۲۴ / شهريور / ۱۴۰۵ - 15 September 2026
۲۱:۲۴
کد خبر : 9781530
۰۹:۴۵

۱۴۰۵/۰۶/۱۷
جنگ روایت‌ها، میدان نبردی که گلوله ندارد اما افکار عمومی را هدف گرفته است؛

سواد رسانه‌ای؛ سپر جامعه در برابر جنگ شناختی

سواد رسانه‌ای؛ سپر جامعه در برابر جنگ شناختی
امروز جنگ‌ها دیگر فقط در مرزها و میدان‌های نبرد تعیین تکلیف نمی‌شوند، بخشی از سرنوشت هر بحران در صفحه تلفن‌های همراه، شبکه‌های اجتماعی و ذهن مخاطبان رقم می‌خورد. در این میدان، گلوله‌ای شلیک نمی‌شود، اما یک خبر جعلی یا روایتی تحریف‌شده می‌تواند بیش از یک گلوله افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. این همان «جنگ روایت‌ها» است، نبردی خاموش برای تسخیر ذهن‌ها.

در جهان امروز، هر حادثه پیش از آنکه فرصت تحلیل پیدا کند، به یک محتوا تبدیل می‌شود. تصاویر منتشر می‌شوند، هشتگ‌ها شکل می‌گیرند و روایت‌های مختلف برای توضیح یک اتفاق به رقابت می‌پردازند. در چنین شرایطی، مخاطب با مجموعه‌ای از روایت‌ها روبه‌روست که هرکدام تلاش می‌کنند خود را به عنوان «حقیقت» جا بزنند.

 

قدرت رسانه در جنگ روایت‌ها دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود. از جایی که واقعیت، بدون روایت، دیگر برای افکار عمومی کافی نیست. ممکن است یک اتفاق در میدان رخ داده باشد، اما آنچه در ذهن مردم باقی می‌ماند، الزاماً خود اتفاق نیست، تصویری است که از آن اتفاق ساخته و تکرار شده است.

 

در این میان، شبکه‌های اجتماعی زمین بازی را پیچیده‌تر کرده‌اند. سرعت انتشار محتوا به حدی رسیده که گاهی یک خبر نادرست، پیش از آنکه فرصت راستی‌آزمایی پیدا کند، هزاران بار بازنشر شده است. اصلاح یک دروغ اما به همان سرعت اتفاق نمی‌افتد. به همین دلیل، در جنگ روایت‌ها، «سرعت» به یک مؤلفه قدرت تبدیل شده است.

 

مسئله فقط انتشار اخبار جعلی نیست. گاهی روایت‌سازی با حذف بخشی از واقعیت، انتخاب گزینشی تصاویر، برجسته‌کردن یک موضوع و نادیده گرفتن موضوعی دیگر یا استفاده هدفمند از واژه‌ها انجام می‌شود. مخاطب ممکن است با یک خبر کاملاً واقعی مواجه باشد، اما نحوه ارائه آن، تصویری متفاوت از واقعیت در ذهن او ایجاد کند.

 

اینجاست که سواد رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند. جامعه‌ای که هر محتوایی را بدون بررسی می‌پذیرد، در برابر جنگ روایت‌ها آسیب‌پذیر است. مخاطب باید بپرسد این خبر از کجا آمده؟ منبع آن چیست؟ چه بخشی از واقعیت گفته نشده؟ آیا تصویر مربوط به همین اتفاق است؟ و مهم‌تر از همه، چه کسی از پذیرفته‌شدن این روایت سود می‌برد؟

 

از سوی دیگر، مقابله با جنگ روایت‌ها تنها با تکذیب و پاسخ‌های دیرهنگام امکان‌پذیر نیست. رسانه رسمی، خبرنگار، فعال اجتماعی و حتی کاربران عادی شبکه‌های اجتماعی، هرکدام در شکل‌دهی به افکار عمومی نقش دارند. روایت درست باید به‌موقع، دقیق، مستند و قابل فهم باشد، زیرا خلأ اطلاعاتی، دیر یا زود با روایت‌های دیگر پر خواهد شد.

 

در این میدان، اعتماد نیز یک سرمایه راهبردی است. اگر مخاطب احساس کند رسانه‌ای واقعیت را گزینشی بیان می‌کند یا نسبت به پرسش‌ها و ابهامات جامعه بی‌اعتناست، حتی روایت درست نیز ممکن است اثرگذاری لازم را نداشته باشد. بنابراین، روایت‌گری مؤثر بیش از آنکه به صدای بلند نیاز داشته باشد، به صداقت، شفافیت و شناخت مخاطب نیازمند است.

 

جنگ روایت‌ها را نباید یک نبرد مجازی و بی‌اهمیت تصور کرد. نتیجه این نبرد می‌تواند بر رفتار اجتماعی، تصمیم‌های سیاسی، احساس امنیت، اعتماد عمومی و حتی وحدت جامعه اثر بگذارد. امروز کسی که روایت را می‌سازد، تا حدی تعیین می‌کند که مردم یک واقعیت را چگونه ببینند و درباره آن چگونه قضاوت کنند.

 

در میدان جدید نبرد، شاید گلوله‌ای شلیک نشود، اما هر «روایت» می‌تواند یک سنگر باشد. سنگری که یا حقیقت را حفظ می‌کند یا افکار عمومی را به سمت تصویری تحریف‌شده از واقعیت می‌برد.

 

سهیلا عظیمی 

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید