
سیمایی صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، در آیین تکریم و معارفه مسئول سازمان بسیج اساتید ضمن قدردانی از حسین مردانی، مسئول پیشین بسیج اساتید، بهدلیل همکاریهای خوب، صمیمانه و همدلانه، گفت: از برادر ارجمند، جناب آقای دکتر پیشوایی، بهدلیل مسئولیت مقدسی که بر عهده ایشان گذاشته شده است، تبریک عرض میکنم و امیدوارم دوره تعامل، صفا و صمیمیت همچنان استمرار پیدا کند و عمق بیشتری نیز بیابد.وی افزود: با توجه به اینکه اشاره شد وقت کوتاه است، سعی میکنم بخشی از مطالب را حذف کنم و به یک سؤال بهطور مشخص بپردازم.
رهبران انقلاب اسلامی همواره تأکید کردهاند که باید جذب حداکثری و دفع حداقلی داشت.وزیر علوم عنوان کرد: ما در دورهای قرار گرفتیم که تجربه کردیم و دیدیم جنگ چگونه موجب انسجام شد و باعث جذب مردم به یکدیگر و افزایش افتخار و اعتماد به نهادهای اطلاعاتی، نظامی، سپاه و ارتش شد. باید ببینیم چگونه میتوانیم این وضعیت را استمرار ببخشیم و آرمان جذب حداکثری را تحکیم و تقویت کنیم.سیمایی صراف با اشاره به اینکه در پاسخ به این موضوع بحث علمی مطرح نمیکند، گفت: میخواهم به تجربه زیسته خودم اشارهای داشته باشم. ما که در سال ۱۳۵۷ در سن و سال جوانی بودیم، چگونه جذب انقلاب شدیم؟ آیا کتاب و مقاله خواندیم یا سخنرانیهای امام و مباحث ولایت فقیه ایشان را مطالعه کردیم؟ خیر؛ ما با شخصیتهای انقلاب آشنا شدیم و جذب آنان شدیم.
وی ادامه داد: وقتی شهید مطهری و شهید بهشتی را میدیدیم و صدای آیتالله طالقانی را میشنیدیم، جذب میشدیم و آرامش پیدا میکردیم. وقتی رفتار، منش و شخصیت این شهیدان را میدیدیم، افتخار و اعتماد میکردیم. دیدن آنها برای ما مساوی با تصدیق همه ارزشهایی بود که به آنها باور داشتیم.وزیر علوم بیان کرد: ما میدیدیم که میشود محکم بود و در عین حال متین بود؛ میشود در وسط میدان بود و اهل فریب نبود. این موضوع برای جوان آن دوره ما فوقالعاده مهم بود.
سیمایی صراف با اشاره به شخصیت شهید بهشتی گفت: فقط به شهید بهشتی اشاره میکنم که دقیقاً خاطرم هست؛ آقای بهشتی از یک طرف متهم به لیبرال، غربزده و مرفه بودن میشد و از طرف دیگر متهم به تحجر بود. بسیار عجیب بود که چگونه یک نفر همزمان از دو طرف با دو اتهام کاملاً متضاد مواجه میشد.وی افزود: علت این فشارها نیز روشن بود. آقای بهشتی در موضوع لایحه حدود، قصاص و دیات، بهدلیل مواضع خود، از هر دو طرف تحت فشار قرار گرفته بود. دوران شهید بهشتی دوران بسیار عجیبی بود و امام نیز از ایشان با تعبیر «مظلوم» یاد کردند.وزیر علوم خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم ببینیم در چنین شرایطی شهید بهشتی چه کرد، باید به تاریخ مراجعه کنیم و برخوردها و مواجهههایی را که با ایشان صورت گرفت، بررسی کنیم. در هر جایی که شهید بهشتی حضور پیدا میکرد، عدهای به ایشان حمله میکردند.
سیمایی صراف تصریح کرد: یکی از سنتهای سیئهای که منافقین در کشور پایهگذاری کردند، برهمزدن سخنرانیها بود. معمولاً سخنرانیهای شهید بهشتی و دیگر شخصیتهای انقلاب و امام را برهم میزدند، اما آقای بهشتی هیچگاه از جاده اعتدال، انسانیت و اخلاق خارج نشد.
وی افزود: صحنههای تلویزیونی آن دوران هنوز در ذهن من است. آقای بهشتی مینشست و با افرادی مانند کیانوری از حزب توده و اعضای گروههای چپ، مناظره علمی و منطقی میکرد. در حالی که سخنرانیهای او را برهم میزدند، ایشان در تلویزیون حاضر میشد و با استدلال با آنان گفتوگو میکرد.وزیر علوم با اشاره به مناظرات شهید بهشتی با کیانوری گفت: شهید بهشتی در این مناظرات، درباره نقش حزب توده در وقایع ۲۸ مرداد نیز مطالبی را مطرح و عملکرد آنان را نقد میکرد. نکته قابل توجه این است که زمانی که کیانوری آیهای از قرآن را اشتباه میخواند، آقای بهشتی آهسته از زیر میز آیه صحیح قرآن را برای او مینوشت و به او نشان میداد.
وی ادامه داد: در تاریخ انقلاب نقل شده است که خود کیانوری از شهید بهشتی پرسید چرا او را تخریب نکرده است؛ در حالی که میتوانست بگوید فردی که مقابل او نشسته است حتی نمیتواند آیه قرآن را درست بخواند. شهید بهشتی در پاسخ گفت ما انقلاب نکردهایم که در ملأعام یکدیگر را تخریب کنیم؛ این منش و منطق اسلام نیست. منطق ما این است که با استدلال، دیدگاه شما را نقد کنم.
سیمایی صراف اظهار داشت: وقتی ما شهید بهشتی را میدیدیم، احساس میکردیم روحانیت یعنی چه و انقلابیبودن یعنی چه. این شخصیتها برای نسل ما الگو بودند و رفتار آنان در جذب جوانان به انقلاب نقش داشت.وی افزود: بهعنوان استاد بسیجی باید ببینیم چه کاری میتوانیم انجام دهیم. معتقدم باید همان سنتی را که در ابتدای انقلاب دنبال شد، احیا کنیم؛ باید بهشتیگونه و مطهریگونه بود و مسیر شخصیتهایی مانند رهبر معظم انقلاب را دنبال کرد تا بتوانیم به جذب حداکثری دست پیدا کنیم.
وزیر علوم تأکید کرد: نباید تصور کنیم اگر قرار است کسی جذب ما شود، در قدم اول باید همفکر ما باشد. چنین چیزی در تاریخ انقلاب وجود نداشته است. بر اساس مطالعات دینی نیز میتوان گفت اخلاق در تاریخ ادیان بر برهان و منطق پیشی گرفته است.سیمایی صراف با بیان اینکه باید تاریخ اسلام را مورد توجه قرار داد، گفت: ببینید چند نفر با استدلال به اسلام گرویدند و چند نفر با معجزه مسلمان شدند. اساساً معجزه برای مؤمنان نبود؛ معجزه برای اسکات خصم و پاسخ به دشمن بود، نه برای مؤمنان.وی یادآور شد: مؤمنان با اخلاق پیامبر(ص) جذب ایشان شدند. قرآن کریم نیز میفرماید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ». اگر پیامبر خشن و تندخو بود، مردم از اطراف ایشان پراکنده میشدند.وزیر علوم خاطرنشان کرد: گاهی مشرکان بهانه میآوردند و میگفتند فلان معجزه را بیاور تا ایمان بیاوریم. خداوند به پیامبر خود میفرمود که به اندازه کافی معجزه آورده است، اما آنان ایمان نمیآورند و بهانهجویی میکنند. بنابراین، مسئله صرفاً معجزه و استدلال نیست.
سیمایی صراف گفت: انسان با سخن صرفاً مؤمن نمیشود، بلکه با سنخیت و ارتباط انسانی جذب میشود. مولوی نیز در این زمینه مطالبی بیان کرده است و میتوان دید که مردم چگونه خود را با پیامبر مشابه میدیدند و با آنچه ایشان میاندیشید و عمل میکرد، احساس سنخیت میکردند.
سیمایی صراف با تأکید بر اینکه اخلاق زبان مشترک همه انسانهاست، گفت: چه کسی در دنیا میگوید صداقت بد است یا چه کسی میگوید ظلم خوب است؟ اخلاق زبان مشترک همه انسانهاست. به همین دلیل است که میبینیم عالمی شیعی، معمم و سید مانند امام موسی صدر در لبنان، بهگونهای رفتار میکند که حتی مسیحیان نیز او را متعلق به خود میدانستند و میگفتند این مسیح در سرزمین ماست؛ در حالی که امام موسی صدر، امام شیعیان بود.وی افزود: امام موسی صدر به سمت اتحاد لبنان حرکت کرد و امروز نیز جایگاه شیعیان لبنان، در ادامه آن مسیر و البته با پیروزی انقلاب اسلامی، تثبیت شده است.
وزیر علوم با اشاره به شهید سید حسن نصرالله گفت: یکی از دوستان نقل میکرد که شهید نصرالله گفته بود ممکن است ما برویم، اما شما مراقب باشید این موقعیتی که به برکت جمهوری اسلامی برای لبنان و حزبالله ایجاد شده است، به عقب بازنگردد.سیمایی صراف ادامه داد: شهید نصرالله چگونه توانست به شخصیتی محبوب در سراسر لبنان تبدیل شود؟ میخواهم بگویم که با اخلاق میتوان اثرگذار بود و بسیج نیز میتواند لشکر عشق باشد.وی با بیان اینکه جامعه امروز بیش از صدای بلند به چهرههای قابل اعتماد نیاز دارد، اظهار داشت: امروز جامعه ما بیش از آنکه به صدای بلند احتیاج داشته باشد، به چهرههای قابل اعتماد بسیجی نیاز دارد. بسیجی باید چهرهای قابل اعتماد باشد و روحانیت نیز باید قابل اعتماد باشد.وزیر علوم خاطرنشان کرد: حتی آن جوانی که با ما همفکر است اما در دانشکده یا محیط کار همراه ما نیست، باید به ما اعتماد کند؛ بهگونهای که بتواند مشکل، حرف و حتی موضع خود را با ما در میان بگذارد و پس از آن با او وارد گفتوگو و سخن شویم.
سیمایی صراف با تأکید بر ضرورت پر کردن شکافهای اجتماعی گفت: اگر میخواهیم شکافهای اجتماعی را پر کنیم، با دستور، برچسبزدن و تحقیر نمیتوانیم این کار را انجام دهیم؛ با سخنرانی نیز نمیتوان این شکافها را پر کرد. هرچه سخنرانی کنیم، کمتر جواب میگیریم.وی افزود: جوانان ما باید ببینند که میتوان انقلابی بود و در عین حال متین ماند؛ میتوان مؤمن بود و اهل گفتوگو بود؛ میتوان دین داشت و متحجر نبود؛ میتوان محکم بود و اهل کینه نبود؛ و میتوان معتقد بود و در عین حال تحمل کرد.وزیر علوم در خاتمه تأکید کرد: در نهایت، ما بسیار نیاز داریم که قشرهای ساکت و بهاصطلاح خاکستری را در همه حوزهها، اعم از استاد، دانشجو و شهروند، جذب کنیم