
وی افزود: در جزئیات فنی، این گروهها با اولویتبندیِ خانههایی که سقف یا دیوارههایشان در اثر انفجار آسیب دیده بود، فرآیند شیشهبری و ایمنسازی را به شکلی پیش بردند که کمترین اتلاف انرژی و بالاترین ضریب امنیت را برای خانوادهها به همراه داشت. تخلیه اثاثیه منازل از مناطق پرخطر، نه تنها مانع نابودی اموال مردم شد، بلکه نوعی «حس مالکیت و امنیت» را برای آوارگان حفظ کرد که در فرآیندهای امدادرسانیِ صرفاً دولتی معمولاً نادیده گرفته میشود.
موسوی تاکید کرد: این الگو با پیوند زدنِ انگیزههای اعتقادی و وظایف فنی، شکلی از «همیاریِ شبانهروزی» به خود گرفت. جهادگران با درک اینکه در شرایط جنگی، زمان باارزشترین منبع است، با تشکیل کارگروههای کوچک و سریع، بوروکراسیهای دستوپاگیر را دور زدند. این تجربه نشان داد که در جنگها، توانمندترین پشتیبان برای بازسازیِ فوریِ شهر، نه پیمانکارانِ تجاری، بلکه بدنه داوطلبِ مردمی است که با کمترین هزینه، بیشترین بهرهوریِ ساختاری را ارائه میدهد.