احمدرضا کلانتری مسئول عملیات جهادی ناحیه بسیج دانشجویی استان البرز، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری بسیج از استان البرز، با اشاره به فعالیت گروههای جهادی استان البرز، در جزیره قشم، اظهار کرد: از سوم مرداد تا هفتم شهریور در قالب یک قرارگاه جهادی متشکل از گروههای جهادی دانشجویی از دانشگاههای مختلف و محلات استان البرز در قشم فعالیت داشتیم.
وی افزود: در بخش عمرانی، بازسازی منازلی را که در جریان حملات آسیب دیده بودند انجام دادیم و ۶ منزل و یک مدرسه بازسازی شدند و عملیات فنی و نصب یک آب شیرین کن در جزیره لازم صورت گرفت.
کلانتری ادامه داد: در یکی از مناطق محروم قشم، موکبی مدتی بود که فعالیت داشت ولی دیگر نداشت و رفتیم و در راهاندازی دوباره آن کمک کردیم و هرشب برنامههای متفاوتی برگزار شد.
مسئول عملیات جهادی ناحیه بسیج دانشجویی استان البرز تصریح کرد: هر شب حدود ۱۲۰ پرس غذا توزیع میکردیم و این کار حدود ۲۵ روز ادامه داشت و همچنین در قالب طرح «زنان کشور دوست» که یک طرح دانشجویی ویژه خواهران بود، برای رزمندگان حاضر در جزیره میانوعده تهیه و توزیع میکردیم.
کلانتری با اشاره به فعالیتهای آموزشی این گروه جهادی در قشم، بیان کرد: در یکی از مناطق محروم جزیره، حداقل ۲۰ روز برای بچهها کلاس تقویتی برگزار کردیم و در بخش فرهنگی هم در موکب، برنامههایی برای کودکان داشتیم؛ از نقاشی و کار با بچهها گرفته تا برنامههای فرهنگی که برای آنها اجرا میشد.
بعضی وقتها فقط باید وسط میدان باشی
کلانتری با اشاره به انگیزه گروههای جهادی برای حضور در مناطق مختلف کشور، اذعان کرد: بچههای جهادی خودشان دغدغهمند هستند و هر اتفاقی که در کشور میافتد، نسبت به آن احساس مسئولیت میکنند و گروه جهادی ما از ابتدای جنگ، یعنی از اسفند سال گذشته تا امروز، در محلات مختلف استان البرز حضور داشتند و تلاش کردند در کنار مردم باشند تا همدلی شکل بگیرد.
ساعت ایستاد و خانواده آسمانی شد
مسئول عملیات جهادی ناحیه بسیج دانشجویی استان البرز درباره تلخترین خاطره خود از این مدت حضور در قشم، گفت: تلخترین خاطره من مربوط به یک محله فقیرنشین و شیعهنشین بود؛ روی دیوار یک خانه، ساعت ۳:۳۸ بامداد متوقف شده بود؛ همان لحظهای که بمب به خانه مسکونی اصابت کرده بود و ساعت همانجا مانده بود و خانوادهای که در آن خانه بودند به شهادت رسیده بودند.
قسمت برادرزادههای ترامپ در ایران هم شود
وی با بیان اینکه امیدوارم کسانی که خواهان حمله به کشور بودند، یک روز درد و رنج مردم را بفهمند، افزود: بعضیها میآمدند و میپرسیدند چرا اینجا را زدهاند و آیا اشتباهی صورت گرفته است و من میگفتم نباید برای دشمن بهانهتراشی کنیم؛ دشمن میداند چه کار میکند و میخواهد تابآوری و مقاومت مردم مقاوم جزیره را بشکند.
کلانتری با اشاره به حال و هوای همان محله، بیان کرد: در آن محله شیعهنشین و مستضعف، همه پرچمهای سیاه امام حسین (ع) را زده بودند و حتی خانوادهای که به شهادت رسیده بود، در تجمعات شبانه حضور داشتند؛ در همان منطقه، یک بمب به یک تپه خاکی اصابت کرده بود و اگر آن بمب به تپه نمیخورد، احتمالا کل محله کناری با خاک یکسان میشد.
دخترم را از دست دادم، اما خداوند شما را به من داد
اما در کنار این تلخیها، جهادگران خاطرات شیرینی هم از آن روزها با خود به خانه آوردهاند؛ خاطراتی که شاید برای همیشه در ذهنشان بماند.
کلانتری درباره شیرینترین خاطره خود، تصریح کرد: وقتی خانه مادر شهید را بازسازی میکردیم، دستش را به دعا بلند کرد و میگفت من یک دخترم را از دست دادم و خدا امروز شما پسر و دخترها را به من داد و دعای آن مادر برای من یکی از شیرینترین لحظههای این یک ماه بود.
مسئول عملیات جهادی ناحیه بسیج دانشجویی استان البرز درباره حال و هوای مردم جنوب، خاطرنشان کرد: مردم جنوب مثل گرمای جنوب، گرم هستند؛ اما در عین حال مقاوم ایستادند و مردم مهربان و مهماننوازی هستند و اگر مقاومت آنها نبود، شاید امروز وضعیت جنگ فرق میکرد و روزی که ما در قشم حضور داشتیم تنگه هرمز واقعا مایه عزت ایرانیان بود و کشتیها صف کشیده بودند.