قدمهای استوار مادری با کپسول اکسیژن در میان جمعیت؛شبی که نفسها به پرچم گره خورد
در شصتوسومین شب اجتماع مردمی کرمان، میان موج صداها و گامها، بانویی که نفسهایش به کپسول گره خورده بود، دست در دست فرزندانش، پرچم ایران را به پیش میبرد؛ انگار هر دمِ او، از جایی عمیقتر از سینه میآمد—از حافظهی رنج، از سرسختیِ عشق، و از ایمانی که حتی تنگی نفس هم توان خاموشکردنش را نداشت.