
«رضا عبدلی» ساکن تهران که در جریان جنگ رمضان، خانه و سرپناه او توسط دشمن آمریکایی صهیونی مورد اصابت قرار گرفته و آسیب دیده بود، اظهار کرد: آن لحظهای که آوار خانه بر سرمان ریخت، اولین چیزی که در آن هیاهوی جنگ رمضان به ذهنم رسید، فروپاشی زندگیمان بود، اما طولی نکشید که حضور بیمقدمه و ایثارگرانه نیروهای جهادی و بسیجی، این ناامیدی را به دلگرمی عمیقی تبدیل کرد؛ آنها بدون هیچ ادعا و درخواستی، آستین بالا زدند و پیش از آنکه حتی نفسی تازه کنیم، آواربرداری را آغاز کردند تا نگذارند ذرهای از دارایی و هویت ما زیر خروارها خاک مدفون بماند.
وی افزود: همسایهها و اقوام در شوک حادثه بودند، اما این بچههای جهادی و بسیجی گویی اعضای خانواده خودمان بودند؛ با خلوص نیت، اثاثیه نیمهسوخته و سالم خانه را با دقت تمام بیرون کشیدند و تا آخرین تکه از وسایل زندگیمان را به محل امن منتقل کردند. کار آنها تنها یک کمک فیزیکی نبود، بلکه مرهمی بود بر زخم روحی ما؛ چرا که در سختترین ساعتهای عمرمان، دیدیم که تنها نیستیم و این پیوند قلبی میان مردم و این جوانان، همان چیزی است که دشمنان ما هیچگاه آن را درک نخواهند کرد.
عبدلی گفت: نمیدانم چگونه میتوان این حجم از ازخودگذشتگی را جبران کرد؛ در شرایطی که هر کسی به فکر نجات جان خودش بود، این عزیزان از آسایش و جانشان برای ما مایه گذاشتند. از تکتک این جهادگران و بسیجیان مخلص که بی هیچ چشمداشتی و با لبخندی که به ما امید میداد، در کنارمان ایستادند، سپاسگزارم و امیدوارم عزت و سربلندیشان که حاصل همین روحیه ایثارگری است، همیشه پایدار بماند.