
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از باغملک: معلم شهید رستم سواری فرزند ستارآقا در روز ششم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۰ در روستای بلغاب قلعه تل شهرستان باغملک دیده به جهان گشود و در همان زادگاهش رشد کرد.
کودکی اش را در همان روستای بلغاب قلعه تل سپری کرد و مانند دیگر کودکان سرزمینش به مدرسه رفت تا علم و دانش بیاموزد.
وی دوران ابتدایی را در روستای خودش به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به شهرستان ایذه مهاجرت کرد و فعالیت های انقلابی اش نیز در همین شهر شکل گرفت.
دوران تحصیل او همراه با کار و پخش اعلامیههای امام خمینی(ره) بود، با همکاری همکلاسیهایش روی دیوار با رنگ سبز عکس امام(ره) را برای اولین بار در روستا حک کردند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۱ در دانشگاه تربیت معلم حضرت رسول اکرم(ص) اهواز پذیرفته شد و تحصیلات خود را تا دریافت مدرک کاردانی ادامه داد سپس به استخدام آموزش و پرورش درآمد.
پس از پایان تحصیل به عنوان مربی قرآن در مدارس قلعه تل مشغول به کار شد، او از طرف اداره آموزش و پروش، مدرس قرآن همکاران خود نیز شد.
با شروع جنگ تحمیلی، ادامه تحصیل و تدریس را رها کرد زیرا همیشه برایش حفظ نظام اسلامی ارجحتر از هرکاری بود.
او علاقه زیادی به امام خمینی(ره) داشت و همیشه میگفت «جان من فدای امام(ره)»؛ او آگاهانه راه دفاع از اسلام و مبارزه علیه یزیدیان و ادامه راه امام حسین(ع) را انتخاب کرد.
پس از اعزام به میدان نبرد حق علیه باطل و رفتن به جبهه در تاریخ ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ به شهادت رسید و بال در بال ملائک به آسمان پر کشید.
پس از شهادت پیکر پاک شهید رستم سواری به شهرستان باغملک انتقال یافت و با حضور مردم استان خوزستان، خانواده های شهدا، ایثارگران و جمعی از جوانان و نوجوانان تشییع شد و در زادگاهش آرام گرفت.
شهید رستم سواری در سن ۲۴ سالگی در منطقه عملیاتی فاو شهد شیرین شهادت را نوشید و تربت پاکش در گلزار شهدای روستای بلغاب شهر قلعه تل باغملک زیارتگاه عاشقان و دلسوختگان است.
بخشی از وصیت نامه شهید رستم سواری
به نام خداوند بخشنده مهربان و به نام خداوند در هم کوبنده کاخ ظلم و ستم و با درود و سلام به امام زمان (عج) و امام امت و امت شهید پرور ایران
خداوند را شکر میکنم که سعادتی به بنده داده که مرا به سوی خودش سوق داد اما انگیزهای که باعث شد بنده به جبهه حق علیه کفر بیایم، دفاع از اسلام و مسلمین و همه آزادگان مظلوم بود و آمدم تا در این سرزمین مقدس خود را آرایش به اخلاق الله کنم چرا که سازندگی فقط در جبهه اسلام است.
من همیشه این حسرت در وجودم بود که در پشت جبهه، آن معنویت و آن حالت روحانی را نمیشود به درستی کسب کرد لذا به خاطر فداکاری و پاک شدن درونم به جبهه آمدم تا از اسلام دفاع میکنم.
آری اسلام همیشه با باطل درگیر بوده و لحظهای از این قاعده جدا نبود و در این زمان که تمام کفر علیه اسلام قد علم کردند، وظیفه ماست که از دین خدا و دین حق و آزادی با تمام وجود دفاع کنیم.
جبهه را خالی نکنید و همیشه به این فکر باشید که پرچم اسلام در اقصی نقاط عالم به اهتزاز درآید.
در آخر از همه عزیزانی که زحمت تعلیم و تربیت مرا کشیدهاند تشکر و از همه دوستان و فامیل و آشنایان تقاضا دارم اگر شما را ناراحت کردم، مرا به بزرگی خودتان ببخشید.
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان
یادداشت|