۰۸ / خرداد / ۱۴۰۵ - 29 May 2026
18:19
کد خبر : 9748436
۰۹:۱۱

۱۴۰۴/۱۲/۰۶

نسل سرگردان: چرا نوجوان بی‌مسجد طعمه جنگ شناختی دشمن می‌شود؟

هدف از این پژوهش، واکاوی چرایی حضور گسترده نوجوانان در اغتشاشات اخیر و نقش مسجد در مصونیت‌بخشی به آنان است؛ تا نشان دهد که نوجوان بی‌مسجد به دلیل خلأ هویتی و فقدان پشتوانه فکری، آماج اصلی جنگ شناختی دشمن قرار می‌گیرد و تنها راه نجات، بازتعریف کارکرد مسجد به عنوان پایگاه جذاب و پویا برای جذب و تربیت نسل نو است.

نسل سرگردان: چرا نوجوان بی‌مسجد طعمه جنگ شناختی دشمن می‌شود؟


۱. بیان موضوع
آنچه در اغتشاشات دی‌ماه بر جامعه ایران گذشت، نه یک حادثه ساده امنیتی، که نشانه‌ای از یک زخم عمیق فرهنگی و تربیتی بود. وقتی میانگین ۱۷ درصدی حضور نوجوانان زیر ۲۰ سال در آشوب‌ها و آمار ۴۵ درصدی در برخی استان‌ها گزارش می‌شود، و وقتی شنیده می‌شود یک کلاس درس به طور کامل راهی خیابان شده است، دیگر نمی‌توان با نگاه امنیتی صرف به ماجرا نگریست. اینجا پای یک بحران هویت، یک خلأ تربیتی و یک جنگ شناختی تمام عیار در میان است که دشمن با تمام توان بر روی آن سرمایه‌گذاری کرده است.
 
در سوی دیگر، مسجد به عنوان خانه خدا و پایگاه اصلی تربیت دینی، از دیرباز نقش بی‌بدیلی در شکل‌دهی به هویت نسل جوان داشته است. اما امروز شاهد فاصله‌ای عمیق میان نسل نوجوان و این پایگاه مقدس هستیم. فاصله‌ای که ریشه در عوامل متعددی دارد؛ از رفتار نامناسب برخی متولیان و خادمان گرفته تا ساختار سنتی و عدم انعطاف مساجد در برابر نیازها و روحیات نسل جدید. این فاصله، نوجوان را بی‌پناه و آماده پذیرش هر روایت جایگزینی می‌کند.
 
۲. ضرورت موضوع
پرداختن به موضوع «نوجوان بی‌مسجد» و ارتباط آن با اغتشاشات اخیر، از چند جهت ضرورتی انکارناپذیر است. نخست آنکه دشمن در جنگ شناختی خود، دقیقاً نوجوانانی را هدف گرفته است که از پشتوانه هویتی مستحکم محروم‌اند.
 
 رسانه‌های معاند، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های طراحی شده، با ایجاد حباب‌های اطلاعاتی و اتاق‌های پژواک، ذهن نوجوان را چنان شرطی می‌کنند که واقعیت را وارونه ببیند. در چنین شرایطی، نوجوان بی‌مسجد که فاقد شبکه حمایتی و فکری است، به سرعت طعمه این جنگ شناختی می‌شود.
 
دوم آنکه تجربه دیدار با جوانان دستگیرشده در زندان مشهد نشان داد که بسیاری از آن‌ها نه از روی قصد و آگاهی، که در اثر هیجانات و تبلیغات رسانه‌ای وارد میدان شده‌اند.
 
 روایت آن‌ها از پشیمانی، و اعتراف به اینکه «در عمرم با دو تا روحانی حرف زدم»، زنگ خطری است برای همه متولیان فرهنگی و دینی. اگر این فاصله را جدی نگیریم و برای پر کردن آن برنامه‌ریزی نکنیم، نه تنها شاهد تکرار چنین صحنه‌هایی خواهیم بود، بلکه نسل آینده را نیز به دشمن خواهیم سپرد.
 
۳. اهداف موضوع
این مقاله با هدف واکاوی عمیق مسئله حضور نوجوانان در اغتشاشات و نقش مسجد در مصونیت‌بخشی به آنان، اهداف مشخص زیر را دنبال می‌کند:
 
۱. تحلیل چیستی مسئله: ارائه آمار و شواهد دقیق از حضور نوجوانان در اغتشاشات، روایت نوجوانان فریب‌خورده از پشیمانی خود، و تحلیل چرایی طعمه شدن آنان توسط دشمن.
 
۲. آسیب‌شناسی رابطه نوجوان و مسجد: شناسایی عوامل دافعه‌زا در مساجد، نقش خانواده و مدرسه در گسست نسل نو از مسجد، و تحلیل بحران هویت و عدم پاسخگویی به نیازهای نسل جدید.
 
۳. تبیین نقش مسجد در مصونیت‌بخشی: بررسی کارکردهای مسجد به عنوان پایگاه هویت‌بخش، نقش آن در ارتقای سواد رسانه‌ای و بصیرت سیاسی، و توانایی مسجد در کانالیزه کردن هیجانات نوجوان به سمت فعالیت سالم.
 
۴. ارائه راهکارهای عملی برای جذب نوجوانان: شامل جوان‌سازی ساختارها و واگذاری مسئولیت، تحول در روش‌های ارتباطی، طراحی برنامه‌های جذاب، ارتباط ارگانیک مسجد با مدرسه و خانواده، و تبیین فلسفه نماز در بسترهای غیرمسجدی.
 
۵. تحلیل نقش دشمن در فریب نسل جوان: شناسایی ابزارهای جنگ شناختی دشمن (فضای مجازی، الگوریتم‌ها، رسانه‌های معاند)، اهداف دشمن از نشانه‌رفتن مسجد و نوجوان، و نقش منافقین و عوامل داخلی در ایجاد فاصله میان نسل جوان و مسجد.
 
 نسل سرگردان: چرا نوجوان بی‌مسجد طعمه جنگ شناختی دشمن می‌شود؟
بخش 1: چیستی مسئله؛ نوجوانان در اغتشاشات اخیر
1-1. آمار و شواهد حضور نوجوانان در آشوب‌ها
آمارهای ارائه شده از حوادث دی‌ماه، زنگ خطری است که نمی‌توان نادیده گرفت. میانگین ۱۷ درصدی حضور نوجوانان زیر ۲۰ سال در اغتشاشات، در نگاه اول شاید عدد کمی به نظر برسد، اما وقتی به برخی استان‌ها می‌رسیم که این آمار تا ۴۵ درصد افزایش می‌یابد، عمق فاجعه روشن می‌شود. یعنی در برخی نقاط کشور، نزدیک به نیمی از جمعیت معترض را نوجوانانی تشکیل می‌دادند که هنوز هویتشان شکل نگرفته و آینده‌شان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
 
تلخ‌تر از آمار، روایت‌هایی است که از مدارس به گوش می‌رسد. شنیده شده در بعضی مدارس، یک کلاس به طور کامل در آشوب‌ها شرکت کرده است. یعنی تمام دانش‌آموزان یک کلاس، بدون استثنا، جذب خیابان شده‌اند. این پدیده نشان می‌دهد که مسئله فراتر از چند نوجوان سرکش است و به یک معضل جمعی تبدیل شده که ریشه در ناکارآمدی نظام تربیتی و پرورشی ما دارد.
 
1-2. روایت نوجوانان فریب‌خورده از پشیمانی خود
در میان بازداشت‌شدگان حوادث اخیر، دانش‌آموزانی دیده می‌شوند که ساعتی بعد از حضور در خیابان، تازه متوجه شده‌اند در چه دامی گرفتار شده‌اند. روایت بسیاری از آن‌ها مشابه است: دعوت‌نامه‌ای در فضای مجازی، چند پیام تحریک‌آمیز در گروه‌های دوستی، وعده آینده‌ای روشن و آزادی‌ای که قرار است با شعار دادن به دست آید. اما وقتی به خیابان می‌آیند، با صحنه‌هایی روبرو می‌شوند که هیچ‌کدام از دوستان مجازیشان به آن اشاره نکرده بود.
 
پشیمانی این نوجوانان وقتی عمیق‌تر می‌شود که می‌بینند به جای تغییر آینده، حال خود را تباه کرده‌اند. خانواده‌هایی که برای آزادی فرزندشان به در خانه مسئولان می‌روند، چشمانی دارند پر از سوال: چرا فرزند من؟ چه کسی او را فریب داد؟ و پاسخ در جای دیگری است: فریب‌دهنده در اتاقی نشسته و با کلیک بر روی یک دکمه، هزاران نوجوان را به خیابان می‌کشاند.
 
در دیداری که با جوانان دستگیرشده در بند قرنطینه زندان مشهد انجام شد، صحنه‌هایی رقم خورد که تصویری واقعی از نسل فریب‌خورده ارائه داد. جمعی ۳۰ نفره از این جوانان دور یک روحانی حلقه زدند و بدون واسطه از اعتراضات، سؤالات و دلخوری‌هایشان گفتند. آنچه رخ داد، یک گفت‌وگوی انسانی و صمیمانه بود.
 
نکته قابل تأمل، تغییر فضای عاطفی جلسه در پایان بود. یکی از جوانانی که در ابتدا با حرارت و تندی صحبت می‌کرد، هنگام خروج جلو آمد و با لحنی دوستانه عذرخواهی کرد: «اگر یک وقت توهینی شد یا موقع صحبت، صدای من بالا رفت، ببخشید.» این نوجوان که ساعتی پیش خود را در برابر نظام می‌دید، حالا در برابر یک انسان ایستاده بود که فقط آمده بود حرف‌هایش را بشنود.
 
جوان دیگری که صورت و گردنش پر از خالکوبی بود، با احساساتی آمیخته با حسرت گفت: «خدا را شکر یک نفر پیدا شد ما با او حرف بزنیم... من در عمرم با دو تا روحانی حرف زدم. یکی از آنها، شما بودید که اینجا در زندان سراغ ما آمدید.» این جمله، تلخ‌ترین گزاره این دیدار بود؛ گزاره‌ای که نشان می‌داد فاصله میان نسل جوان و متولیان دینی تا چه حد عمیق شده است
 
1-3. تحلیل چرایی طعمه شدن نوجوانان توسط دشمن
چرا نوجوانان تا این حد در برابر فریب دشمن آسیب‌پذیرند؟ پاسخ را باید در چند نقطه جستجو کرد. نخست، فضای مجازی که امروز به میدان اصلی جنگ شناختی تبدیل شده است. رسانه‌های معاند و شبکه‌های ماهواره‌ای با تولید محتوای جذاب و فریبنده، ذهن نوجوان را هدف گرفته‌اند و واقعیت را وارونه جلوه می‌دهند.
 
دوم، خلأ تربیتی در مدارس و خانواده‌هاست. وقتی بنیه پرورشی و تربیتی نوجوان ضعیف باشد، در برابر اولین طوفان شبهات فرو می‌ریزد. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش سال‌هاست روی کاغذ مانده و تربیت به حاشیه رانده شده است. معلمی که خود دغدغه معیشت دارد یا انگیزه‌اش را از دست داده، نمی‌تواند برای دانش‌آموز الهام‌بخش باشد.
 
سوم، بحران هویت و نیاز به دیده شدن است. نوجوان امروز در خانه و مدرسه احساس بی‌گانگی می‌کند، پس هر جایی که به او وعده هویت و اهمیت دهند، به سرعت جذب می‌شود. دشمن دقیقاً از همین نقطه ورود می‌کند و با ساختن روایت‌های دروغین، به نوجوان هویتی مجازی می‌بخشد که بهای آن حضور در خیابان و رویارویی با نظام است.
 
برای درک آسیب‌پذیری نسل نوجوان در برابر فریب دشمن، باید به چند عامل کلیدی توجه کرد:
نخست، گسست نسلی عمیق در سال‌های اخیر. دوم، پدیده کرونا که زندگی نسل نوجوان را به کلی با فضای مجازی درآمیخت. در دو سال تعطیلی مدارس، نوجوانان آموزش، ارتباطات، فضای ذهنی و حتی خط فکری خود را از فضای مجازی گرفتند.
 
تفاوت اساسی نوجوان با بزرگسال در اینجاست: بزرگترها تجربه دارند، زود جوزده نمی‌شوند و با فضای حقیقی جامعه نیز در ارتباط هستند. اما نوجوانی که کاملاً غرق در فضای مجازی شده، تصورش از دنیا و کشورش همان چیزی است که در آن فضا به او نشان داده می‌شود. او ارتباطی با جامعه و فضای حقیقی ندارد و به همین دلیل، مرز میان واقعیت و دروغ را گم می‌کند.
 
آنچه واقعاً شوک‌آور بود، مشاهده جمعیت نسبتاً یکدستی از نوجوانان بود که انگار در فضایی خارج از دسترس، سازماندهی شده، به صف کشیده و آموزش دیده بودند. این نشان می‌دهد دشمن نه فقط در پی ایجاد اغتشاش، که در پی شکار ذهن‌های خام و جهت‌دهی به آنهاست
 
بخش 2: آسیب‌شناسی رابطه نوجوان و مسجد
2-1. عوامل دافعه‌زا در مساجد و نهادهای دینی
گلایه تلخ آن جوان که گفته بود «در عمرم با دو تا روحانی حرف زدم»، نشان‌دهنده یک واقعیت ناراحت‌کننده است: متولیان دینی یا در دسترس نبوده‌اند، یا بلد نبوده‌اند با این نسل ارتباط برقرار کنند.
 
 بضاعت محدود طلبه‌ها و فعالان فرهنگی که کار با جوانان را بلد باشند، از یک سو، و شیوع کرونا که فرصت حضور در فضاهای حقیقی را از بین برد، از سوی دیگر، باعث شد این نسل در خلأیی از ارتباط انسانی با دین و روحانیت رشد کند.
 
2-3. بحران هویت و عدم پاسخگویی به نیازهای نسل جدید
یکی از مشاهدات تلخ، اعتمادزدایی عمیق از رسانه ملی بود. وقتی به یکی از جوانان گفته شد تلویزیون مستندی در این زمینه پخش کرده، بی‌درنگ و بدون هیچ تأملی پاسخ داد: «ما هیچ‌چیز را از صدا و سیما نمی‌پذیریم.» این جمله، نشانه بحران عمیق اعتماد است.
 
نوجوانی که به هر آنچه از درون نظام می‌آید بدبین است، طبیعتاً هر آنچه از بیرون می‌آید را بدون نقد می‌پذیرد. این همان نقطه‌ای است که دشمن برای نفوذ و فریب روی آن سرمایه‌گذاری کرده است.
 
۲-۵. آسیب‌های اجتماعی نوجوانان و نقش فضای مجازی در ایجاد بحران هویت
حران هویت و گسست فرهنگی، اولین و اصلی‌ترین آسیبی است که نسل نوجوان و جوان را تهدید می‌کند. دشمن با استفاده از ابزارهایی چون بازی‌های رایانه‌ای خشن، فضای مجازی و شبکه‌های ماهواره‌ای، نوجوانان را در تقابل با باورهای خانواده و فرهنگ جامعه قرار داده است. این فضاها، بچه‌ها را نقطه مقابل ارزش‌های خانوادگی و اجتماعی می‌سازند و به تدریج آنها را از هویت اصیل خود دور می‌کنند.
 
خشونت و وندالیسم نیز از دیگر آسیب‌های جدی است. بازی‌های خشن رایانه‌ای، خشونت را به نوجوانان تزریق می‌کنند و باعث می‌شوند برقراری ارتباط و تفاهم برایشان دشوار شود. هم‌چنین مشکلات اقتصادی و مشغله‌های زندگی، فرصت ارتباط عاطفی والدین با فرزندان را کاهش داده است؛ به گونه‌ای که متوسط زمان ارتباط گفتاری در خانواده‌های ایرانی به ۱۷ دقیقه در روز رسیده است. والدین وقت کافی برای شنیدن مشکلات فرزندان، راهنمایی و آموزش مهارت‌های زندگی به آنها ندارند.
 
آسیب‌هایی مانند اعتیاد، خانه‌گریزی، دین‌ستیزی و هنجارشکنی، نوجوانان را احاطه کرده‌اند. در آینده‌پژوهی آسیب‌های اجتماعی، عرفان‌های کاذب همچون اوشو، کابالا، اکنکار و شیطان‌پرستی، به عنوان تهدیدهای جدی دهه‌های آینده شناخته می‌شوند. این جریان‌ها با استفاده از فضای مجازی، عضوگیری می‌کنند و به تدریج جایگزین ارزش‌های دینی و فرهنگی می‌شوند.
 
هنجارشکنی و بی‌توجهی به قواعد اخلاقی و فرهنگی در خانواده نیز رو به افزایش است. نمونه آن، احترام‌نگذاشتن به بزرگ‌ترها در وسایل حمل‌ونقل عمومی است که نشان از کاهش سرمایه‌های اجتماعی و ارزش‌های اخلاقی دارد. مثلث رسانه، آموزش و پرورش و خانواده باید توجه ویژه‌ای به این مسائل داشته باشند، زیرا غفلت در این حوزه، نسل آینده را در معرض خطرات جدی قرار می‌دهد.
 
فضای مجازی به عنوان بزرگ‌ترین تهدید آینده فرزندان شناخته می‌شود. ارزش‌ستیزی، هنجارشکنی و بی‌توجهی به آداب و رسوم گذشته، از پیامدهای آن است. در گذشته، والدین فرزندان را با خود به هیئت و مسجد می‌بردند، اما امروزه نوجوانان با اکراه همراه می‌شوند و در مجالس نیز هرکس مشغول گوشی خود است. فلسفه صله‌رحم که آگاهی از احوال یکدیگر بود، جای خود را به چرخیدن در اینترنت داده است.
 
اگر برای جذب نوجوانان به مسجد و نهادهای دینی برنامه‌ریزی نکنیم، دست‌های دشمن از آستین ما بیرون می‌آید و آنها را به مسیرهایی چون شیطان‌پرستی، عرفان‌های کاذب و باورهای دروغین می‌کشاند. غفلت و کوتاهی در قبال نسل جوان، قطعاً موجب خسران و پشیمانی خواهد شد
 
۲-۶. ناکارآمدی برخی هیأت‌امنا و تأثیر آن در خالی شدن مساجد از جوانان
یکی از دلایل فاصله گرفتن نوجوانان از مسجد، ناکارآمدی برخی اعضای هیأت‌امنا و عدم درک صحیح آن‌ها از نیازهای نسل جدید است. مطالبه مردمی یادشده به این نکته اشاره دارد که بعضاً مساجد به دست افرادی اداره می‌شوند که نه تنها کارآمدی ندارند، بلکه موجب خالی شدن مسجد از نمازگزار و زائر شده‌اند.
 
 این مسئله ریشه در نبود سازوکار قانونی برای حضور جوانان در هیأت‌امنا و عدم توجه به ظرفیت‌های نسل جدید دارد. وقتی نوجوان ببیند که تصمیم‌گیران مسجد با زبان او آشنا نیستند و برنامه‌ها متناسب با ذائقه او طراحی نمی‌شود، به تدریج از مسجد فاصله می‌گیرد و در فضای مجازی به دنبال هویت جایگزین می‌گردد.
 
مسجد باید مأمن دل‌های جوان باشد، اما گاه به دلیل رفتار نامناسب برخی از متولیان، به مکانی دور از دسترس نسل نو بدل می‌شود. عدم پیوند جوانان با مسجد نه از سر بی‌اعتقادی یا بی‌نیازی، بلکه به‌دلیل تجربه‌ای است که طعم طرد داشته نه پذیرش، طعم تندی و امر و نهی داشته نه رفاقت و هم‌دلی. بسیاری از آنان در نخستین قدم‌ها به سمت مسجد، با نگاهی سنگین یا پرسشی نامربوط یا بی‌توجهی عمیق مواجه شده‌اند و همین کافی بوده تا راه بازگشتی برای خود متصور نباشند.
 
این در حالی است که مسجد در صدر اسلام مأمن گفت‌وگو بود؛ مرکز سیاست، فرهنگ، تربیت، رشد و حتی بازی و نشاط. مسجد جایی بود که پیامبر کودک را روی زانویش می‌نشاند و جوان را فرمانده سپاه می‌کرد. اما امروز چه شده که همین نسل درِ مسجد را نیمه‌باز هم نمی‌کند؟
 
رقیه بابایی، مسئول مبلغات خواهر شهرستان زرین‌دشت، در این زمینه به نکات مهمی اشاره می‌کند: «هیئت‌های امنا، بانیان و واقفان از ارکان تأثیرگذار جذب جوانان به مساجد به شمار می‌روند و نحوه تعامل آنان با جوانان بسیار حساس و ظریف است. اگر خدای ناکرده هیئت‌های امنا و سایر افراد به خصوص با جوانان رفتاری دون شأن آنان داشته باشند و به گونه‌ای شخصیت آنان را دچار خدشه کنند، باعث فاصله گرفتن‌شان از مسجد خواهند شد.»
 
این جمله، زنگ هشداری است برای مساجدی که به جای آغوش باز، نگاه تند، انتقادی یا قیم‌مآبانه به جوانان دارند. طرد یک جوان از مسجد، محروم ساختن نسل آینده از تربیت در محیط دینی و معنوی است. بابایی از تجربه‌هایی تلخ می‌گوید: «متأسفانه در برخی از مساجد مشاهده شده است که برخی از هیئت‌های امنا و مردم، رفتار مناسبی با جوانان نداشته‌اند که این امر اثرات منفی در جذب جوانان به همراه داشته است.»
 
جذب جوانان به مسجد تنها وظیفه مبلغ دینی یا امام جماعت نیست، حاصل رفتار جمعی و تعامل دقیق و محترمانه با جوانان است. وقتی نوجوان در نخستین گام‌هایش به سوی مسجد با تندی و بی‌مهری مواجه شود، نه تنها خود از مسجد فاصله می‌گیرد، بلکه این تجربه تلخ را به دوستان و همسالانش نیز منتقل می‌کند و دایره گسست گسترده‌تر می‌شود.
 
بخش ۳: نقش مسجد در مصونیت‌بخشی به نوجوانان
۳-۵. کارکردهای مسجد در کاهش آسیب‌های اجتماعی
مسجد به عنوان یک نهاد اجتماعی-دینی، ظرفیت بی‌بدیلی برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی و مصون‌سازی نسل جوان دارد. با این حال، متأسفانه بسیاری از نخبگان و دست‌اندکاران مسائل اجتماعی، رهنمودهای رهبری درباره جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را به درستی جذب نکرده‌اند.
 
 از سال ۱۳۶۸ که معظم‌له بارها درباره شبیخون فرهنگی، رخنه فرهنگی و مهندسی فرهنگی هشدار دادند، باید توجه ویژه‌ای به نوجوانان و جوانان می‌شد، زیرا آنها مدیران و سرمایه‌های اصلی آینده جامعه هستند.
 
امروز در میان جوانان، نمونه‌های موفقی از حضور در راهیان نور، اعتکاف و پیاده‌روی اربعین دیده می‌شود. همچنین کسانی هستند که نذر کار فرهنگی می‌کنند. این موارد نشان می‌دهد ظرفیت جذب وجود دارد، اما کافی نیست. این فرهنگ باید به نسل‌های آینده نیز منتقل شود و نباید فقط به یک یا دو نسل محدود بماند.
 
مسجد می‌تواند با ایجاد شبکه‌ای از روابط اجتماعی مبتنی بر اعتماد، سرمایه‌اجتماعی عظیمی ایجاد کند. نوجوانی که در این شبکه قرار می‌گیرد، احساس تعلق و هویت می‌کند و در برابر فشارهای روانی و اجتماعی مقاوم‌تر می‌شود. همچنین مسجد با برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، کارگاه‌های سواد رسانه‌ای و تبیین شبهات روز، می‌تواند نوجوان را در برابر جنگ شناختی دشمن واکسینه کند.
 
یکی از نیازهای اساسی نوجوانان، یادگیری مهارت‌های زندگی و برقراری ارتباط است. درس‌هایی که در مدارس تدریس می‌شود، اغلب محفوظاتی از ۸۰ سال پیش هستند که نه به درد دنیا می‌خورند و نه به درد آخرت. مسجد می‌تواند با برنامه‌های آموزشی متنوع، این خلأ را پر کند و مهارت‌های لازم برای زندگی اجتماعی را به نوجوانان بیاموزد.
 
همچنین مسجد با برنامه‌های جذاب و هیجان‌انگیزی همچون اردوهای تفریحی-ورزشی، رقابت‌های سالم و تشکیل گروه‌های سرود و تئاتر، می‌تواند نیاز نوجوان به هیجان و دیده شدن را به درستی پاسخ دهد و او را از جذابیت‌های کاذب فضای مجازی دور کند
 
بخش ۴: راهکارها و راهبردهای عملی
۴-۱. جوان‌سازی ساختارها و واگذاری مسئولیت به نوجوانان
یکی از مطالبات جدی مردمی که در سامانه «فارس من» با ۲۹۴ امضا ثبت شده، انتخاب جوانان در هیأت امنای مساجد است. در این مطالبه آمده است: «استاد قرائتی زمانی گفتند خداوند متعال در قرآن کریم به ابراهیم خلیل دستور داد که همراه با جوانش اسماعیل (علیهماالسلام) کعبه را بازسازی کند و این خود دلیلی بر لزوم اداره مساجد توسط جوانان است.
 
اما متأسفانه امروز شاهدیم مساجد و بقاع متبرکه ما در شهرها و روستاها به دست افرادی افتاده که علاوه بر اینکه هیچ کارآمدی در این بقاع ندارند، بلکه موجب ضرر شده‌اند و بعضاً مساجد و امامزاده‌ها را خالی از نمازگزار و زائر کرده‌اند.
 
متأسفانه به دلیل نبود سازوکار قانونی در انتخاب اشخاص به عنوان هیأت امناء، جوانان اجازه کوچک‌ترین اعتراض یا دخالتی ندارند؛ لذا لازم است مجلس شورای اسلامی ضمن رسیدگی به این موضوع و ایجاد یک سازوکار قانونی در انتخاب هیأت امنای مساجد واکنش نشان دهد. مساجد و امامزادگان امروز باید به دست جوانان باشد تا آنها را به مکانی برای پیشبرد اهداف انقلاب و زمینه‌سازی ظهور آماده کنند.»
 
در قوانین موجود، مجلس شورای اسلامی در سال ۹۴ مصوبه‌ای در خصوص وظایف هیأت امنای مساجد تصویب کرده است، اما درباره سن هیأت امنا مصوبه‌ای وجود ندارد.
 
 بر اساس این مصوبه، امام جماعت مدیر امور مسجد و رئیس هیأت امنای مسجد است و هیأت امنا وظایفی از جمله نمایندگی مسجد در برابر نهادها، تصمیم‌گیری و هماهنگی تشکل‌ها، نگهداری و تعمیرات مسجد، مشارکت در برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی، جلب کمک‌ها و جمع‌آوری درآمدها و... را بر عهده دارند.
 
حجت‌الاسلام احمدرضا پرویزی، معاون جذب و آموزش مرکز رسیدگی به امور مساجد، در گفت‌وگویی شرایط انتخاب هیأت امنای مساجد را تشریح کرد: التزام به دین اسلام و ولایت فقیه، آشنایی با شئون و امور مساجد، دارابودن حسن سابقه و شهرت و اعتماد محلی، دارا بودن حداقل ۲۵ سال و حداکثر ۷۰ سال سن، سکونت و یا اشتغال در محله و... از جمله شرایط است. وی تأکید کرد:
 
«توصیه ما به امامان جماعت این است که از نیروهای جوان و کارآمد برای هیأت امنا استفاده کنند، البته به هیأت‌امنای گذشته و قدیمی مساجد و همچنین افراد سازنده مساجد هم توجه داشته باشند و از ظرفیت آنان حداکثر استفاده را کنند.»
 
همچنین بر اساس تفاهم‌نامه میان مرکز رسیدگی به امور مساجد و سازمان اوقاف، در استان تهران صدور احکام هیأت امنا به مرکز رسیدگی واگذار شده و این روند مورد تأیید اوقاف است. این مدل اجرایی مطلوب ارزیابی شده و در تلاش هستند تا آن را در سراسر کشور عملیاتی کنند.
 
تحلیل: جوان‌سازی ساختار مسجد و واگذاری مسئولیت به نسل جدید، یکی از کلیدی‌ترین راهکارها برای جذب نوجوانان و جلوگیری از فریب آن‌ها توسط دشمن است. وقتی نوجوان ببیند که می‌تواند در اداره مسجد نقش داشته باشد، اذان بگوید، امام جماعتِ همسالان خود باشد، یا مسئولیت یک برنامه را بر عهده گیرد، احساس تعلق و هویت می‌کند و در برابر جذابیت‌های کاذب فضای مجازی و شبکه‌های معاند مقاوم می‌شود.
 
 دشمن دقیقاً از خلأ مسئولیت‌پذیری و نادیده گرفته شدن نسل جوان استفاده می‌کند و با ارائه نقش‌های مجازی، آن‌ها را به سمت خود می‌کشاند. بنابراین، تحقق این مطالبه مردمی می‌تواند گامی مؤثر در خنثی‌سازی جنگ شناختی دشمن باشد.
 
4-2. تحول در روش‌های ارتباطی
تجربه دیدار با جوانان زندانی نشان داد که اولین قدم برای تأثیرگذاری، نه سخنرانی و نه حتی گفت‌وگو، که ایجاد ارتباط انسانی و دوستانه است. وقتی یکی از جوانان پس از گفت‌وگو جلو آمد و عذرخواهی کرد، وقتی دیگری از اینکه کسی آمده حرف‌هایش را بشنود خدا را شکر گفت، معلوم شد که محبت و توجه، کلید ورود به قلب این نسل است.
 
در جشن آغاز سال تحصیلی دانشجویان جدیدالورود دانشگاه گناباد، وقتی یک روحانی بدون هیچ برنامه سنگینی فقط با آنها گرم گرفت و خواست جشنشان شاد باشد، آنقدر استقبال کردند که در پایان، همه برای یک سلفی دسته‌جمعی اعلام آمادگی کردند. این نشان می‌دهد نسل جوان، تشنه ارتباط انسانی صادقانه است، نه سخنرانی‌های یک‌طرفه.
 
4-4. ارتباط ارگانیک مسجد با مدرسه و خانواده
در جلسه‌ای با مسئولان آموزش و پرورش استان خراسان رضوی، فرآیندی برای جذب، آموزش و اعزام مبلغان به فضاهای دانش‌آموزی طراحی شده است.
 
هدف این است که بچه‌ها برای یک بار هم شده، مجموعه‌ای از واقعیت‌های مرتبط با جامعه را در فضای حقیقی ببینند و بشنوند. اگر آنها با افراد آگاه و دلسوز ارتباط بگیرند و محتواهای مفید را دریافت کنند، در مقابل بسیاری از فضاسازی‌های مسموم مجازی واکسینه خواهند شد.
 
4-6. سواد رسانه‌ای به عنوان واجب شرعی و مصداق حفظ ثغور اعتقادی
امروز سواد رسانه‌ای یک مهارت تجملی یا انتخابی نیست، بلکه مقدمه واجب برای حفظ ایمان نسل نو است. اگر دیروز حفظ مرزهای جغرافیایی واجب بود، امروز حفظ مرزهای اعتقادی و ذهنی نوجوانان نیز همان حکم را دارد.
 
 ترک فعل مسئولان فرهنگی در این حوزه، علاوه بر مسئولیت اجتماعی، واجد مسئولیت شرعی نیز می‌باشد. باید بر اساس قاعده غرور، مسئولیت رهاسازی فضای مجازی و عدم تجهیز نوجوانان به ابزارهای تشخیص، متوجه مدیران فرهنگی دانسته شود.
 
 شکاف نسلی در حقیقت شکاف زبانی است و تا زمانی که مفاهیم دینی با زبان تصویر، سرعت و فناوری روز ترجمه نشود، مفاهمه و در نتیجه هدایت محقق نخواهد شد.
 
۴-۷. ضرورت همکاری مثلث رسانه، آموزش و پرورش و خانواده
مثلث رسانه، آموزش و پرورش و خانواده باید توجه ویژه‌ای به مسائل فرهنگی داشته باشند. اگر این سه ضلع به درستی عمل کنند، می‌توانند نوجوانان را در برابر آسیب‌های اجتماعی مصون سازند.
  
 رسانه ملی باید با تولید محتوای جذاب و متناسب با ذائقه نسل جوان، اعتماد ازدست‌رفته را بازگرداند. آموزش و پرورش نیز باید دروس خود را به‌روزرسانی کند و به جای محفوظات قدیمی، مهارت‌های زندگی و برقراری ارتباط را به دانش‌آموزان بیاموزد.
 
خانواده‌ها باید زمان بیشتری برای گفتگو با فرزندان خود اختصاص دهند. متوسط ۱۷ دقیقه ارتباط گفتاری در روز، بسیار ناچیز است و نمی‌تواند نیاز عاطفی و تربیتی نوجوان را تأمین کند. والدین باید فرزندان را از کودکی با مسجد آشنا کنند و آنها را در مراسم مذهبی مشارکت دهند، نه با اجبار و اکراه، بلکه با ایجاد علاقه و انگیزه.
 
مساجد نیز باید خود را برای پذیرش نسل جوان آماده کنند. برنامه‌های مسجد باید متنوع، جذاب و پویا باشد. از برگزاری مسابقات فرهنگی و ورزشی گرفته تا نمایش فیلم و تئاتر، کلاس‌های آموزشی و کارگاه‌های مهارت‌های زندگی، همگی می‌توانند در جذب نوجوان مؤثر باشند.
 
در نهایت، همه ما مسئولیم. اگر غفلت کنیم و دست نوجوانان را نگیریم، دست‌های دشمن از آستین ما بیرون می‌آید و آنها را به مسیر انحراف می‌کشاند. امروز وقت آن است که دغدغه‌مندان و دلسوزان واقعی به میدان بیایند و با نسل جوان ارتباط برقرار کنند، حرف‌هایشان را بشنوند و با زبان خودشان با آنها سخن بگویند.
 
۴-۸. بازطراحی ساختار مسجد برای جذب حداکثری جوانان
 مسجد در اسلام، خانه خدا، محل اجتماع مسلمانان، پایگاه ولایت و منبع فیوضات معنوی و برکات گوناگون برای نمازگزاران و جامعه اسلامی است. امام خمینی(ره) درخصوص رونق مساجد می‌فرمایند: «مسجدها را محکم نگه دارید و پر جمعیت کنید.» (صحیفه امام، ج ۱۳، ص ٢١)
 
اداره این مکان مقدس عمدتاً مردمی و با ساختاری مشخص است. ساختار مسجد از چند ضلع تشکیل می‌شود. امام جماعت، هیئت امنا و خادمان، ارکان ساختار اداره مساجد به شمار می‌آیند. در این میان، مسئولین و افراد تأثیرگزار در امر نماز و مسجد نیز به نوعی در ساختار مدیریتی این مرکز دینی قرار دارند. همچنین پایگاه مقاومت بسیج و کانون فرهنگی-هنری و مشابه این مراکز، در ساختار مدیریتی بسیاری از مساجد نقش ایفا می‌کنند.
 
ساختار مسجد می‌تواند به گونه‌ای تنظیم گردد که در رابطه با قشر جوان، حضور حداکثری آنان را رقم زند. برای تحقق این هدف، هر یک از ارکان مسجد مسئولیت‌ها و وظایف مشخصی دارند:
 
الف) مسئولین حکومتی
مسجد محوری در پرورش نسل نو از مسلمات تربیت اسلامی به شمار می‌آید. اهتمام مسئولین حکومت به احیای کارکردهای مساجد و توجه به امر توسعه این مراکز انسان‌ساز از رسالت‌های حاکمان یک کشور اسلامی است.
 
 قرآن کریم این رسالت را این گونه توصیف می‌نماید: «الذین إن مکناهم فی الأرض أقاموا الصلوة؛ [یاری کنندگان خدا] کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، به برپایی نماز جدّیت ورزیدند» (حج – ٤١). اگر این رسالت به خوبی محقق شود، شاهد اشتیاق قشر جوان برای حضور فعال در مساجد خواهیم بود.
 
ب) مسئولین فرهنگی
 مسئولین تبلیغی، نویسنده‌ها، ناشرین، مطبوعات و تمام رسانه‌ها باید به ارزش‌دهی به معنویات، مخصوصاً امر نماز و جایگاه مسجد توجه کنند و امور معنوی را با شیوه‌های روزآمد هماهنگ و با اندیشه‌های نو امروزی تبلیغ نمایند.
 
 ادبیات این اقدامات اگر مورد پسند جوانان و مطابق سلیقه آنان باشد قطعاً از اثربخشی بالایی برخوردار خواهد شد. در همین راستا مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «برای تبیین ژرفای نماز و معرفی رازها و زیبایی‌های آن، دست به تلاش پی‌گیر و همه جانبه زده شود» (پیام به اجلاس ششم نماز، ١٣٧٦، ص٦).
 
ج) امام جماعت
فردی که می‌خواهد هدایت و مدیریت مهم‌ترین پایگاه توحید را به عنوان امام جماعت به عهده بگیرد باید از جهت‌های مختلف، دارای شرایط و ویژگی‌هایی خاصی باشد و به طور دایم در به دست آوردن و ارتقای این ویژگی‌ها در خود تلاش نماید.
 
 پیامبر اعظم(ص) فرمودند: «امام القوم وافدهم فقدموا فی صلاتکم افضلکم؛ امام جماعت هر جمعی نماینده آنان - در پیشگاه خداوند - می‌باشد، پس برای امامت جماعت خود بهترین‌ها را برگزینید» (بحار الانوار، ج ۸۸، ص ۱۰۹).
 
 می‌توان گفت یک روحانی، یک مهندس اجتماعی است و باید ارتباطات اجتماعی را مهندسی کند و در این ارتباط، تجربه کسب کند و کار تحقیقاتی انجام دهد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «امام جماعت باید از افراد اندیشمند و صاحب فکر باشد» (مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۹۲).
 
امام جماعتی در جذب جوانان موفق خواهد بود که ویژگی‌های ذیل را دارا باشد:
۱. دوستی با جوانان: روابط و احترام میان امام جماعت و جوانان نباید در چارچوبی خشک و رسمی باقی بماند و باید به روابط عاطفی بیانجامد؛ یعنی امام جماعت به عنوان یکی از دوستان جوانان به شمار رود. رسول اکرم(ص) می‌فرمایند: «علیکم بالاحداث» یعنی باید به نسل نو توجه کنید (کافی، ج ٨، ص ٩٣، ح ٦٦).
 
۲. شناخت نیاز و روحیات جوانان: امام جماعت پیش از آن که درباره جلب جوانان به مسجد و برقراری ارتباط با وی اقدام نماید، باید به طور کامل از نیازها و روحیات، ارزش‌ها، خواسته‌ها، سلیقه‌ها، توانمندی‌ها و آسیب‌هایی که جوان را تهدید می‌کند و راه‌های رویارویی با آن آگاه باشد.
 
۳. توان برگزاری جلسات ویژه جوانان: جلسات و کلاس‌های ویژه جوانان شیوه‌های متناسب با روحیات و سلایق آنان را می‌طلبد که مهارت‌افزایی امام جماعت در این خصوص بسیار لازم به نظر می‌رسد.
 
د) هیئت امنا
هیئت امنا، هیئت مدیره مسجد است که همه فعالیت‌های مسجد را سمت و سو می‌دهد. بنابراین، عضویت جوانان متعهد در هیئت امنا، نوعی ارزش‌گذاری برای آنان است. شایسته است بزرگ‌ترهای مسجد و اعضای هیئت امنا برای فعالیت‌های گوناگون مسجد، نظر جوانان را جویا شوند و در صورت امکان، پیشنهادهایشان را اجرا کنند. برخی از کارهای مسجد را می‌توان به طور کلی یا جزئی به جوانان واگذار کرد. این اقدامات با توجه به روحیه جوانان سبب ایجاد وابستگی آنان به مسجد می‌شود؛ به گونه‌ای که مسجد را از آن خود دانسته و از آن جدا نخواهند شد.
 
هیئت امنا برای ایجاد جذابیت و زمینه‌سازی حضور جوانان در مساجد می‌توانند اقدام به برگزاری مسابقات در رشته‌های مختلف کنند؛ رشته‌هایی همچون قرآن (قرائت، ترتیل، اذان، حفظ، مفاهیم قرآن، مفاهیم نهج‌البلاغه، تفسیر قرآن، ابتهال)، هنرهای تجسمی (عکس، خوشنویسی، طراحی و نقاشی، گرافیک، کاریکاتور)، شعر و قطعات ادبی (شعر نو، شعر کلاسیک، نثر ادبی، داستان‌نویسی)، سرود و تواشیح و...
 
ه) خادمان
 نسل نو به ویژه نوجوانان دارای هیجان و روحیه تحرک و نشاط هستند. شایسته است خادمان مسجد با سعه صدر و البته تذکرات نرم با این ویژگی آنان برخورد داشته باشند و ارتباطی برادرانه با آنها برقرار نمایند.
 
و) پایگاه مقاومت بسیج و کانون فرهنگی-هنری
این نوع مراکز که عمدتاً جوان‌محور و با همت قشر جوان تأسیس می‌شوند، با همکاری و هماهنگی با امام جماعت و هیئت امنا می‌توانند در فعال کردن مسجد و توسعه و پویایی همه جانبه آن نقشی بی‌بدیل ایفا کنند.

مقام معظم رهبری(مدظله) خطاب به روحانیون فرمودند: «من سفارش می‌کنم که کانون‌های فرهنگی - هنری مساجد را فراموش نکنید؛ البته با همکاری بسیج. بد است که بین روحانی مسجد و بسیج مسجد، اختلاف به وجود بیاید. نه، با همکاری بسیج، این کانون‌های فرهنگی- هنری مساجد را مؤثر کنید، برایش کار کنید.»
 
تحلیل: بازطراحی ساختار مسجد با محوریت جذب جوانان، یک راهبرد اساسی برای مقابله با جنگ شناختی دشمن است. دشمن با استفاده از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، به دنبال تصرف ذهن و هویت نسل جوان است.

اگر مسجد با همه ارکان خود، به یک پایگاه پویا، جذاب و جوان‌پسند تبدیل شود، می‌تواند نقش مؤثری در خنثی‌سازی این توطئه ایفا کند. حضور جوانان در هیئت امنا، ارتباط صمیمی امام جماعت، برنامه‌های متنوع فرهنگی و هنری، و همکاری کانون‌های مساجد با بسیج، همگی عواملی هستند که می‌توانند مسجد را به محیطی امن و جذاب برای رشد و تعالی نسل نو تبدیل کنند و آنان را از افتادن در دام دشمنان مصون دارند.
 
بخش ۴: راهکارها و راهبردهای عملی
۴-۹. بیست راهکار عملی برای جذب کودکان و نوجوانان به مسجد
حجت‌الاسلام راستگو، از پیشگامان عرصه تربیت دینی کودک و نوجوان، بیست راهکار مؤثر برای جذب نسل نو به مسجد ارائه داده است که برخی از مهم‌ترین آنها عبارتند از:
 
۱. ارتباط مستمر امام جماعت با مدارس: حضور امام جماعت در نماز جماعت مدارس حداقل هفته‌ای یک بار، شرکت در جلسات ستاد نماز مدرسه، انجمن اولیاء و مربیان و شورای معلمان، و دعوت از او برای حضور در مناسبت‌های مذهبی و ملی مدرسه، پل ارتباطی محکمی بین مسجد و مدرسه ایجاد می‌کند.
 
۲. برگزاری مراسم مدرسه در مسجد: جشن‌ها، اعیاد و جلسات انجمن اولیاء و مربیان در مسجد برگزار شود تا دانش‌آموزان با این مکان مقدس انس بگیرند.
 
۳. توجیه خادمان برای برخورد مناسب: برخی خادمان به دلیل عدم آگاهی از روحیات کودکان و نوجوانان، برخوردهای تندی دارند که باعث زدگی آنها از مسجد می‌شود. امام جماعت باید با توجیه آنان، فضای مسجد را برای نسل نو دلپذیر کند.
 
۴. واگذاری مسئولیت به نوجوانان: دادن مسئولیت‌هایی مانند کتابداری، اذان، اقامه، قرائت قرآن، کفشداری، پهن کردن سجاده، سیستم صوتی، برنامه‌ریزی مناسبت‌ها و تزئینات مسجد، حس تعلق و مالکیت را در نوجوان ایجاد می‌کند.
 
۵. تجلیل از دانش‌آموزان ممتاز در مسجد: مدیران مدارس می‌توانند برنامه‌های تشویقی خود را در مسجد برگزار کنند تا دانش‌آموزان همراه با دریافت هدایا، با فضای مسجد آشنا شوند.
 
۶. انتخاب مؤذن از بین نوجوانان: اذان زیبا و صحیح توسط نوجوانانی که تمرین دیده‌اند، ضمن جذابیت، زمینه مشارکت آنان را فراهم می‌کند.
 
۷. ارتباط صمیمی امام جماعت: حضور امام جماعت چند دقیقه قبل از اذان در مسجد، گفتگوی دوستانه، لبخند، دست بر شانه نوجوان گذاشتن و شنیدن حرف‌های او، تأثیر شگرفی در جذب و تداوم حضور نسل نو دارد.
 
۸. تهیه پذیرایی و توزیع در مدارس: مساجد می‌توانند در مناسبت‌ها بسته‌های پذیرایی تهیه و با نام مسجد بین دانش‌آموزان توزیع کنند.
 
۹. دعوت از فرزندان نمازگزاران: از هر نمازگزار مسن خواسته شود یک نفر از فرزندان یا نوه‌های خود را به مسجد بیاورد.
 
۱۰. قرار گروه‌های همسال در مسجد: تشکل‌های دانش‌آموزی قرارهای خود را با هماهنگی مدرسه در مسجد بگذارند.
 
۱۱. برگزاری مسابقات متنوع: مسابقاتی در رشته‌های احکام، قرآن، نهج‌البلاغه، حفظ حدیث، خطاطی، نقاشی، روزنامه دیواری و ورزشی (دو، دوچرخه‌سواری، فوتبال) نقش سازنده‌ای در جذب دارد.
 
۱۲. اطلاع‌رسانی فعالیت‌های مسجد به مدارس: برنامه‌های مسجد با همکاری مدیران و مربیان به دانش‌آموزان اطلاع‌رسانی شود.
 
۱۳. برگزاری اردوهای علمی، تفریحی و زیارتی: توسط هیئت امنا و با حضور امام جماعت و همکاری مدارس.
 
۱۴. جلب مشارکت خیرین در برنامه‌های فرهنگی: خیرین با تأمین هزینه‌های اردوها و فعالیت‌های فرهنگی، نقش مؤثری در سازندگی نوجوانان دارند.
 
۱۵. تجلیل از نوجوانان حاضر در مسجد: تقدیر مستمر از حضور آنان، تداوم حضورشان را تضمین می‌کند.
 
۱۶. استفاده از شیوه‌های تبلیغی جدید: به جای تکیه صرف بر سخنرانی، از روش‌های متناسب با روحیه نوجوانان استفاده شود.
 
۱۷. طولانی نشدن نماز جماعت: اکتفا به واجبات و واگذاری مستحبات به بعد از نماز، برای نسل نو جذاب‌تر است.
 
۱۸. تقویت کتابخانه مسجد و اطلاع‌رسانی به مدارس: ارائه فهرست کتاب‌ها به مدارس و هماهنگی تکالیف تحقیقی با منابع موجود در مسجد.
 
۱۹. تبلیغات گسترده و بیان فلسفه نماز: بسیاری از نوجوانان علت نماز خواندن را نمی‌دانند؛ باید فلسفه آن را به زبان قابل فهم برایشان تبیین کرد.
 
۲۰. نقش والدین: وقتی قول و عمل والدین در مورد نماز یکی باشد و نوجوان اهمیت نماز را در زندگی آنان ببیند، به این امر الهی ترغیب می‌شود [منبع: بیانات حجت‌الاسلام راستگو].
 
تحلیل: این بیست راهکار، نقشه راهی عملی و اجرایی برای متولیان مساجد است. دشمن در جنگ شناختی خود، نوجوان بی‌مسجد را هدف گرفته است. اگر مساجد با اجرای این راهکارها به پایگاه‌های جذاب و پویا تبدیل شوند، نوجوانان نه تنها فریب دروغ‌های دشمن را نمی‌خورند، که خود به سربازان جهاد تبیین تبدیل می‌شوند. واگذاری مسئولیت، ارتباط صمیمی، توجه به نیازها و استفاده از روش‌های نوین، کلیدهای طلایی برای مصون‌سازی نسل نو در برابر جنگ شناختی دشمن است.
 
بخش 5: تحلیل نقش دشمن در فریب نسل جوان
5-1.بزارهای جنگ شناختی دشمن
وقتی زمین، زمین دشمن باشد، حتی بهترین مطالب هم به چشم و گوش مخاطب نمی‌رسد. پلتفرم‌های مجازی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که محتوای مفید و دلسوزانه را از دسترس نوجوان دور نگه دارند.
 
 نوجوانی که دوست دارد در آن فضا فیلم ببیند، عکس نگاه کند و صوت بشنود، هرگز بهترین مطلب یک فعال فرهنگی را نخواهد دید، زیرا الگوریتم‌ها طوری چیده شده‌اند که او را در حباب اطلاعاتی خودش محبوس کنند.
 
5-3. نقش منافقین و عوامل داخلی در مدیریت اغتشاشات
یکی از نکات مهم در گفت‌وگو با این جوانان این بود که آنها فکر می‌کردند برای عدالت و اعتراض به مشکلاتی مثل اختلاس، بیکاری و گرانی به خیابان آمده‌اند. اما غافل از اینکه جریان اغتشاشات توسط کسانی رهبری می‌شود که نه دنبال حل این مشکلات، که دنبال زدن ایران هستند.
 
 وقتی به آنها گفته شد سرنخ این موج در خارج از کشور است، کومله دارد آن را تغذیه می‌کند و منافقین مدیریتش می‌کنند، بسیاری از آنها به فکر فرو رفتند و حق را به طرف مقابل دادند. آنها باور نداشتند که مطالبات بحقشان، در بستر باطلی دارد استفاده می‌شود که نهایتاً به نفع دشمن تمام خواهد شد.
 
۵-۴. اطاق فکر دشمن و طراحی آسیب‌های اجتماعی برای نوجوانان
دشمن پاشنه آشیل ما را به خوبی شناسایی کرده است؛ همان نوجوانان و جوانانی که مدیران و سرمایه‌های اصلی آینده جامعه هستند. اطاق فکر دشمن، آسیب‌هایی را طراحی کرده که هدف اصلی آنها نسل نوجوان است..
 
 نخستین و مهم‌ترین این آسیب‌ها، بحران هویت و گسست فرهنگی است. آنها با استفاده از بازی‌های رایانه‌ای، فضای مجازی و شبکه‌های ماهواره‌ای، نوجوانان را در تقابل با باورهای خانواده و فرهنگ جامعه قرار می‌دهند.
 
خشونت و وندالیسم نیز از طریق همین بازی‌های خشن به نوجوانان تزریق می‌شود. این بازی‌ها باعث می‌شوند برقراری ارتباط و تفاهم برای بچه‌ها دشوار شود و خشونت به بخشی از رفتار روزمره آنها تبدیل گردد. دشمن با طراحی این بازی‌ها، به دنبال ایجاد نسلی خشن و بی‌تفاوت نسبت به ارزش‌های اخلاقی است.
 
عرفان‌های کاذب مانند اوشو، کابالا، اکنکار و شیطان‌پرستی، از دیگر تهدیدهای طراحی‌شده برای آینده فرزندان ما هستند. این جریان‌ها در فضای مجازی عضوگیری می‌کنند و به تدریج جایگزین ارزش‌های دینی و فرهنگی می‌شوند. هدف نهایی دشمن، ایجاد نسلی است که نه تنها با دین و ارزش‌های انقلاب بیگانه باشد، بلکه در تقابل کامل با آنها قرار گیرد.
 
هنجارشکنی و بی‌توجهی به قواعد اخلاقی و فرهنگی نیز از پیامدهای این طراحی‌هاست. کاهش احترام به بزرگ‌ترها، بی‌توجهی به ارزش‌های خانوادگی و گسست در ارتباطات نسلی، همه نشانه‌های موفقیت این طراحی‌ها در برخی بخش‌های جامعه است.
 
دشمن به خوبی می‌داند که اگر ما غفلت کنیم و دست فرزندانمان را نگیریم، آنها دست نوجوانان را خواهند گرفت و به مسیری می‌برند که نه دین، نه قرآن، نه نهج‌البلاغه و نه فرهنگ ما آن را تأیید می‌کند. آنها به دنبال تبدیل مکاتب انحرافی خود به ارزش‌های اصلی نسل آینده هستند.
 
۵-۵. دشمن و بهره‌برداری از خلأ مدیریت جوانان در مساجد
ناکارآمدی برخی هیأت‌امنای مساجد که عمدتاً از سنین بالا انتخاب می‌شوند و عدم حضور جوانان در ساختار مدیریتی مسجد، فرصتی طلایی برای دشمن فراهم کرده است. دشمن با مشاهده خالی شدن مساجد از نسل جوان، بر شدت حملات شناختی خود در فضای مجازی می‌افزاید و به نوجوانان القا می‌کند که مسجد جای آنها نیست و نمی‌توانند در آن نقش آفرینی کنند.
 
 این در حالی است که قرآن کریم بر مشارکت جوانان در امور مقدس تأکید کرده و نمونه آن، همراهی حضرت اسماعیل(ع) با پدرش در بازسازی کعبه است. دشمن با استفاده از این خلأ، نوجوانان را به سمت گروه‌های انحرافی، عرفان‌های کاذب و شبکه‌های اجتماعی معاند سوق می‌دهد تا هویت دینی و انقلابی آنها را تخریب کند.
 
5-4. تغییر ماهیت نوجوان در عصر دیجیتال و ظهور «سفیه سیاسی»
نوجوان امروز دیگر نوجوان دیروز نیست. او در زیست‌بوم دیجیتالی رشد می‌کند که پشت آن، سیاست‌گذاری‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و عملیات‌های رسانه‌ای پیچیده‌ای قرار دارد.
 
این فضا، بلوغی زودرس اما ناقص برای او به ارمغان آورده است: بلوغ اطلاعاتی پیش از بلوغ عقلانی و دینی. نوجوان امروز به داده‌ها دسترسی دارد، اما توان تحلیل آنها را ندارد.
 
 او در معرض بمباران اطلاعاتی قرار گرفته، اما فاقد قدرت تشخیص سره از ناسره است. اینجاست که با پدیده‌ای تازه مواجه می‌شویم که می‌توان آن را «سفیه سیاسی» نامید؛ نوجوانی که نه از روی قصد و آگاهی، که در اثر هیجانات و بمباران رسانه‌ای، به سمتی کشیده می‌شود که خود نیز نمی‌خواهد.
 
الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، با ایجاد حباب‌های اطلاعاتی و اتاق‌های پژواک، اراده کاربران را هدایت و کانالیزه می‌کنند. نوجوان در این فضا، توهم اختیار دارد، اما در عمل، تصمیم‌هایش تحت تأثیر طراحی‌های پنهان رسانه‌ای شکل می‌گیرد.
 
 دشمن با تجمیع تجربیات فتنه‌های گذشته، پدیده‌ای مرکب از خشونت سازمان‌یافته، حضور میدانی گسترده و تحریک احساسات اجتماعی خلق کرده که امنیت نظام را با چالش‌های جدی مواجه ساخته است.
  
بخش 6: ابعاد فقهی و حقوقی حضور نوجوانان در اغتشاشات
6-1. بازتعریف مفاهیم فقهی (بلوغ، رشد، سفاهت) در عصر دیجیتال
مفاهیمی همچون بلوغ، رشد و حتی سفاهت، دیگر با تعاریف کلاسیک قابل تبیین نیستند. نوجوانی که در فضای مجازی به همه چیز دسترسی دارد، اما توان تشخیص مصادیق را از دست داده، در مرز میان رشد و سفاهت سرگردان است.
 
 این وضعیت، فقیه و حقوقدان را با پرسش‌های تازه‌ای مواجه می‌کند: آیا می‌توان نوجوانی را که در فضای شبهه‌افکن رسانه‌ای گرفتار شده، همانند یک فرد بالغ و عاقل مسئول دانست؟ یا باید برای او شرایطی ویژه قائل شد؟ اینجا پای بازنگری در موضوع‌شناسی فقهی به میان می‌آید.
 
6-2. تفکیک فریب‌خورده از عامل آگاه؛ قاعده درء و قاعده غرور
در فقه سیاسی، حکم بغی بر کسی که فریب خورده، بار نمی‌شود. بسیاری از نوجوانان حاضر در اغتشاشات، بدون آگاهی خانواده و در فضایی هیجانی وارد میدان شده‌اند.
 
 آنها قربانیان جنگ شناختی و هیبریدی هستند، نه عاملان آگاه. قاعده «درء» می‌گوید حدود با شبهات ساقط می‌شود. قاعده «غرور» نیز بر مسئولیت کسی تأکید دارد که دیگری را فریب داده است.
 
 اعمال عناوین سنگین مجرمانه بر این گروه، که خود قربانی هستند، خلاف عدالت فقهی است. باید میان لیدرهای سازمان‌یافته و مسلح با پیروان هیجانی و فریب‌خورده تفکیک قائل شد.
 
6-3. نقش الگوریتم‌ها در تحدید اختیار و مسئله «اکراه نرم»
الگوریتم‌ها با ایجاد حباب‌های اطلاعاتی و اتاق‌های پژواک، کاربر را در فضایی بسته محصور می‌کنند که مدام یک پیام تکراری را به او القا می‌کند. در این فضا، تصور اختیار باقی می‌ماند، اما در عمل، تصمیم‌ها از پیش طراحی شده‌اند.
 
 این وضعیت مرزهای سنتی مفاهیمی چون اختیار، قصد و اکراه را به چالش می‌کشد. آیا می‌توان این را مصداقی از «اکراه نرم» یا «سبب اقوی از مباشر» تلقی کرد؟ این پرسشی است که آینده‌پژوهی فقهی باید به آن پاسخ دهد.
 
6-4. الزامات عدالت ترمیمی به جای فقه جزایی محض
مقابله با تخریب و وندالیسم، مصداق نهی از منکر است، اما اگر این مواجهه به‌گونه‌ای باشد که نوجوان را از دین و نظام متنفر کند، خود به منکری بزرگ‌تر تبدیل خواهد شد. در چنین شرایطی، باید از فقه جزایی محض به سمت عدالت ترمیمی حرکت کرد.
 
جایگزینی مجازات با دوره‌های بازپروری، بهره‌گیری از جهاد تبیین، و تفسیر موسع از شبهه در رشد نوجوانان زیر ۱۸ سال، از الزامات آینده‌پژوهی در این عرصه است. احکام مربوط به سرشاخه‌ها باید به‌طور اساسی با احکام نوجوانان هیجانی تفاوت داشته باشد تا بتوان آینده این نسل را صیانت کرد.
  
بخش 7 روایت‌های میدانی از مواجهه با نوجوانان فریب‌خورده
 تحلیل مفهوم «نیت» (NEET) و نقش آن در اغتشاشات
یکی از تحلیل‌های مهم در این دیدارها، مفهوم «نیت» (NEET) است. نیت‌ها جوانانی بین ۱۸ تا ۲۵ سال هستند که نه اشتغال به تحصیل دارند، نه کار می‌کنند و نه حتی حرفه‌ای می‌آموزند. آنها دور از کار، تحصیل و مهارت‌آموزی، اکثر اوقات خود را در فضای مجازی یا گیم‌نت‌ها می‌گذرانند.
 
در ایران حدود ۸ میلیون نیت وجود دارد (۴/۵ میلیون دختر و ۳/۵ میلیون پسر). اینها لزوماً با نظام جمهوری اسلامی مشکل ندارند، بلکه با ساختار، حاکمیت و قانون مشکل دارند. آنها کلاً ساختارگریز هستند و حتی اگر شغلی با درآمد مناسب به آنها پیشنهاد شود، ممکن است قبول نکنند.
 
خطر اصلی نیت‌ها نه در حضور فیزیکی‌شان در خیابان، که در فعالیتشان در فضای مجازی است. آنها به دلیل بیکاری و وقت زیاد، ساعتها در فضای مجازی می‌چرخند و محتواهایی را که به آنها داده می‌شود، وایرال می‌کنند. در میان جوانان دستگیرشده، نمونه‌های زیادی از نیت‌ها دیده شد؛ کسانی که نه شغلی داشتند، نه تحصیلاتی، و دنیایشان کاملاً در فضای مجازی شکل گرفته بود.
  
نتیجه‌گیری:
حضور گسترده نوجوانان در اغتشاشات اخیر، زنگ خطری بود که نمی‌توان نادیده گرفت. آمار ۱۷ تا ۴۵ درصدی حضور نسل زیر ۲۰ سال در آشوب‌ها، روایت پشیمانی آنان از فریبی که خورده‌اند، و اعتراف تلخ برخی از آنان که «در عمرم با دو تا روحانی حرف زدم»، همه نشان‌دهنده یک واقعیت دردناک است: نوجوان بی‌مسجد، بی‌پناه و آماده شکار شدن توسط دشمن است.

دشمن در جنگ شناختی خود با استفاده از فضای مجازی، الگوریتم‌ها و رسانه‌های معاند، ذهن نوجوان را هدف گرفته و با ایجاد بحران هویت و گسست فرهنگی، او را به سمت خیابان کشانده است.
 
مسجد به عنوان خانه خدا و پایگاه اصلی تربیت دینی، می‌تواند مهم‌ترین سنگر مقابله با این جنگ شناختی باشد. مسجد با کارکردهای هویت‌بخشی، ایجاد سرمایه اجتماعی، ارتقای سواد رسانه‌ای و کانالیزه کردن هیجانات نوجوانان، می‌تواند آنان را در برابر طوفان شبهات واکسینه کند.

اما این مهم محقق نمی‌شود مگر با تحول در ساختارها و روش‌ها. جوان‌سازی هیأت امنا، واگذاری مسئولیت به نوجوانان، ارتباط صمیمی امام جماعت، برگزاری برنامه‌های جذاب و متنوع، و پیوند مستمر مسجد با مدرسه و خانواده، از جمله راهکارهایی است که می‌تواند مسجد را به پایگاه جذاب و پویا برای نسل نو تبدیل کند.
 
در پایان، غفلت و کوتاهی در قبال نسل جوان، نه تنها موجب خسران و پشیمانی است، که خیانت به آینده کشور محسوب می‌شود. امروز وقت آن است که همه دلسوزان و متولیان فرهنگی با اجرای فرمان رهبری در «جهاد تبیین»، به میدان بیایند و با نسل جوان ارتباط برقرار کنند، حرف‌هایشان را بشنوند و با زبان خودشان با آنان سخن بگویند.

اگر ما دست نوجوانان را نگیریم، دست دشمن از آستین ما بیرون می‌آید و آنان را به مسیری می‌برد که نه دین، نه قرآن، نه فرهنگ و نه آرمان‌های انقلاب آن را تأیید نمی‌کند. 

راسخون


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید