
به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی از مشهد مقدس، دهه پایانی ماه صفر که از راه میرسد، مشهدالرضا(ع) حال و هوایی دیگر پیدا میکند؛ گویی شهر، پیش از آنکه جامه سیاه بر تن کند، در سکوتی سنگین به سوگ مینشیند و کوچه به کوچه، خود را برای میزبانی از کاروان بزرگ دلسوختگان امام هشتم(ع) آماده میکند.
در این روزها، مشهد تنها یک شهر نیست؛ پناهگاهی است برای دلهایی که از دورترین نقاط ایران و کشورهای اسلامی، راه حرم را در پیش گرفتهاند. هر مسافر، قصهای از دلتنگی با خود دارد و هر زائر، نذری از اشک و ارادت. یکی با پای خسته از راه رسیده، دیگری کودکی را در آغوش گرفته و آن دیگری، تصویر عزیزی را در دل دارد که آرزو کرده بود روزی در کنار ضریح امام رضا(ع) زیارت کند.
با نزدیک شدن به سالروز شهادت ثامن الحجج(ع)، خیابانهای منتهی به حرم مطهر رضوی رنگ و بوی عزا میگیرد. بیرقهای عزا بر فراز دستههای سوگوار به اهتزاز درمیآیند و صدای روضه، نوحه، سینهزنی و زنجیرزنی از گوشه و کنار شهر شنیده میشود. مشهد در این روزها با صدای سوگ نفس میکشد؛ با نالهای که از دل هیئتها برمیخیزد و در صحنهای حرم، به زمزمهای عاشقانه تبدیل میشود.
شهر در مسیر حرم
خیابانهایی که در روزهای معمول، مسیر عبور خودروها و رهگذران هستند، در دهه پایانی ماه صفر به راههای زیارت و دلدادگی تبدیل میشوند. عزاداران با نظم و شکوه در حرکتاند؛ سینهزنان بر سینه میکوبند، زنجیرزنان در سوگ امام خویش زنجیر می زنند و صدای یا حسین و یا علی ابن موسی الرضا در فضای شهر میپیچد.
هر قدمی که زائر در این مسیر برمیدارد، انگار بخشی از دلتنگیاش را به آستان امام رئوف، حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) نزدیکتر میکند. برخی آرام و خاموش راه میروند و اشک میریزند؛ برخی با صدای بلند صلوات میفرستند و برخی دیگر، در میان ازدحام جمعیت، تنها نام یا علی ابن موسی الرضا را بر زبان میآورند؛ نامی که برای آنان کوتاهترین راه رسیدن از زمین اندوه به آسمان امید است.
حرم مطهر رضوی؛ نقطه تلاقی اشک و امید
در صحنهای حرم مطهر رضوی، اندوه رنگی عمیقتر دارد. صدای تلاوت قرآن، نوای روضه و زمزمه زیارت، در میان رفت و آمد زائران در هم میآمیزد. چشمها به گنبد طلا دوخته شده و دستها به دعا بلند است. برخی زائران در گوشهای از صحن نشستهاند و بیصدا اشک میریزند؛ برخی خود را به نزدیکترین نقطه ممکن به ضریح مقدس امام رضا (ع) رساندهاند و با امام رئوف سخن میگویند؛ سخنانی که شاید سالها در سینه نگه داشته بودند.
در این بارگاه مطهر، بسیاری از زائران با یکدیگر غریبهاند، اما اندوه مشترک، آنان را به خانوادهای بزرگ تبدیل کرده است. دستی بر شانه زائری خسته قرار میگیرد، ظرف آبی به رهگذری تشنه تعارف میشود و دعایی برای بیماری ناشناس بر زبان میآید. گویی در حرم امام مهربانیها، محبت میان مردم نیز جلوهای رضوی پیدا میکند.
رضا؛ نامی که بغضها را میشکند
برای زائران امام هشتم، امام رضا (ع) فقط یک نام نیست؛ خاطرهای از مهربانی، پناه، کرامت و امید است. بسیاری از زائران میگویند در این روزها، کافی است نام امام بر زبان کسی جاری شود تا بغضی قدیمی در گلویشان بشکند.
زائری که از راهی دور آمده، شاید تمام مسیر را با یک خواسته پیموده باشد؛ مادری که برای سلامتی فرزندش دعا میکند، پدری که بار مشکلات زندگی را بر دوش دارد، جوانی که در جستوجوی آرامش است یا سالمندی که آخرین توان خود را برای رسیدن به حرم به کار گرفته است. همه آنان، با دستهایی خالی و دلهایی پر از امید، در برابر آستان امامی ایستادهاند که او را امام رئوف و ضامن آهو میخوانند.
خادمان بارگاه مطهر رضوی؛ خدمت در اوج سوگ و ازدحام
در پشت صحنه این حضور گسترده، هزاران خادم و خادمیار بیوقفه مشغول خدمتاند؛ مردان و زنانی که در روزهای پایانی ماه صفر، آسایش خود را کنار گذاشتهاند تا زائران با آرامش بیشتری به زیارت و عزاداری بپردازند. خدمت خادمان از نخستین ساعات روز آغاز میشود و تا پایان شب ادامه دارد. ساماندهی رفتوآمد زائران، راهنمایی سالمندان و افراد کمتوان، رسیدگی به کودکان گمشده، کمک به زائران بیمار، توزیع آب و نذورات، نظافت صحنها، پاسخگویی به پرسشها و فراهم کردن زمینه زیارتی آرام، تنها بخشی از فعالیتهایی است که در این روزها بر دوش خادمان حرم قرار دارد.
خادمی که در ورودی صحن ایستاده، شاید ساعتها فرصت نشستن نداشته باشد؛ اما هر بار که زائری را راهنمایی میکند، لبخند میزند یا مسیر را برای پیرمردی خسته هموار میسازد، گویی سلامی دوباره به امام خود عرضه میکند. خادمی که در بخش گمشدگان، کودکی مضطرب را به آغوش خانوادهاش بازمیگرداند، اشک شوق مادر را میبیند و پاداش خدمت خود را در همان لحظه دریافت میکند.
در جای جای حرم، خادمان با چهرههایی خسته اما دلهایی روشن حضور دارند. برخی مسئولیت خدمت در صحنها را بر عهده دارند، برخی در بخشهای انتظامی و راهنمای زائر فعالیت میکنند، گروهی به سالمندان و زائران کمتوان یاری میرسانند و عدهای نیز در حوزههای بهداشت، نظافت، پذیرایی خدمت میکنند. هرکدام وظیفهای دارند، اما مقصد همه یکی است: آرامش زائر و رضایت آقا امام رضا(ع).
خادمی زائر ولی نعمت؛ نذر عاشقانه
برای بسیاری از خادمان و خادمیاران، خدمت در دهه پایانی ماه صفر تنها یک مسئولیت اداری یا اجرایی نیست؛ نذری عاشقانه است. آنان خود را بخشی از کاروان عزاداران میدانند، با این تفاوت که به جای آن که در صف نخست زیارت بایستند، در مسیر خدمت به زائران قدم برمیدارند. خادم، گاه صدای روضه را میشنود اما فرصت حضور در مجلس را ندارد. گاه در حالی که دلش برای نشستن در برابر ضریح بیتاب است، باید زائری را به محل اسکان، درمانگاه یا صحن مورد نظر برساند. گاه هنگام اذان، میان جمعیت ایستاده و به هزاران نیاز کوچک و بزرگ زائر رسیدگی میکند. با این حال، باور دارد که خدمت به زائر، خود نوعی زیارت است؛ زیارتی که با دستان خسته، چشمهای اشکبار و نیت خالص انجام میشود.
خادمان بارگاه مقدس رضوی در این روزها، تنها خدمتگزار نیستند؛ آنان میزبانان حریم امام رضا (ع) هستند. باید گرمای محبت را منتقل کنند، اضطراب زائران را کاهش دهند و در شلوغترین لحظهها، آرامش و صبوری خود را حفظ کنند. لبخند آنان، راهنمایی آنان و حتی یک لیوان آب که به دست زائر میدهند، بخشی از تصویر بزرگ میزبانی رضوی است.
خدمت؛ مرهمی بر دلهای داغدار
اندوه شهادت امام رضا(ع) سنگین است، اما حضور باشکوه زائران و خدمت خالصانه خادمان، از تلخی این داغ میکاهد. زائر هنگامی که پس از ساعتها سفر به مشهد مقدس میرسد، شاید خسته، تشنه و بیرمق باشد؛ اما دیدن پرچمهای رضوی، شنیدن صدای روضه و مشاهده خادمی که با احترام به استقبال او میآید، خستگی را از جانش دور میکند.
در ایستگاههای خدمت، موکبهای پذیرایی، محلهای استراحت و مسیرهای منتهی به حرم، جلوههایی از همدلی دیده میشود. مردم نیز در کنار خادمان، سهم خود را از این میزبانی ادا میکنند؛ یکی با نذری ساده، دیگری با توزیع آب، فردی با راهنمایی زائران و دیگری با در اختیار گذاشتن امکاناتی برای استراحت مسافران. این همدلی، تصویری روشن از فرهنگ رضوی است؛ فرهنگی که در آن، خدمت به انسانها نه از سر منت، بلکه از سر محبت انجام میشود. در چنین فضایی، زائر احساس نمی کند تنها است. او میداند در شهری قدم گذاشته که مردمش خادمی زائر امام رضا(ع) را افتخار خود میدانند.
شکوهی که از دل مردم برمیخیزد
دهه پایانی ماه صفر در مشهد، جلوهای از پیوند عمیق مردم با اهلبیت(ع) است. این حضور گسترده، تنها در قالب شمار زائران یا حجم مراسم خلاصه نمیشود؛ بلکه در رفتارهای کوچک و بزرگی نمایان است که در سراسر شهر دیده میشود. میزبانی مردم از زائران، برپایی ایستگاههای صلواتی، توزیع نذورات، همراهی نیروهای امدادی و تلاش خادمان حرم، همگی قطعات یک تصویر بزرگاند؛ تصویری از جامعهای که در سوگ امام خود، به یاری یکدیگر میشتابد.
در این میان، خادمان حرم مطهر رضوی نقشی ویژه دارند. آنان در خط مقدم خدمت ایستادهاند؛ از نخستین لحظه ورود زائر تا زمان بدرقه او. گاه زائر را راهنمایی میکنند، گاه دستی برای کمک دراز میکنند، گاه کودک گمشدهای را آرام میسازند و گاه تنها با یک جمله محبتآمیز، امید را به دل خستهای بازمیگردانند
پایان صفر، آغاز دلتنگی دوباره
با نزدیک شدن به پایان ماه صفر، مشهد آرامآرام خود را برای بدرقه زائران آماده میکند؛ اما میداند که رفتن زائران، پایان دلدادگی نیست. بسیاری از آنان با چشمانی اشکبار از حرم فاصله میگیرند و بار دیگر به گنبد طلا نگاه میکنند. دست بر سینه میگذارند، سلام میدهند و وعده بازگشت میگذارند. خادم نیز در لحظه بدرقه، همانقدر دلتنگ است که زائر. او میداند که چند روز دیگر، حرم خلوتتر خواهد شد، خیابانها آرام خواهند گرفت و هیئتها به شهرهای خود بازخواهند گشت؛ اما عطر زیارت و اندوه شهادت امام رضا(ع) در مشهد باقی خواهد ماند.
مشهد الرضا (ع) در دهه پایانی صفر، روایت شهری است که در آن اشک، زبان عشق است؛ زیارت، شکل دلدادگی و خدمت، بلندترین فریاد ارادت. اینجا میلیونها دل در سوگ امامی گرد هم میآیند که پناه مشترک همه آنان است؛ امامی که نامش آرامش میآورد و یادش، چشمها را بارانی میکند. در حریم امام رضا(ع)، زائران با اندوه شهادت میگریند و خادمان با خدمت، این اندوه را تابآوردنیتر میکنند. هر دست یاری، هر کاسه آب، هر راهنمایی دلسوزانه و هر لبخند خادم، بخشی از مرثیهای است که مردم مشهد برای غریب طوس میخوانند؛ مرثیهای بیپایان که از دل کوچههای شهر آغاز میشود و در آسمان گنبد طلایی ادامه مییابد.