به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، سراج در یادداشتی آورده است که

به موازات اجرای آتشبس دو هفتهای، اقدام آمریکا در محاصره بنادر ایران و تنگه هرمز، نه یک اقدام نقطهای، بلکه اجرای یک بخش از فرآیندی است که برای تسلیم کردن ایران تدوین شده است.
محاصره بنادر و کریدور هرمز، نقض قطعی آتشبس محسوب میشود.
در واقع این اقدام آمریکا، عملاً تشدید تحریمهای اقتصادی بهعنوان یک اهرم فشار برای تضعیف قدرت ایران در جنگ با بهرهگیری از ظرفیتهای نظامی بشمار میرود؛ لذا در محاسبات نظامی آمریکاییها این محاصره، یک قطعه از طرح جدید عملیات حمله محسوب میشود تا شرایط را برای ایران در جنگ سختتر کند.
بر اساس گزارشات منتشر شده، تحرکات نظامی آمریکا در ایام آتشبس، بیش از سه برابر تحرکات آنها در اثنای مذاکرات قبلی و پیش از آغاز جنگ رمضان است.
به موازات آتشبس و مذاکره بی نتیجه اسلامآباد، حجم بالایی از تحرکات ترابری هوایی، دریایی و زمینی آمریکا در منطقه مشاهده شده است.
حدود ۱۲ هزار تن تجهیزات نظامی، شامل (قطعات جنگنده، خودروهای زرهی، تجهیزات آفندی، سامانههای پدافندی، مهمات و ...)، با انجام تقریباً ۲۰۰ پرواز توسط هواپیماهای غولپیکر ترابری آمریکا، در ۶ روز اول از آتشبس، از مبدأ پایگاههای آمریکایی در سراسر جهان به مقاصد راهبردی و حیاتی در منطقه از جمله در سواحل شرقی مدیترانه و اسرائیل و همچنین در پایگاههایی جنوبی منطقه، اردن، امارات متحده عربی و ... منتقل شدند.
همچنین اعزام گروه بزرگی از کشتیهای مینروب از اقیانوس آرام به خلیجفارس برای پاکسازی مینهای دریایی هم آغاز شده و بهعنوان یک اقدام مکمل برای عملیات نظامی جدید علیه ایران از آن یاد میشود.
افزایش مواضع تهدیدآمیز و تنشزای ترامپ و تیم جنگطلب مستقر در کاخ سفید همزمان با جهش تحرکات لجستیکی در میدان، مشابه رفتاری است که قبل از جنگ رمضان از خود نشان دادند و همچنان در حال تکرار مواضع تهاجمی با هدف ایجاد ارعاب قبل از حمله برای کوتاه آمدن ایران میباشند.
تکرار ادبیات تنشزا و استمرار زیادهخواهی ترامپ در مذاکرات، نشان از عزم آمریکا برای شکست مذاکراتی است که همواره از آن بهعنوان عملیات فریب بهره گرفتهاند؛ لذا موضوع مذاکره اسلامآباد با توجه دو مذاکره ناموفق که هرکدام به نوبه خود برای ایران در زمان آغاز نبردها، آسیبزا بودند، همچنان برای آمریکاییها، کارکردی عملیاتی، نظامی و پوششی مؤثر با هدف غافلگیری ایران داشته باشد.
سفر ژنرال کوپر فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا، به اسرائیل برای مذاکره با سران این رژیم، بسیار مهم است. سفرهای نتانیاهو به آمریکا در گذشته، چند روز قبل از دو جنگ اخیر انجام گرفته بود و اینکه به اذعان ترامپ، تصمیم نهایی برای هر دو حمله به ایران در این دیدارها اتخاذ شده، لذا سفر قریبالوقوع کوپر به اسرائیل، میتواند تکرار همین سناریو باشد.
انجام آخرین هماهنگیها اطلاعاتی، بهروزرسانی اهداف، تبادل متن طرحریزیهای عملیاتی برای جنگی نو با ایران و تعیین زمان دقیق حمله، احتمالاً از اهداف سفر این مقام ارشد نظامی آمریکا به اسرائیل باشد.
این سفر همزمان با بازیابی سریع نظامی آمریکا و متحدان این کشور در منطقه و نزدیک شدن به زمان پایان آتشبس و به احتمال زیاد برای تجاوز مجدد به ایران صورت گرفته باشد.
بنابراین، بر اساس چهار قرائن مشهود و ملموس فوق، میتوان نتیجه گرفت که موضوع آتشبس ۱۴ روزه و مذاکرات اسلامآباد، به عنوان یک پوشش، برای بازسازی سریع توان آفندی و پدافندی آمریکاییها و اسرائیلیها، جابجایی نیروها و اعزام نیروهای تازه نفس، ترمیم طرحهای عملیاتی در دفاع و حمله، احیاء ظرفیتهای پایگاههای آسیبدیده در منطقه و در نهایت ورود به فاز عملیات تهاجمی علیه ایران، مورد بهرهبرداری قرار گرفته باشند و احتمال نبردی بزرگتر در آیندهای نزدیک متصور خواهد بود.