۲۴ / شهريور / ۱۴۰۵ - 15 September 2026
۱۸:۰۰
کد خبر : 9750822
۱۵:۰۳

۱۴۰۴/۱۲/۲۲
شور ایمان در سرمای شب‌های قدر؛ 

بیعت امت با ولایت در سومین روز شب‌ قدر

بیعت امت با ولایت در سومین روز شب‌ قدر
در حالی که سرمای اسفندماه خیابان‌های شهر را فرا گرفته بود، مردم از پیر و جوان، زن و مرد، دهه‌هشتادی و رزم‌دیده، در سومین روز شب قدر یک‌دل و هم‌صدا آمدند؛ به نیت طلب پیروزی برای وطن و خاکی که صهیونیسم و آمریکا شعله‌افکن آشوب در آن هستند.

 قزوین- به گزارش بسیج، هوا سرد اما دل‌ها گرم‌تر از همیشه است. خیابان های منتهی به مساجد شهر پر از جمعیت است؛ برق اشک‌ها در نور چراغ‌های کم‌رمق شب، با زمزمه «الهی العفو» درهم آمیخته و صحنه‌ای از عشق و استقامت را رقم می‌زند. به‌رغم سرمای هوا و سختی رفت‌وآمد، مردم آمده‌اند، با نیتی روشن و ایمانی استوار؛ به نیت رهبر شهید و بیعت دوباره با فرزند صالح او، تا بار دیگر به دنیا نشان دهند که ملت ایران در راه ولایت ایستاده است.

 

«فاطمه» که صورتش از شدت سرمای هوا سرخ شده، به تلخی لبخندی می‌زند و می‌گوید: «آمده‌ایم تا دست به دامان مولایی شویم که عالم و آدم بر سفره او نشسته‌اند. شب قدر است، شب استجابت دعا؛ دعا می‌کنیم برای پیروزی وطن، برای آرامش دل‌های داغ‌دیده.»

 

کنار او دوستش آرام زمزمه می‌کند: «تا زمانی که بسیج، سپاه، ارتش و نیروهای مسلح هستند، امنیت هست. آنها امروز در کف میدان مبارزه با متجاوزان‌اند و با جانفشانی از مرزهای ایمان و وطن دفاع می‌کنند، بدون هیچ توقعی. ما در این شب‌ها جز دعا برای پیروزی‌شان چیزی نمی‌خواهیم.»

 

در گوشه‌ای از حیاط مسجد، جوانی از نسل دهه‌ شستی تسبیح به دست دارد و با صدایی لرزان می‌گوید: «ما مدیون مادران شهدا هستیم؛ زنانی که با عشق و ایمان بچه‌هایشان را بزرگ کردند و به تأسی از حضرت زینب(س) آنان را روانه میدان کردند. این مادران چشم و چراغ این مملکت‌اند.»

 

 صدای دعا و قرآن با همهمه جمعیت درآمیخته است. «رضا» می‌گوید: «بارندگی، سرما و ترس از حملات دشمن هم نتوانست مانع حضور مردم باشد. امروز هر کس سهمی از کار را بر دوش گرفته تا نشان دهد این ملت، صرف نظر از عقیده و مسلک، عاشق دین و نظام جمهوری اسلامی است.»

زهرا»، دختر نوجوانی که همراه پدرش آمده، خجالتی اما محکم می‌گوید:

«من از نسل دهه‌هشتادی‌ام. بعضی‌ها می‌گویند نسل ما بی‌تفاوت شده، اما آمده‌ایم تا نشان دهیم کنار رهبرمان هستیم. ما می‌دانیم امنیتی که داریم، نتیجه خون شهداست.»

 

سوز سرما شدیدتر می شود، صدای قرآن‌خوانی در مسجد اوج می‌گیرد و مردم با اشک دست‌هایشان را به آسمان می‌گیرند. جوانی از گوشه جمعیت فریاد می‌زند:

«الله‌اکبر که ملت ایران همیشه ایستاده است!»

 

جمعیت تکرار می‌کند و صدای «الله‌اکبر» در هوای بارانی شهر می‌پیچد.

 

«رضا» که کارگر است و چکمه‌پوش آمده تا هم کمک کند و هم دعا بخواند، می‌گوید:

«باران و سرما مانع نیست. امروز هرکسی سهمی دارد، یکی دعا می‌خواند، یکی مهر پخش می‌کند، یکی جارو می‌کند تا مسجد تمیز بماند. همه ما آمده‌ایم تا بگوییم این کشور خانه ماست، دین ماست، عزت ماست.»

 

در میان ازدحام، پیرمردی با چفیه‌ای بر گردن، آرام می‌گوید:

 

«من در جبهه، همراه فرمانده‌ای بودم که می‌گفت ایمان را باید در سختی شناخت، نه در راحتی. امشب همان روزهای سخت است .»

 

در بخش زنانه، صدای دعا درهم آمیخته با گریه:

«اللهم عجل لولیک الفرج…»،

و صدای مداح بلندتر می‌شود، مردم با اشک و ایمان تکرار می‌کنند، و در آن لحظه تمام سردی شب رنگ می‌بازد.

در گوشه‌ای، جوانی با سربند «یا حسین» می‌گوید: «آمده‌ایم تا به نیابت از رهبر شهیدمان، بیعت خود را با فرزند صالح او تازه کنیم. دعا می‌کنیم این پرچم همیشه برافراشته بماند و دشمنان هیچ‌گاه جلودار ایمان ما نشوند.»

از دور صدای مداحی دوباره بلند می‌شود؛ «اللهم عجل لولیک الفرج». جمعیت دست‌ها را بالا می‌برد، بغض‌ها می‌ترکد و اشک‌ها جاری می‌شود. این شب‌ها، شب بیعت و دعاست. مردم آمده‌اند به نیابت از رهبر شهیدشان تا وفاداری خود را به آرمان‌های انقلاب فریاد کنند و برای پیروزی ایران دست به دعا بردارند.

 

فراتر از سرمای هوا این حضور پرشور، پیام ایستادگی و عزت است. پیامی برای دشمنان این ملت که ایران، همچنان پایدار و متحد ایستاده است.

علویری 

انتهای پیام/۱۰۰۴


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید