
به گزارش خبرگزاری بسیج از همدان، ابوطالب مکیزاده در جمع خبرنگاران با روایت جزئیات حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه میناب، از لحظات پیش از حادثه، مشاهدات خود از صحنه انفجار و جستوجوی ۳۰ ساعته برای یافتن دخترش سخن گفت.
وی با اشاره به نگاه خانوادههای شهدا نسبت به واژه «تسلیت» اظهار کرد: از زمانی که افتخار شهادت نصیب خانواده ما شد، متوجه شدم وقتی به خانوادههای شهدا تبریک گفته میشود، آرامش بیشتری پیدا میکنند، به نظر من به خانوادههای شهدا به جای تسلیت، تبریک بگویید؛ زیرا این تبریک، تسکین قلبی است و نشان میدهد مردم به مقام والای شهدا افتخار میکنند.
پدر شهیده زینب مکیزاده گفت: زینب از شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب بود که نهم اسفند ۱۴۰۴، مصادف با دهم ماه مبارک رمضان، در حمله موشکی به این مدرسه به شهادت رسید، او ۹ سال و چهار ماه سن داشت و دانشآموز کلاس چهارم ابتدایی بود.
وی درباره روز حادثه گفت: آن روز برای انجام کارهای شخصی از خانه خارج شده بودم و برخلاف همیشه اصلاً فضای مجازی را دنبال نکرده بودم، هنگام عبور از خیابان، نگاهم برای چند لحظه روی تابلوی مدرسه شجره طیبه ماند؛ بعدها احساس کردم آن نگاه الهامی بود که آن زمان معنایش را نمیدانستم.
مکیزاده ادامه داد: حدود ساعت ۱۱:۲۰ انفجار بسیار شدیدی رخ داد، مردم هر کدام چیزی میگفتند؛ یکی از حمله آمریکا، دیگری از آغاز جنگ صحبت میکرد، ابتدا تصور کردم یکی از مراکز نظامی یا فرودگاه هدف قرار گرفته است و اصلاً به ذهنم نرسید که مدرسه دخترم مورد حمله باشد.
وی افزود: در مسیر بازگشت، همسرم تماس گرفت و از زینب پرسید، همان لحظه بود که متوجه شدم ستون دود غلیظی که دیده بودم، از سمت مدرسه شجره طیبه بلند شده است، مسیرم را تغییر دادم و با وجود ترافیک سنگین خودم را به مدرسه رساندم.
پدر شهیده زینب مکیزاده با اشاره به نخستین لحظات حضور در محل حادثه گفت: وقتی چشمم به طبقه دوم مدرسه افتاد، دیگر امیدی برایم باقی نماند، همان کلاسی که بارها دخترم را تا نیمکتش همراهی کرده بودم، دیگر وجود نداشت.
وی افزود: آنچه دیدم، فراتر از هر تصویری بود که پیش از آن از جنگ دیده بودم، پیکرهای تکهتکه شده دانشآموزان، اعضای بدن کودکان و صحنههایی که تنها در اخبار کشورهای جنگزده دیده بودیم، مقابل چشمانم قرار داشت.
مکیزاده اظهار کرد: برخی مدعی شدند این مدرسه محل استقرار تجهیزات نظامی بوده است، اما این ادعاها حقیقت ندارد، شجره طیبه یک مجموعه کاملاً آموزشی بود؛ دبستان پسرانه، مهدکودک، پیشدبستانی و دبستان دخترانه در آن فعالیت میکردند و هیچ کاربری نظامی نداشت.
وی ادامه داد: قدرت انفجار به اندازهای بود که سقف ساختمان را شکافت، طبقه دوم را کاملاً تخریب کرد و زمین را تا عمق چند متر شکافته بود و شدت حادثه به حدی بود که بسیاری از پیکرها قابل شناسایی نبودند.
پدر شهیده زینب مکیزاده با اشاره به سرنوشت یکی از دانشآموزان گفت: در بین دانشآموزان، ماکان نصیری جاویدالاثر شد و به گفته نیروهای امدادی، تنها بخشی از وسایل او پیدا شد؛ این حادثه ابعاد بسیار تلخی داشت.
وی با بیان اینکه ساعتها از دخترش خبری نداشت، افزود: بیش از ۳۰ ساعت از زینب هیچ اطلاعی نداشتیم، از نیروهای امدادی خواستم اگر اثری از دخترم پیدا کردند، مرا مطلع کنند، در همان ساعات سخت، به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) متوسل شدم و از خدا خواستم نشانهای از دخترم به من برسد.
مکیزاده ادامه داد: مدتی بعد نیروهای امدادی مرا صدا زدند و کیف مدرسه زینب را از زیر آوار بیرون آوردند، برخلاف بسیاری از کیفهای دیگر که سوخته یا آغشته به خون بودند، کیف زینب تقریباً سالم مانده بود و فقط بند آن آسیب دیده بود. وقتی کتابهای داخل کیف را بیرون آوردند و نام زینب روی آن دیده شد، مطمئن شدیم این کیف متعلق به دخترم است.
وی با اشاره به احساس خود در آن لحظه گفت: همان کیف سالم، در اوج ناامیدی برای من قوت قلب شد، احساس کردم اگر خداوند این کیف را سالم به دست من رسانده است، حتماً پیکر دخترم نیز پیدا خواهد شد.
پدر شهیده زینب مکیزاده خاطرنشان کرد: زینب پنجاهودومین پیکری بود که از زیر آوار بیرون آورده شد، با وجود اینکه از نخستین افرادی بودم که وارد مدرسه شدم، نتوانستم او را شناسایی کنم؛ زیرا شدت سوختگی و تخریب پیکرها بسیار زیاد بود و در نهایت مادرش او را از روی لباس مدرسه شناسایی کرد.
وی با اشاره به وسایل باقیمانده از دخترش گفت: مقنعه، لباس مدرسه و کیف زینب تنها یادگارهای او نیستند؛ این وسایل اسناد جنایتی هستند که علیه کودکان بیگناه رخ داد و برای همیشه مظلومیت دانشآموزان شجره طیبه میناب را روایت خواهند کرد.
انتهای پیام/