
خبرگزاری بسیج، رقیه غلامی؛ جهادگران همیشه و در همه حال، در گرما و سرما پای کار خدمت به مردم شب و روز نمی شناسند، برای آن ها رضایت خلق مهم است چراکه رضایت خدا را در آن می بینند.
حال این که جهادگر خود اهل رسانه و روایت گر هم باشد آن وقت جهاد و روایت را در هم آمیخته و با همه توان می کوشد تا لحظه های ناب مردمی را روایت کند که از خدمت جهادگران خلق شده باشد.
در همین راستا خبرگزاری بسیج پای صحبت های خبرنگار جهادی منطقه مایان از توابع شهر تبریز نشست تا خود روایت گر لحظه های جهادی خود باشد. آنچه می خوانید حاصل این گفت و گوست؛
لطفا خودتان را معرفی بفرمایید
حسین عبدی؛ مسئول بسیج سازندگی حوزه امام حسن عسگری(ع) مایان و گروه جهادی شهدای مایان، همچنین خبرنگار صداوسیمای مرکز آذربایجان شرقی هستم.
درباره عرصه فعالیتی خود بفرمایید از چه سالی و با چه انگیزه ای آغاز کردید
به صورت جهادی در عرصه رسانه استان حضوری بیمرز در زمان و مکان های مختلف هر جا که مردم به روایت حقیقت و انعکاس درد و امیدشان نیاز داشته باشند، آنجا میدان من است.
سالهاست در کنار گروههای جهادی، حوادث و رخدادهای تلخ و شیرین را از نزدیک لمس کردهام؛ از دل بحرانها تا لحظههای ناب همدلی.
در حادثه سقوط بالگرد رئیسجمهور شهید، آیتالله سید ابراهیم رئیسی، پس از ساعتها عبور از مسیرهای سخت و کوهستانی، خود را به محل حادثه رساندم تا روایت اول میدان، بیواسطه و صادقانه به گوش مردم برسد. باور دارم خبرنگار جهادی باید در متن حادثه باشد، نه در حاشیه آن در کنار فعالیت رسانهای، به لطف خدا و همراهی دوستان دغدغهمند، چندین سال است گروه جهادی شهدای مایان را راهاندازی کردهایم؛ جمعی که خدمت را نه یک شعار، بلکه یک عهد میدانند.
امروز نیز به عنوان مسئول بسیج سازندگی حوزه امام حسن عسکری(ع) مایان، تلاش میکنم رسانه و میدان را به هم پیوند بزنم؛ هم روایتگر باشم و هم در عمل، کنار مردم بایستم.
انگیزهام ساده اما عمیق است: خدمت بیمنت، برای لبخند مردم.
باور دارم اگر قلم برای مردم بچرخد و قدم در راه مردم برداشته شود، خداوند برکت را جاری میکند. شادی یک خانواده، گرهگشایی از یک مشکل، و امیدی که در دل یک جوان زنده میشود، بزرگترین پاداش این مسیر است.
برای من، رسانه فقط انتقال خبر نیست؛ رسانه یعنی ساختن امید، تقویت همدلی و روایت صادقانهی تلاشهایی که بیصدا انجام میشوند.
محل فعالیت تان کجاست و عرصه فعالیت تان در چه زمینه ای است ؟
محل فعالیت من، محدود به یک نقطه خاص نیست؛ به عنوان خبرنگار فعال در سطح استان، هر جا که نیاز به حضور رسانهای باشد ـ از شهرها تا روستاها و حتی مناطق صعبالعبور ـ در میدان حاضر میشوم. پایگاه اصلی فعالیتم منطقه مایان و حوزههای پیرامونی آن است، اما مأموریت خبریام فراتر از یک جغرافیای مشخص تعریف میشود.
عرصه فعالیت من ترکیبی از رسانه و میدان جهادی است؛ در حوزههای اجتماعی، عمرانی، فرهنگی، حوادث، فعالیتهای جهادی، بسیج سازندگی و مطالبات مردمی فعالیت میکنم. هم روایتگر تلاشها و خدمات هستم و هم در کنار گروههای جهادی برای حل مسائل مردم حضور عملی دارم.
باورم این است که خبرنگار جهادی باید هم چشم بیدار جامعه باشد و هم دست یاریرسان مردم.
با چه هدفی فعالیت دارید و چند نفر در عرصه فعالیتی تان مشغول هستند ؟
هدف من از این مسیر، صرفاً فعالیت رسانهای نیست، مأموریت من خدمت صادقانه و امیدآفرینی است. باور دارم رسانه اگر در کنار مردم باشد، میتواند گرهگشا، مطالبهگر و جریانساز باشد. هدفم این است که صدای مردم، بخصوص مناطق کمتر دیدهشده، شنیده شود، خدمات و تلاشهای صادقانه دیده شود و در دل سختیها، امید زنده بماند.
انگیزه اصلی من، رضایت خداوند و لبخند مردم است. هر جا مشکلی هست، رسانه میتواند پل ارتباطی بین مردم و مسئولان باشد و هر جا خدمتی انجام میشود، رسانه میتواند آن را به درستی روایت کند تا روحیه همدلی تقویت شود.

در عرصه فعالیت جهادی، گروه شهدای مایان با حضور جمعی از نیروهای دغدغهمند و جوانان انقلابی فعالیت میکند که بسته به نوع مأموریت، بین ۱۵ تا ۳۰ نفر به صورت میدانی همراه هستند.
علاوه بر آن، در حوزه بسیج سازندگی نیز ظرفیت گستردهتری از نیروهای داوطلب و همکاران محلی در برنامهها مشارکت دارند.
این مسیر، یک کار فردی نیست، یک حرکت جمعی است که با همدلی، اخلاص و روحیه جهادی پیش میرود.
از اقدامات و موفقیت های عرصه فعالیت تان بفرمایید؟
در عرصه رسانه و فعالیتهای جهادی، تلاش کردهام حضور مؤثر داشته باشم، نه صرفاً حضور نمادین.
پوشش میدانی حوادث و رویدادهای مهم استان، بهویژه در شرایط بحرانی و مناطق صعبالعبور.
انعکاس مطالبات مردمی مناطق کمتر دیدهشده و پیگیری آنها تا حصول نتیجه.
تولید گزارشهای امیدآفرین از طرحهای عمرانی، فعالیتهای جهادی و ظرفیتهای بومی که موجب تسریع در رسیدگی مسئولان و تقویت روحیه عمومی شده است.

حضور میدانی در حادثه سقوط بالگرد رئیسجمهور شهید، آیتالله سید ابراهیم رئیسی و روایت مستقیم از محل حادثه پس از طی مسیرهای سخت کوهستانی.
در حوزه جهادی و بسیج سازندگی
راهاندازی و تثبیت گروه جهادی شهدای مایان و اجرای برنامههای عمرانی و خدماتی در منطقه.
مشارکت در کمکرسانی در بحرانها، توزیع بستههای معیشتی، فعالیتهای فرهنگی و محرومیتزدایی، ایجاد پیوند مؤثر بین رسانه و میدان بهگونهای که بسیاری از مشکلات پس از انعکاس رسانهای، با همراهی مسئولان پیگیری و حل شده است.
سازماندهی نیروهای داوطلب در قالب بسیج سازندگی حوزه امام حسن عسکری(ع) مایان برای اجرای پروژههای مردمی.
موفقیت اصلی این مسیر برای من، نه در آمار و ارقام، بلکه در اعتماد مردم، همدلی جوانان و لبخندی است که پس از حل یک مشکل بر چهره یک خانواده مینشیند.
اگر رسانه توانسته باشد امید ایجاد کند و حرکت جهادی توانسته باشد باری از دوش مردم بردارد، این بزرگترین دستاورد ماست.
حس و حال خدمت کردن در قالب گروههای جهادی چیست؟
حس خدمت در قالب گروههای جهادی، حسِ زندگی در نزدیکترین فاصله با مردم است.
وقتی در یک روستا کنار اهالی، آستین بالا میزنی وقتی در بحران، قبل از همه در میدان حاضر میشوی، وقتی خستگیِ کار با لبخند یک خانواده از بین میرود آن لحظه میفهمی خدمت فقط یک واژه نیست، یک حال خوب ماندگار است.
در گروههای جهادی، رقابتی برای دیدهشدن نیست، همه برای اثر گذاشتن آمدهاند.
اخلاص، رفاقت، همدلی و کار بیمنت، فضای متفاوتی میسازد که در کمتر جایی میتوان آن را تجربه کرد.
برای من، فعالیت در گروه جهادی یعنی: لمس واقعی مشکلات مردم، نه شنیدن از دور،کار کردن بدون چشمداشت و عنوان.
تبدیل دغدغه به اقدام؛ خدمت جهادی، آدم را بزرگ میکند، نه از نظر جایگاه، بلکه از نظر دل. آنجا یاد میگیری ارزش واقعی کار، در میزان تأثیر آن بر زندگی مردم است، نه در میزان دیدهشدنش.

ویژگی اصلی و یکسان همه گروههای جهادی چیست؟
ویژگی اصلی و مشترک همه گروههای جهادی، اخلاص در خدمت و کار بدون چشمداشت شخصی است.
فرقی نمیکند در کدام شهر یا روستا فعالیت کنند، چه پروژهای اجرا یا چه بحرانی را مدیریت کنند، همه گروههای جهادی یک هدف دارند: حل مشکل مردم، رفع محرومیت و امیدآفرینی با تکیه بر همت و کار جمعی.
در گروههای جهادی، همدلی و روحیه تیمی همواره برجسته است. هیچ کس برای نام و عنوان نمیآید، همه برای «اثر گذاشتن واقعی» میآیند. همین اخلاص و تعلق خاطر به مردم، آنها را از سایر فعالیتهای داوطلبانه متمایز میکند و باعث میشود هر پروژه کوچک یا بزرگ، بازتاب امید و اعتماد در دل جامعه باشد.
جالبترین یا ماندگارترین خاطرهتون از دوران سپری شده در اردوهای جهادی چیست؟
یکی از ماندگارترین لحظاتم در اردوهای جهادی، ترمیم خانهای برای یک خانواده محروم در مایان بود؛ لحظهای که خوشحالیشان خستگی روزها را از تنمان میبرد. وقتی توپ کوچکی به پسرکی که آرزوی بازی فوتبال داشت دادیم و ذوقش را دیدیم، فهمیدم خدمت واقعی یعنی خلق لحظاتی کوچک اما پر از شادی و امید و این، تنها یکی از خاطرات بیشمار ماندگار اردوهای جهادی است.
انتظار از دستگاهها و سازمانهای مختلف چیست؟
انتظار اصلی من از دستگاهها و سازمانهای مختلف این است که همکاری واقعی و پاسخگویی مؤثر داشته باشند.
همراهی با گروههای جهادی و فعالان رسانهای تا فعالیتها سریعتر و مؤثرتر به نتیجه برسد.
حل مشکلات مردم بدون بروکراسی طولانی و تعلل؛ هرجا نیاز است، حمایت عملی باشد، نه فقط شعار،شفافیت و اطلاعرسانی درست تا مردم بدانند اقدامات انجام شده و چه کمبودهایی باقی مانده است.
تقویت روحیه مشارکت مردمی؛ وقتی مسئولان پای کار باشند و همراه مردم و جهادگران حرکت کنند، اعتماد عمومی و امید جامعه افزایش مییابد.
به بیان ساده، انتظار این است که دستگاهها نیروی همراه و تسهیلگر باشند، نه مانع و فاصلهانداز، تا تلاشهای جهادی و رسانهای اثر واقعی بر زندگی مردم بگذارد.
در پایان، خدمت صادقانه، لبخند مردم و امیدی که زنده میکنیم، بزرگترین دستاورد ماست.
از همراهی استاد بزرگوار سرکار خانم غلامی که با دقت و نگاه جهادی خود، فرصت بیان دغدغهها و تجربههای ما را فراهم کردند، صمیمانه سپاسگزاریم.