به گزارش خبرگزاری بسیج؛ سوره توبه بدون تردید یکی از ویژهترین و سرنوشتسازترین سورههای قرآن کریم است. چند دلیل مهم این جایگاه را برای آن رقم زده است:

* نخست آنکه این سوره از سورههای آخری است که بر پیامبر گرامی اسلام (ص) نازل شده است. طبیعی است که در واپسترین پیامهای آسمانی، باید والاترین معارف دین مورد تأکید قرار گیرد و احکام و آموزههای اسلام به کمال و پختگی نهایی خود برسد.
* دوم اینکه در اواخر عمر پربرکت رسول خدا (ص) رویدادهای سرنوشتسازی رخ داد که آیینه تمامنمای آن در این سوره تجلی یافته است؛ مانند غزوه تبوک که حوادث مهمی پیرامون آن در جامعه رخ داد.
* سوم، اعلام بیزاری آشکار از مشرکان و آیین بتپرستی، نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار میرود. این اعلامیه سرنوشتساز، مرزهای فکری و عملی جامعه نوپای اسلامی را از کفر و شرک جدا میسازد و مؤمنان را آمیختگی عقلی، قلبی و عملی با مشرکان بر حذر میدارد.
* چهارم اینکه همزمان با قدرتیابی حکومت نبوی، پدیده شوم نفاق نیز در پیکره جامعه اسلامی بیش از پیش ریشه دوانده و منافقان با چهرهای ظاهراً مسلمان، در کمین ضربه زدن به اسلام بودند و باید توجه کرد که امروز نیز مانند آن روزگار است.
* پنجم آنکه جامعه اسلامی آن روز هنوز به بلوغ فکری و عملی کاملی نرسیده بود تا بتواند مناسبات خود را با گروههای گوناگون اجتماعی (از جمله با خودشان، مشرکان، منفقان و یهودیان) به درستی سامان دهد.
هدف اصلی سوره: تنظیم روابط جامعه ایمانی
با توجه به آنچه گفته شد، میتوان دریافت که یکی از مهمترین مقاصد این سوره، تنظیم روابط جامعه مؤمنان است؛ چه روابط درونی میان خود مسلمانان و چه روابط بیرونی با دیگران، چه در مقیاس فردی و چه در سطح اجتماعی.
برای نمونه، خداوند در برابر مشرکان جنگجو که آشکارا به مبارزه با اسلام برخاسته بودند، فرمان برائت و قطع هرگونه رابطه را صادر میکند. در رویارویی با منافقان نیز ابتدا چهره واقعی و گروههای گوناگون آنان را به مؤمنان میشناساند و افکار و خط مشیشان را روشن میسازد تا مؤمنان فریب ظاهر آنان را نخورند.
در جای دیگری از این سوره، خداوند به مدیریت قلوب مؤمنان میپردازد و معیار دوستی و دشمنی را ایمان و کفر معرفی میکند، نه پیوندهای خویشاوندی. این بدان معنا است که مؤمن باید اهل ایمان را دوست بدارد و دشمنان خدا را دشمن شمارد.
محورهای اصلی سوره توبه
میتوان مهمترین مباحث این سوره را در چند محور کلی دستهبندی کرد:
۱- کیفیت ارتباط با مشرکان: صراحت و شفافیت در جدایی کامل فکری، قلبی و عملی مسلمانان از مشرکان و بتپرستان
۲- کیفیت ارتباط با منافقان: معرفی گروههای مختلف منافقان و چگونگی تعامل با آنان
۳- کیفیت ارتباط با یهود و نصاری: تبیین انحرافات اهل کتاب و چگونگی رابطه با آنان
۴- اهمیت جهاد در راه خدا: جهاد به عنوان وسیلهای برای گسترش رحمت الهی و آزادی بندگان خدا از چنگال مستکبران
۵- دستورالعملهای اقتصادی: برنامههایی برای تقویت بنیه اقتصادی جامعه اسلامی
پیوند معنوی سوره توبه با سوره انفال
بر پایه برخی نگرشهای تفسیری، سورههای پیدرپی قرآن با یکدیگر ارتباط معنایی دارند و مفسر و تدبرکننده در قرآن باید به این پیوندها توجه کند. سوره انفال که پیش از سوره توبه جای گرفته، از نظر محتوا با آن قرابت بسیار دارد. برای نمونه، هر دو سوره به پیمانهای اجتماعی و این نکته ظریف میپردازند که رابطه ولایی و دوستی مؤمنان باید با چه کسانی برقرار شود.
از این روست که در روایتی از امام صادق (ع) میخوانیم:
مَنْ قَرَأَ بَرَاءَةَ وَ الْأَنْفَالَ فِی کُلِّ شَهْرٍ لَمْ یَدْخُلْهُ نِفَاقٌ أَبَداً وَ کَانَ مِنْ شِیعَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع حَقّاً وَ أَکَلَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مِنْ مَوَائِدِ الْجَنَّةِ مَعَ شِیعَتِهِ حَتَّى یَفْرُغَ النَّاسُ مِنَ الْحِسَابِ. (تفسیر العیاشی، ج 2، ص 73)
کسى که سوره برائت و انفال را در هر ماه بخواند روح نفاق در او داخل نمىشود و از پیروان راستین على (ع) خواهد بود و در روز قیامت از سفرههای بهشتی همراه با شیعیان امیرالمؤمنین غذا خواهد خورد تا حساب و کتاب مردم تمام شود.
پس سوره توبه نخست معیارهای دقیقی برای شناخت منافقان و گروههای گوناگون آنان در اختیار ما مینهد و سپس اصول تعامل با ایشان را روشن میسازد. اگر این معیارها را پاس بداریم، امید آن میرود که دچار آفت نفاق نشویم و بتوانیم دین و آیین خود را از آمیختگی با اندیشههای مشرکانه مصون بداریم.
نکته شایان تأمل آنکه جامعه مؤمنان تا پیش از ظهور حضرت حجت (عج) همواره با منافقان درآمیخته خواهد بود. از این رو شناخت جریانهای مختلف نفاق و انگیزههای آنان در روزگار ما نیز ضرورتی انکارناپذیر است. باید آنان و شعارها و اهدافشان را چنان بشناسیم که گفتار و اندیشهشان ما را از راه راست منحرف نسازد.
مهمترین معیار شناخت نفاق
شاید بتوان مهمترین نشانه برای شناخت منافقان و حتی ریشههای نفاق در درون خود را در گرایش قلبی و دلبستگی به مظاهر دنیای کافران جستجو کرد. منافقان کسانی هستند که در ظاهر به اسلام باور دارند، اما در نهان به جهان کفر و شرک وابستهاند و آن سبک زندگی و آن دنیا را میپسندند؛ در واقع دنیای آنها دنیای کفار و آرزوی آنها همان آرزو است.
چه بسا این احساس و نگرش گاه در دل مؤمنان نیز رخنه کند و آنان را از نظر معنوی بیمار سازد. از این رو، مؤمن باید پیوسته به محاسبه نفس بپردازد و دل خویش را وارسی کند و ریشههای دوستی و دشمنیاش را بررسی نماید تا مبادا شائبههایی از نفاق درونش راه یابد.
سخن پایانی
سوره توبه معیارها و شاخصههای والایی از دینداری را در سطح فردی و اجتماعی ترسیم کرده است. شایسته است این سوره را با دقت و تأمل بخوانیم، به تکتک آیاتش دل بسپاریم و در آنها بیندیشیم و سرانجام به آنچه فهمیدهایم، عمل کنیم.
در ادامه گزارشی از سوره توبه که در تفسیر نمونه آمده تقدیم میشود:
گزارش تفسیر نمونه از سوره توبه
۱- تاریخچه نزول سوره
این سوره آخرین سوره یا از آخرین سورههایى است که بر پیامبر ص در مدینه نازل گردید، و همانگونه که گفتیم داراى 129 آیه است.
آغاز نزول آن را در سال نهم هجرت مىدانند، و مطالعه آیات سوره نشان مىدهد که قسمتى از آن پیش از جنگ تبوک، و قسمتى به هنگام آمادگى براى جنگ، و بخش دیگرى از آن پس از مراجعت از جنگ نازل شده است.
از آغاز سوره تا آیه 28 قبل از فرا رسیدن مراسم حج نازل گردیده، و همانطور که شرح آن به خواست خدا خواهد آمد، آیات آغاز این سوره که پیرامون وضع باقیمانده مشرکان بود در مراسم حج به وسیله امیر مؤمنان على ع به مردم ابلاغ شد.
۲- محتواى سوره
از آنجا که این سوره به هنگام اوج گرفتن در جزیره عرب و پس از در هم شکسته شدن آخرین مقاومت مشرکان نازل گردیده، محتواى آن داراى اهمیت ویژه و فرازهاى حساسى است.
قسمت مهمى از آن پیرامون باقیمانده مشرکان و بت پرستان و قطع رابطه با آنها، و الغاء پیمانهایى است که با مسلمانان داشتند (بخاطر نقض مکرر این پیمانها از طرف آنان) تا بقایاى بت پرستى براى همیشه از محیط اسلام بر چیده شود.
و از آنجا که با گسترش اسلام و در هم شکسته شدن صفوف دشمنان عدهاى تغییر چهره داده، خود را در صفوف مسلمانان جاى دادند، تا در فرصت مناسب به اسلام ضربه کارى زنند، قسمت مهم دیگرى از این سوره از منافقان و سرنوشت آنان سخن مىگوید، و به مسلمانان شدیدا هشدار مىدهد و نشانههاى منافقان را بر مىشمرد.
بخش دیگرى از این سوره پیرامون اهمیت جهاد در راه خدا است، زیرا در این موقع حساس غفلت از این موضوع حیاتى باعث ضعف و عقبنشینى و یا شکست مسلمانان مىشد.
بخش مهم دیگرى از این سوره به عنوان تکمیل بحثهاى گذشته از انحراف اهل کتاب (یهود و نصارى) از حقیقت توحید، و انحراف دانشمندانشان از وظیفه رهبرى و روشنگرى سخن مىگوید.
و نیز در آیات دیگرى به تناسب بحثهاى مربوط به جهاد، مسلمانان را به اتحاد و فشردگى صفوف دعوت مىکند و متخلفین یعنى افراد سست و تنبلى که به بهانههاى مختلف شانه از زیر بار وظیفه جهاد تهى مىکردند شدیدا سرزنش و ملامت و به عکس از مهاجرین نخستین و سایر مؤمنان راستین مدح و ستایش مىکند.
و از آنجا که جامعه گسترده اسلامى در آن روز نیازهاى مختلفى پیدا کرده بود، که مىبایست بر طرف گردد، به همین مناسبت بحثى از زکات، و پرهیز از تراکم و کنز ثروت، و لزوم تحصیل علم، و وجوب تعلیم افراد نادان را یاد آور مىشود.
علاوه بر مباحث فوق، مباحث دیگرى مانند داستان هجرت پیامبر ص، مساله ماههاى حرام که جنگ در آن ممنوع است، موضوع گرفتن جزیه از اقلیتها و امثال آن به تناسب مطرح گردیده است. (تفسیر نمونه، ج ۷ ، صفحات ۲۷۱ تا ۲۷۴)