ اپستین را نمیتوان صرفاً ابزاری برای باجگیری از سیاستمداران دانست.
بلکه آن را باید آمادگاهی برای حکمرانی شیطان، مدیریت جهان، و نقشهای برای تسلط بر دنیا و میدان مبارزه میان نظام شیطانی و نظام توحیدی دانست.
جزیرهای که در آن سیاستمدارانِ شیطانی همپیمان میشوند تا علیه جریان توحیدی دست به هر فریبی بزنند.
از این رو، دیگر سخن از رسواییهای اخلاقی و سیاسی نیست، بلکه این پردهبرداری از یک جنگ کهن است که در قالبی مدرن، به مبارزهٔ نظام شیطانی با نظام توحیدی تبدیل شده است.
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان
یادداشت|