۲۱ / مرداد / ۱۴۰۵ - 12 August 2026
01:16
کد خبر : 9775588
۱۴:۰۲

۱۴۰۵/۰۵/۱۸

روایت عاشقانه همسر شهید هادی دشتی از ۱۰ سال زندگی مشترک و بیان عشق و دلتنگی

همسر شهید هادی دشتی در ششمین مراسم «جمعه‌های فرهنگی» در جوار شهدای گمنام چالیدره، با قرائت دلنوشته‌ای از ۱۰ سال زندگی مشترک با همسر شهیدش گفت و از عشق، دلتنگی و عهد خود برای تربیت فرزندانش سخن گفت.

به گزارش خبرگزاری بسیج خراسان رضوی از مشهدمقدس، همسر شهید هادی دشتی در این مراسم که به همت شبکه خادمیاران شهدای مشهد در جوار شهدای گمنام چالیدره برگزار شد با بیان اینکه «۱۰ سال زندگی با تو برای من یک قرن پر از عشق بود»، اظهار کرد: همسرم به من یاد داد که عشق تنها در کلمات زیبا خلاصه نمی‌شود، بلکه عشق را می‌توان در نگاه، رفتار، فداکاری و لحظه‌های ساده زندگی پیدا کرد.

وی افزود: عشق را در نیمه‌شب‌هایی دیدم که همسرم فرزندمان متین را در آغوش می‌گرفت و بی‌صدا قدم می‌زد تا من بتوانم بخوابم و در روزهایی که از مأموریت بازمی‌گشت، با وجود خستگی، برای خوشحال کردن من یک شکلات کوچک پنهان می‌کرد.

همسر شهید دشتی با اشاره به نقش پدرانه این شهید در تربیت فرزندش گفت: برای متین، پدرش یک معلم بی‌نظیر بود؛ به او یاد داد که قوی باشد اما مهربانی را فراموش نکند.

وی ادامه داد: زمانی که متین پنج ساله بود و از تاریکی می‌ترسید، پدرش هر شب چراغ کوچکی در اتاق او روشن می‌کرد و می‌گفت «این نور باباست، تا وقتی بیداری کنارته». امروز متین هشت ساله است و هنوز هنگام خواب به آن چراغ نگاه می‌کند و می‌گوید «بابا هنوز نور تو روشن است.»

او با اشاره به دختر ۱۰ ماهه شهید هادی دشتی نیز گفت: برای طنین، پدرش به آرزویی دست‌نیافتنی تبدیل شده است، اما هر روز در گوش دخترم زمزمه می‌کنم که پدرش عاشقانه‌ترین آدم‌ها بود و عشق را بلد بود و این بزرگ‌ترین مهارتی بود که می‌توانست داشته باشد.

همسر شهید دشتی افزود: از همسرم برای ۱۰ سالی که هیچ‌گاه با من قهر نکرد، برای روزهایی که با وجود خستگی، خستگی خود را به رخ ما نکشید و برای سال‌هایی که در کنارش عاشق‌ترین و خوشبخت‌ترین زن روی زمین بودم، تشکر می‌کنم.

وی ادامه داد: از او تشکر می‌کنم که حتی بعد از رفتنش، هنوز در نگاه متین، در لبخند طنین و در خاطراتی که از او داریم، زنده است.

همسر این شهید با بیان اینکه «من عاشقانه ۱۰ سال زندگی‌ام را با یک شهید زیستم»، اظهار کرد: او برای من یک قهرمان دست‌نیافتنی نبود، بلکه مردی ساده و مهربان بود که همیشه دلش برای من و فرزندانش می‌تپید.

وی خطاب به همسر شهیدش گفت: از تو می‌خواهم در آسمان‌ها برای من و بچه‌ها دعا کنی. من تا زمانی که نفس دارم، نام تو را با لبخند بر لب خواهم داشت، چرا که تو به من یاد دادی عشق یعنی ماندن، حتی با رفتن.

او با بیان اینکه فرزندانش ادامه‌دهنده راه پدر خواهند بود، گفت: من و متین و طنین، سه نفری که تو عاشقانه‌ترین روزهای عمرت را برایمان گذاشتی، قول می‌دهیم که متین را به گونه‌ای تربیت کنم که وقتی بزرگ شد، آینه‌ای از پدرش باشد؛ همان لبخند، همان دست‌های بخشنده و همان دل پر از مهر را داشته باشد.

همسر شهید دشتی افزود: به طنین نیز خواهم گفت که پدرش وقتی او را در آغوش می‌گرفت، گویی تمام دنیا را در آغوش گرفته بود و چقدر منتظر نخستین قدم‌هایش بود و آرزو داشت صدای «بابا» را از زبان او بشنود.

وی در این دلنوشته از همسر شهیدش خواست: هوای ما سه نفر را داشته باش؛ وقتی متین در کوچه تنها می‌ماند، باد ملایمی باش که موهایش را نوازش می‌کند، وقتی طنین گریه می‌کند، باران آرامی باش که بر پنجره می‌زند و وقتی من در تنهایی شب به عکس تو خیره می‌شوم، همان نوری باش که از لای پرده می‌تابد و می‌گوید «هنوز هم هستم، نگران نباش».

همسر شهید هادی دشتی در پایان گفت: ۱۰ سال با تو برای من یک زندگی کامل بود؛ یادت گرامی، عشقم جاودان و روحت در آسمان‌ها شاد. تو همیشه در قلب من و متین و طنین جاری خواهی بود.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید