قزوین_ حجاب در ایران، بخشی از هویت فرهنگی جامعهای است که قرنها پیش از ورود اسلام نیز برای پوشش، خانواده و حرمت اجتماعی زن شأن و جایگاه ویژهای قائل بوده است. امروز اما در کنار همه پیشرفتها و دستاوردهای چهار دهه گذشته، نشانههایی از عادیشدن بیپروایی در پوشش و رفتار اجتماعی دیده میشود. مسئلهای که نمیتوان آن را صرفاً یک انتخاب فردی دانست و از آثار فرهنگی و اجتماعی آن بر خانواده و هویت جامعه چشم پوشید.
«حجاب» پیش از آنکه قانون باشد، فرهنگ است
ایران کشوری مسلمان است و در فرهنگ اسلامی، حجاب و عفاف همواره مورد تأکید قرآن، پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) قرار داشته است. اما سخن گفتن از حجاب در ایران، بدون توجه به پیشینه فرهنگی این سرزمین نیز نگاهی ناقص به موضوع خواهد بود.
ایرانیان پیش از پذیرش اسلام نیز صاحب تمدنی بزرگ و فرهنگی ریشهدار بودند و پوشش در بسیاری از دورههای تاریخی، بخشی از شأن اجتماعی و هویت آنان محسوب میشد. بنابراین حجاب را نمیتوان پدیدهای وارداتی یا صرفاً محصول چند دهه اخیر دانست. اسلام هنگامی وارد ایران شد که این سرزمین دارای فرهنگ، تمدن و سنتهای اجتماعی دیرینه بود و در ادامه، آموزههای اسلامی با بخشهایی از فرهنگ ایرانی درآمیخت و هویتی تازه و عمیق شکل گرفت. هویتی که جایگاه ویژهتری به «زن» و «خانواده» بخشید.

تاریخچه حجاب در ایران مانند سایر تمدن های باستانی تا هزاران سال قبل از میلاد مسیح قدمت دارد. حجاب در ایران از دوران باستان میان زنان رایج بوده است. تجلیات حجاب در آثار باستانی ایران تا حدی است که برخی از تاریخنگاران مانند ویل دورانت معتقدند حجاب از ایران به کشورهای دیگر راه پیداکرده است. استرابون در توصیف پوشیدگی ایرانیان مینویسد: ایرانیان اگر بخشی از بدنشان برهنه باشد آن را بی شرمی میدانند و همیشه بلند لباس میپوشند.(تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ص140)
از همین منظر، حجاب را باید فراتر از یک تکه پارچه یا یک دستور اداری دید. حجاب بخشی از منظومه فرهنگی است که در آن خانواده، کرامت زن، حریم خصوصی، روابط اجتماعی و اخلاق عمومی معنا پیدا میکند.
مسئله امروز؛ تغییر ذائقه یا تغییر فرهنگ؟
آنچه امروز در بخشهایی از جامعه شاهد آن هستیم، صرفاً تفاوت در نوع پوشش نیست. مسئله از جایی آغاز میشود که بیپروایی در پوشش و رفتار اجتماعی به تدریج از یک رفتار استثنایی به امری عادی و حتی مطالبهای اجتماعی تبدیل شود.
فرهنگها یکشبه تغییر نمیکنند. تغییرات فرهنگی معمولاً آرام و تدریجی رخ میدهند، از فیلم و سریال و شبکههای اجتماعی گرفته تا سبک زندگی، تبلیغات، الگوهای مصرف و تصویری که از زن و موفقیت ارائه میشود. طبیعی است که در چنین شرایطی، جامعه باید نسبت به تأثیر الگوهای فرهنگی بیگانه بر سبک زندگی خود حساس باشد.
جمهوری اسلامی ایران در طول دهههای گذشته همواره با فشارها و تقابلهای مختلف مواجه بوده و امروز نیز صیانت از فرهنگ و هویت ملی و دینی، بخشی از همان میدان تقابل است. لذا بیتفاوتی نسبت به تغییرات فرهنگی و عادیشدن ولنگاری نمیتواند رویکردی منطقی باشد.
ملتی که برای خاک و ناموس هزینه داده است
شاید یکی از مهمترین سؤالات این باشد که چرا موضوع حجاب و عفاف برای بخش بزرگی از جامعه ایرانی همچنان یک مسئله جدی است؟ پاسخ را باید در حافظه تاریخی این ملت جستوجو کرد.
ایران امروز، کشوری نیست که هویت و امنیت خود را بدون هزینه به دست آورده باشد. طی ۴۷ سال گذشته، مردم این سرزمین برای حفظ استقلال، تمامیت ارضی و آرمانهای انقلاب هزینههای سنگینی پرداختهاند. در سالهای دفاع مقدس، جوانانی از همین کوچهها و خانوادهها راهی میدان شدند و جان خود را برای دفاع از خاک، خانواده و ناموس این سرزمین فدا کردند. جوانانی که بسیاری از آنان نهتنها از نظر ظاهر و سیمای جوانی زیبا بودند، بلکه زیبایی سیرت و غیرتشان را با دفاع از وطن و خانواده گره زده بودند.
این گذشته تاریخی را نمیتوان از وضعیت فرهنگی امروز جدا کرد. وقتی سخن از «غیرت» و «حفظ ناموس» به میان میآید، سخن از مفاهیمی است که بخشی از حافظه جمعی ایرانیان را شکل داده است.
میانکاله؛ صدای دغدغهمندان را باید شنید
در همین چارچوب، تجمع اخیر جمعی از مردم دغدغهمند و انقلابی در ساحل میانکاله در اعتراض به مظاهر بدحجابی را باید از زاویهای فراتر از یک تجمع اعتراضی دید. این اقدام، نشاندهنده آن است که بخشی بزرگی از جامعه نسبت به وضعیت فرهنگی و آینده خانواده احساس مسئولیت میکند. مردمی که به میدان آمدهاند، نگران تغییر آرام و تدریجی هنجارهایی هستند که سالها برای حفظ آنها هزینه شده است. این دغدغه را باید شنید، نه تحقیر کرد و نه نادیده گرفت.
البته صیانت از حجاب و عفاف تنها با برخورد و دستور محقق نمیشود. اگر قرار است نسل جدید حجاب را به عنوان یک ارزش بپذیرد، باید بتواند منطق، زیبایی و کارکرد آن را نیز درک کند. خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه، نهادهای فرهنگی و مسئولان، همگی در این مسیر مسئولیت دارند.
حجاب؛ مسئلهای برای گفتوگو، فرهنگسازی و مسئولیت اجتماعی
حجاب اگر قرار است در جامعه پایدار بماند، باید از سطح یک الزام اداری فراتر رفته و دوباره به یک باور فرهنگی تبدیل شود. برخورد قانونی در جای خود معنا دارد، اما فرهنگ را نمیتوان صرفاً با قانون ساخت.
جامعهای که برای خانواده ارزش قائل است، باید از زن و کرامت او نیز صیانت کند. جامعهای که برای هویت خود احترام قائل است، نباید اجازه دهد ارزشهایش در هیاهوی الگوهای وارداتی به حاشیه رانده شود و جامعهای که برای آرمانهای خود خون داده است، حق دارد نسبت به آینده فرهنگی خود حساس باشد.
و در نهایت حجاب، انتخابی است که ریشه در نوع نگاه انسان به خود، جامعه و ارزشهایش دارد. اگر امروز عدهای نسبت به وضعیت پوشش در جامعه دغدغه دارند، این دغدغه را باید شنید و برای آن راهحل فرهنگی، عقلانی و مؤثر پیدا کرد. ایران برای حفظ خاک خود جوانان بسیاری را از دست داده است. شاید امروز نوبت آن باشد که برای حفظ هویت، خانواده و فرهنگ این سرزمین نیز با همان غیرت، مسوولانه ایستاد.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰