قزوین_ جنگ تحمیلی هشت ساله دوران دفاع مقدس، جنگ ۱۲ روزه و امروز، جنگ رمضان برای ایران فقط نبردی نظامی نبوده و نیست بلکه آزمونی برای سنجش ظرفیت معنوی و فکری جامعه است. در هنگامهای که دشمن نه تنها با سلاح بلکه با روایت میجنگید، دانشگاهها نخستین نهادهایی بودند که فهمیدند باید در برابر جنگ روایتها، خط مقدم عقلانیت را بگشایند. دانشگاه در آن روزهای سخت دفاع مقدس هشت ساله، فقط محیط آموزش نبود، قرارگاهی برای تبیین و برای تبدیل دفاع از مرزها تا دفاع از معنا شد.
در دهه شصت، کلاسهای درس پر بودند از جوانانی که همزمان با خواندن فلسفه و فیزیک و...، داوطلبانه به جبهه میرفتند. آنان میان علم و عمل، مرزی نمیدیدند؛ زیرا میدانستند فهم درست از بحران و جنگ همان چیزی است که جامعه را از سردرگمی میرهاند. دانشجویان در آن روزها، تبیینگران واقعیات بودند ـ فعالان فرهنگیای که زبان مردم را با آرمانها پیوند زدند و با قلم و سخن خود چرایی مقاومت را برای نسلهای بعد روشن کردند.
امروز هم این رسالت بر دوش دانشجویان و نخبگان دانشگاهی است. در روزهایی که رسانههای دشمن در پی تحریف مفهوم جنگ هستند، باید انجمنهای اسلامی، نشریات دانشجویی و محافل فکری دانشگاهها به قرارگاههای تبیین تبدیل شوند. آن روزها در این قرارگاهها، نه فقط حقیقت روایت میشد بلکه فهمیده هم میشد؛ با تحلیل آیههای جهاد، با نقد جنگ روانی دشمن، با توضیح پیوند ایمان و عقل در دفاع. دانشجو در آن روزها فقط مخاطب تاریخ نبود، نویسنده آن بود.
تبیین در دوران جنگ، معنایی خاص به نام بازسازی ذهن جامعه در برابر هجوم گفتمانهای بیگانه، مییابد. آن روزها دانشگاهها، با سخنرانیها، نشریات و فعالیتهای فرهنگی خود، این وظیفه را به دوش کشیدند؛ نشان دادند که دفاع بدون فهم، ناقص است و فهم بدون عمل، بیاثر. آنان ثابت کردند که عقل و احساس میتوانند در کنار هم بایستند که میشود با منطق از ایمان سخن گفت و با علم از شهادت نوشت.
این نقش تبیینی، بعدها در حافظه تاریخی کشور بهصورت یک میراث ماندگار ثبت شد. هزاران دانشجو در آن سالها، از دانشگاه مستقیماً به خط مقدم رفتند و در میانه نبرد، معنای عمیق علم را در عمل جستجو کردند. شهادت آنان پایان یک زندگی نبود، آغاز نوعی روایت بود؛ روایتی که در آن دانش، ایمان و وطن به هم پیوستند و دانشگاه به نماد عقلانیت همراه با ایثار بدل شد.
دانشگاه در دوران جنگ نقشی فراتر از نهاد آموزشی یافت. تبدیل به نهاد تولید معنا و تثبیت هویت جمعی و صدای ماندگار آینده شد. پژوهشهای جنگ، مباحث فرهنگی پشتیبان جبههها، تحلیلهای روانشناختی و اجتماعی که از دل دانشگاه بیرون آمدند، همه ابزارهایی برای تبیین بودند؛ برای اینکه جامعه بداند چرا باید ایستاد و چگونه باید فهمید.
از دل همین فضا، چهرههایی برخاستند که پس از جنگ، در ساخت تمدن علمی کشور نقشآفرین شدند. آنان نشان دادند که دانشگاه میتواند هم قرارگاه اندیشه باشد و هم مبدأ عمل. آنان تبیین را از کلاسها آغاز کردند و با خون خود در میدانِ نبرد، آن را به حقیقت بدل ساختند.
اکنون که دههها از آن روزها گذشته است، بازخوانی نقش دانشگاهها در دوران جنگ، هم یادآوری یک تاریخ پرشکوه و هم ضرورتی برای امروز است؛ زیرا در هر بحرانی، جامعه نیازمند همان قرارگاه تبیین است. همان جایی که عقل و ایمان همسنگرند و دانشجو، همچنان راوی حقیقت است.
امروز در جنگ رمضان، آن روزها تکرار شده، دشمن علاوه بر سلاحهای پیشرفتهتر به ابزاری به نام رسانه مجهز شده و روایتهای غیر واقعی به نفع خود مصادره میکند. این جنگ به مراتب سختتر است. امروز هم دانشگاهها پای کار آمدهاند تا رهرو مسیر شهدای دانشجویی باشند که روزگاری در همین مرز و خاک، با تمام کمبودها برای پایداری نظام خون دادند. شهدایی که هم سنگر دانشگاه را مستحکم کردند و هم در کنار سایر نیروهای نظامی و مردمی در پشت خاکریزها ایستادند و خاک به دشمن ندادند.
دانشگاه در دورانهای جنگ، نشان داد که علم اگر از معنا جدا شود، بیجان است و تبیین اگر از عشق دور بماند، بیاثر. روزگاری دانشگاهیان با جان خود، علم را به ایمان پیوند زدند و از تبیین، پلی ساختند تا نسلها بتوانند حقیقت مقاومت را بفهمند و امروز این میراث، راهی روشن است برای آینده دانشگاههای ایران.قرارگاههایی که هنوز باید در هر جنگ و بحران، چراغ فهم و امید را روشن نگه دارند.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰