به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

ما در فرهنگ دینیمان دو تا واژه ولایت داریم؛ یکی ولایت انسان نسبت به خدا که بسیار مهم است یعنی همین اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ و إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللّهِ لَا خَوْفٌ، که ولایت الله است. یکی هم ولایتی که ما شیعیان بیشتر با آن مأنوس هستیم؛ یعنی ولایت اهلبیتصلوات الله علیهم اجمعین که یک معنا و مصداق خاصتری است.
البته فرع ولایت الهی است، دعوت به ولایت اهلبیتصلوات الله علیهم اجمعین یعنی هر چه میشود ارتباطتان با اهلبیت بیشتر شود و بیشتر وابسته بشوید، در چه چیزی؟ در هر چه میشود به آنها وابسته شد.
آنها اصلاً شأنشان چیست؟ همین جا باز یک نکتهای بین پرانتز عرض کنم که شأن اهلبیت این است که انسانها را با خدا آشنا کنند و آنها را به خدا مربوط کنند؛ پس ولایت آنها حول ولایت الله است و شعاع آن هستند.
آنها اصلاً برای چه امام شدهاند؟ برای اینکه مردم را با خدا آشنا کنند. چون کارشان همین است پس اصل، ولایت با خداست و اهلبیت صلوات الله علیهم اجمعین واسطه آن هستند.
ما که ولایت اهلبیت صلوات الله علیهم اجمعین میگوییم در مقابل آن کسانی است که با اهلبیت ارتباط ندارند. اینکه میگوییم ما اهل ولایت هستیم یعنی ما ارتباط پیدا کردهایم و از این راه استفاده کردهایم.
آنهای دیگر این ولایت را ندارند یعنی از این راه محروم هستند و این ارتباط را ندارند. اینکه آیا از راه هم دیگری میشود با خدا ارتباط پیدا کرد یا نه، یک علامت سؤال بزرگ جلوی آن هست.
مسلماً کسانی که اهلبیت صلوات الله علیهم اجمعین را شناختهاند، نمیتوانند از راهی جز راه اهلبیت با خدا ارتباط برقرار کنند؛ اما حالا اگر کسی قصور داشته باشد، ضعف داشته باشد، از فهم صحیح محروم باشد، نتوانسته باشد تشخیص بدهد، حالا شاید یک رابطه ضعیفی و سایهای هم به سر آنها از باب لطف بیندازد، اما مسلماً آنهایی که اهلبیت صلوات الله علیهم اجمعین را شناختهاند و میدانند که باید با آنها ارتباط برقرار کرد، اگر این کار را نکنند آنها به کفران نعمتشان محروم میشوند.
یک نمونه کفران نعمت از قرآن عرض کنم: خدا به مؤمنین فرموده است که اگر مبتلا به گناه شدید درِ خانه پیغمبر بروید و از او بخواهید که برای شما استغفار کند، خود شما هم استغفار کنید، آن وقت گناهان شما را میآمرزم؛ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ. اگر این دو شرط پیدا شد لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا.
بعد در خود قرآن میفرماید به یک عدهای وقتی گفته شد که پیش پیغمبر بیایید تا برای شما استغفار کند، گفتند نه، ما خودمان استغفار میکنیم! دیگر لازم نیست پیش پیغمبر برویم! آیهاش را میدانید؟! وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَکْبِرُونَ؛ وقتی به آنها گفته میشود بیایید پیغمبر برای شما استغفار کند! میگویند نه، لازم نیست! خودمان استغفار میکنیم!
عارشان میشود که بروند پیش پیغمبر گدایی کنند و گردن کج کنند و بگویند تو برای ما استغفار کن! آن وقت چطور میشود؟! طبعاً پیغمبر استغفار نمیکند و از این محروم هستند؛ ولی به این اکتفا نمیشود! بعد میفرماید سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ؛ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَن یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ؛ اینهایی که خودشان را از این فیض الهی محروم کردند یعنی خدا راهی را باز کرد که بیایید شما را ببخشم ولی اینها زورشان آمد و عارشان آمد، حالا که اینگونه شد اگر توی پیغمبر ۷۰ بار هم برای آنها استغفار کنی دیگر خدا اینها را نمیآمرزد! این یک نمونه از کفران نعمت است.
ما امروز در یک زمان، در یک مکان و در یک محیطی زندگی میکنیم که بسیاری از چیزها و بسیاری از نعمتهای خدا بدون تلاش ما، برای ما به صورت مفت حاصل شده است.
ما اهلبیتصلوات الله علیهم اجمعین را شناختهایم؛ برای شناختن اهلبیت چقدر زحمت کشیدهایم؟! ما زحمتی نکشیدهایم. وقتی متولد شدهایم سقف دهانمان را با یا حسین برداشتهاند.
وقتی میخواستیم حرکت کنیم میگفتند بگو یا علی! هنوز نمیتوانستیم حرف بزنیم که با حسین و علی آشنا شدیم. اینها در اختیار ما نبود و نعمت خدا بود.
خدا پدر و مادرهای ما را رحمت کند و آنها را در این ایام مهمان امیرالمؤمنینصلوات الله علیه قرار دهد که این نعمت را مفت به ما دادند.
حالا این محبت و نعمت در دل ما شکل گرفت، کافی است؟ در اصول کافی یک روایتی از امام باقرسلام الله علیه است که به نظرم راوی آن جابر است.
میفرماید یا جابرُ! أیکْتَفِی مَن یَنْتَحِلُ التَّشَیُّعَ أنْ یَقُولَ بِحُبِّنَا أهْلَ البَیْتِ؟! آیا کسانی که خودشان را شیعه و منسوب به تشیع میدانند برای آنها همین کافی است که قائل به حب امام باشند و بگویند ما اهلبیت را دوست میداریم؟!
آخر روایت به اینجا میرسد که مَن کانَ للهِ مُطِیعًا، فَهُوَ لَنَا وَلِیٌّ، ومَن کانَ للهِ عَاصِیًا، فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ؛ اگر دوست و دشمن ما را میخواهید بشناسید آنها را با رفتارشان بشناسید؛ اگر ما را دوست میدارند باید اطاعت خدا بکنند، ما اصلاً کارمان همین است.
ما آمدهایم برای اینکه مردم را مطیع خدا کنیم. اصلاً کار امام چیست؟! امام، امام شده است که چه کار کند؟! امام آمده است برای اینکه مردم را با خدا مربوط و با خدا آشنا کند تا مردم اطاعت خدا کنند.
چه جور میگوید من شما را دوست دارم، اما خدا را اطاعت نمیکند و هدف ما را دنبال نمیکند؟! مَن کانَ للهِ عَاصِیًا، فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ؛ اگر کسی بنا بر عصیان گذاشته است این چه جور میشود دوست ما باشد؟! این دشمن ماست!
خطبه دوم
میدان نبرد تغییر کرده است، دشمنی که در میدان سخت و در تقابل با نیروهای مسلح کشور قافیه را باخته، حالا زمین بازی را به درون ذهنها کشانده است.
در این جنگ ترکیبی جدید، خاکریزها نه فقط در مرزهای جغرافیایی، بلکه در «دستگاه محاسباتی مسئولان و تابآوری مردم» بنا شدهاند (۱۴/۰۳/۱۴۰۵)؛ بنابراین «سلاح اصلی آمریکا، نفوذ در مراکز حساس و تصمیمگیر، ایجاد تفرقه، ایجاد تزلزل در عزم ملی ملت، ایجاد بیاعتمادی میان ملت، میان ملت و دولت، دستکاری در محاسبات تصمیمگیران و وانمود کردن اینکه حلال مشکلات این است که حرف آمریکا را قبول کنید، سلاح نفوذ، از سلاحهای سخت و سلاحهای نظامی خطرناکتر است» (۱۳۹۸/۰۸/۲۴).
اما این نفوذ و رخنه نفوذیها در اتاقهای محاسبات تصمیمسازان و تصمیمگیران دقیقا چیست و چگونه است؟ برای درک این پدیده، باید به هشدارهای عمیق و راهبردی سالهای نهچندان دور امام شهید بازگردیم.
آنجا که به صراحت اعلام کردند: «نگذارید ردههای ارتجاع در کشور نفوذ کنند و جاگیر بشوند، نگذارید کشورتان به سمت ارتجاع برود؛ نگذارید ارتجاع در بدنهی کشور جاگیر بشود و نفوذ کند.
«مرتجع» یعنی چه؟ ما وقتی میگوییم «مرتجع»، ذهن بعضیها میرود به کسی که یک عرقچینی بر سرش است؛ نه، مرتجع آن کسی است که در سیاست و سبک زندگی، تابع سیاست و سبک زندگی غربی است؛ این مرتجع است.
در دوران حاکمیت فاسد و وابستهی پهلوی، سبک زندگی غربی در کشور بود، انقلاب آمد آن را پس زد؛ هر کس به آن برگردد مرتجع است.
ممکن است این شخصی که مرتجع است تیشرت و شلوار لی و پاپیون و اودکلن فرانسوی هم بزند، اما مرتجع است.
هر کسی که به سمت زندگی و فرهنگ و سبک زندگی غربی برود، وی مرتجع است» (۱۴۰۱/۰۳/۱۴).
وقتی دستگاه محاسباتی یک مسئول، با ویروس ارتجاع و توسط یک مرتجع نفوذی هک شود، وی با پای خود و با ارادهی خودش تصمیمی را میگیرد که دقیقا در جورچین (پازل) دشمن است! وی فکر میکند در حال خدمت است، اما در واقع، همان کاری را که دشمن میخواهد، مفت و مجانی برایش انجام میدهد.
این، خطرناکترین نوع نفوذ است، مرتجعین پرهیاهو و با کارکرد ایجاد خطای محاسباتی برای مسئولین.
اما این خطای محاسباتی ارتجاعی در عمل و میدان چگونه خود را نشان میدهد؟
اینجا است که به حلقه مفقوده این تحلیل، یعنی هشدار مهم و اخیر رهبر معظم انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای در پیام هفته دولت میرسیم: «مراقبت از انسجام اجتماعی».
همچنان که خفاشان، تنها در جاهای تاریک میزیند، حیات سیاسی مرتجعین نیز تنها در «دوگانهسازیهای موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگطلبی» میسر است و فضای «وحدت و انسجام اجتماعی» مرگ سیاسی آنها را رقم میزند؛ به همین جهت به شدت در ترویج «هر سخن ناامیدکننده و تضعیفکنندهی انگیزههای ملی و عمومی» هیاهوآفرین و غوغاسالارند.
تا همانطور که «در گذشته [این دوگانهسازیهای موهوم]به مردم عزیزمان خسارتهایی بیواسطه یا باواسطه وارد ساخته، از این پس هم بتواند همان تأثیر را بهجا بگذارد».
مسئولین ما برای رهایی و نجات از دام مرتجعین نفوذی (که واقعا در برابر گفتمان ملت مبعوث، در اقلیت هستند) و برای در امان ماندن از ویروس ارتجاع، باید مراقب باشد و اجازه ندهد بستر حرکت مرتجعین یعنی «دوگانهسازیهای موهوم» و «هر سخن ناامیدکننده و تضعیفکنندهی انگیزههای ملی و عمومی» در حیطه مسئولیتی وی شکل بگیرد و همواره به خاطر داشته باشد این بیان رهبر معظم انقلاب که «از جمله مسائل اساسی کشور که همیشه باید در مرکز توجه دولت و دولتیان و همهی مسئولین و اجزای حکومتی قرار داشته باشد، رعایت وحدت و مراقبت از انسجام اجتماعی است» و «ارتکاب هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است».
اینجا است که با اندکی دقت بر هدف آتش توپخانه جریانهای مرتجع معلوم الحال، خواهیم فهمید کدام جریان انسجامزا یا کدامیک انسجام زُداست؟
از انتقادهای تند به صداوسیما گرفته تا برچسب سخنگوی جنگ زدن به سخنگوی وزارت خارجه، تا طعنه به دبیر و نمایند مقام معظم رهبری در شُعام تا پیشنهادهای خطاهای راهبردی مثل رفراندوم برای ادامه جنگ که توسط مسئول نامحبوب سابق کشور گفته میشود، همه به دنبال همان بدبینی و سرخوردگی مردم و در نهایت حاکمیت گفتمان ارتجاع هستند.
نکته شگفتانگیز و عبرتآموز ماجرا اینجا است که شیوع ویروس ارتجاع در بین مسئولین، حتی به نفع آن مرتجعین نفوذی نیز نخواهد بود.
جامعه مانند یک کشتی است؛ وقتی انسجام اجتماعی بهعنوان بدنه این کشتی سوراخ شود، حتی آن مرتجعینی که در کابینهای لوکستر نشستهاند نیز غرق خواهند شد.
به تعبیر دقیق پیام هفته دولت رهبر انقلاب، اقداماتی که فاقد پیوست انسجام اجتماعی باشند، در نهایت «ضررها و آسیبهای جدی به همان اقشار و دیگران وارد میسازد».
وقتی این دو قطعه جورچین (پازل) را کنار هم میگذاریم یعنی «هدفگذاری دشمن برای ایجاد خطای ارتجاع در دستگاه محاسباتی مسئولین» و «هیاهوی مرتجعین برای آلوده شدن دستگاه محاسباتی مسئولین به ویروس ارتجاع» به یک تصویر ترسناک میرسیم.
دشمن میداند که اگر بتواند با سلاح نفوذ مرتجعین، مسئولان را به سمت تصمیمات تفرقهانگیز ارتجاعی سوق دهد، بزرگترین پیروزی را به دست آورده است.
هر اقدامی که خروجی آن باشد، دیگر یک اشتباه مدیریتی ساده نیست؛ بلکه پاس گُلی است که مستقیماً به دشمن داده شده است.
دولت، هم به معنای اعم (حاکمیت) و هم اخص (قوه مجریه)، امروز در لبه یک تیغه حساس حرکت میکنند، راهکار مقابله با این جنگ ترکیبی چیست؟
ایجاد ضد این ویروس دو کد اصلی دارد: اول، هیچ تصمیمی نباید بدون سنجش دقیق «پیوست انسجام اجتماعی» گرفته شود.
دوم، باید نسبت به نفوذ و رخنه مرتجعین پرهیاهوی تصمیمساز که منافع ملی را با نسخههای ارتجاعی خود به چالش میکشند، هُشیار بود.
تنها با روشنبینی، حفظ وحدت و سنجش همهجانبهی تصمیمات است که میتوان نقشه شوم دشمن برای فتح سنگرهای ذهنی را خنثی کرد و سرمایه اجتماعی را برای روزهای سرنوشتساز آینده حفظ کرد
«.. قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْیوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذینَ یظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرینَ» (بقره: ۲۴۹).
امروز شاهد هستیم که نیروی مسلح ما تمامقد مقابل نیروی نظامی آمریکا ایستادگی کرده و آنها را از پیروزی در میدان نظامی مأیوس کرده است.
خبرها را دنبال میکنید از هدف قراردادن پایگاه اردن و نفتکشها و برخی کشتیها در پاسخ به تجاوز آمریکا و حمله به نفتکشهای ما و غنیمت ارزشمندی که بدست آمد آن زیر دریایی هوشمند و فتوحات یمن قهرمان و سایر موفقیت ها، به همین دلیل دشمن از هر راهی برای منصرف کردن ایران از مقابله با ارتش پوشالی خود استفاده میکند.
اینکه میبینیم بهیکباره بلندگوهای داخلی دشمن و جریان نفاق به جنبوجوش افتادهاند و هر چه از دستشان برمیآید برای ترساندن و منصرف کردن مردم از مقاومت انجام میدهند به همین دلیل است.
قرآن به ما گوشزد کرده که وقتی نبردها به نقاط اوج خود میرسند و لحظه صفآرایی نهایی حق و باطل فرا میرسد، عدهای فریادِ «ما نمیتوانیم» و «شکست خواهیم خورد» شان بلند میشود.
همانطور که روزی فریاد عدهای از ضعیفالایمانهای همراه جناب طالوت بلند شد که «لا طاقَةَ لَنَا الْیوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ» ما توانایی مقابله با این لشکر مجهز را نداریم و باید تسلیم شویم، امروز هم عدهای با ادبیات صلح شرافتمندانه و نجات کشور از نابودی، نسخه تسلیم و ذلت مقابل دشمن میپیچند.
وظیفه ما در این زمان اوج درگیری چیست؟ قرآن میگوید به محض اینکه عدهای شعارِ «ما نمیتوانیم» سر دادند، بلافاصله مؤمنانِ باورمند به نصرت الهی میگویند: «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ».
نباید بگذاریم صدایی که از جامعه شنیده میشود صدای ناتوانی و ضعف باشد، باید هر کدام از ما به اندازه خودمان تلاش کنیم تا صدایی که از ملت ایران شنیده میشود، صدای مقاومت و ایستادگی در مقابل دشمن باشد.
ما باید به فرموده رهبر شهید انقلاب، با فریادهای خود سوخت موشکهایی که به سمت دشمن شلیک میشود را فراهم کنیم.
ما با ایمان به وعدهی قطعیِ نصرت الهی باید در صحنه، حضور یابیم و اعلام کنیم که هرگز تسلیمطلبان و ذلتپذیران، نمایندهی این ملت شریف و مقاوم نیستند و حرف ملت ایران یکصدا و متحد، فرمان رهبر شریف انقلاب است که فرمودند: «امروز که ملّتهای جهان از ظلم و بیداد دولت آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار و نابودکنندهی حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیشِ رو نمانده است.»
لذا خدای متعال با ذلت و رسوایی جواب این تفرقه افکنان را خواهد داد و مردم هم با ایستادگی سیاهی را بر چهره آنها خواهند گذاشت و ما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم.
در انتها لازم است از دو چهره ورزشی شهرمان مهدی رحیمی و مجید بیگدلی که در رشته ورزشی کشتی و قویترین مردان در سطح جهانی افتخار برای ایران اسلامی و شهر ماهدشت آفریدند، تقدیر کنم و آرزوی بهترین موفقیتها را داشته باشم و از مسئولان شهری و استانی درخواست حمایت در راستای ایجاد و توسعه فضای تمرینی و ورزشی این رشتههای ورزشی را دارم.