۲۴ / شهريور / ۱۴۰۵ - 15 September 2026
۱۷:۵۴
کد خبر : 9782600
۱۱:۰۸

۱۴۰۵/۰۶/۲۲

شکل‌گیری دوگانه جدید قدرت دریایی ایران

شکل‌گیری دوگانه جدید قدرت دریایی ایران
تثبیت قدرت انصارالله در غرب یمن و پیرامون باب‌المندب می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی غرب آسیا باشد. اهمیت آن نه صرفاً در پیروزی یک گروه در جنگ یمن، بلکه در تغییر هندسه قدرت دریایی منطقه نهفته است.

به گزارش خبرگزاری بسیج،  محمدرضا کفاش جمشید عضو شورای علمی اندیشکده حکمرانی و قانون گذاری اردبیل در یادداشتی نوشت: تحولات اخیر یمن و گسترش نفوذ انصارالله در سواحل غربی این کشور، به‌ویژه در صورت تثبیت موقعیت آن در اطراف باب‌المندب، می‌تواند فراتر از چارچوب جنگ داخلی یمن ارزیابی شود. 

اهمیت این تحول از آنجا ناشی می‌شود که باب‌المندب، همانند تنگه هرمز، یکی از گلوگاه‌های مهم ارتباطی و انرژی جهان است. در چنین شرایطی، هم‌زمانی ظرفیت فشار ایران در هرمز و قدرت فزاینده انصارالله در جنوب دریای سرخ، می‌تواند هندسه امنیت دریایی منطقه را دستخوش تغییر کند.

 

از بازیگر غیردولتی به قدرت ژئوپلیتیکی

تسلط پایدار انصارالله بر بخش مهمی از یمن و سواحل غربی، جایگاه این جنبش را از یک بازیگر عمدتاً داخلی به یک بازیگر مؤثر ژئوپلیتیکی ارتقا می‌دهد. کنترل یا تهدید مؤثر باب‌المندب به انصارالله امکان می‌دهد از موقعیت جغرافیایی یمن برای تأثیرگذاری بر امنیت کشتیرانی، تجارت و انرژی استفاده کند.
این تحول از منظر نظری، نمونه‌ای از تبدیل جغرافیا به قدرت راهبردی است؛ زیرا یک بازیگر غیردولتی می‌تواند بدون برخورداری از نیروی دریایی متعارف، از موشک‌ها، پهپادها و قابلیت‌های نامتقارن برای افزایش هزینه حضور قدرت‌های بزرگ استفاده کند.

 شکل‌گیری یک «دوگانه فشار دریایی»
اهمیت اصلی این تحول برای ایران در ایجاد یک ظرفیت بالقوه فشار در دو سوی شبه‌جزیره عربستان است. ایران در شمال بر محیط راهبردی تنگه هرمز مسلط است و انصارالله در جنوب دریای سرخ می‌تواند بر باب‌المندب اثر بگذارد.
بنابراین، همسویی راهبردی دو بازیگر می‌تواند قدرت چانه‌زنی و بازدارندگی ایران را در برابر آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی افزایش دهد.

پیامدهای امنیتی برای عربستان و آمریکا

برای عربستان، تثبیت قدرت انصارالله در غرب یمن به معنای استمرار یک تهدید امنیتی در جبهه جنوبی و افزایش آسیب‌پذیری مسیرهای انتقال انرژی در دریای سرخ است. در نتیجه، ریاض احتمالاً بیش از گذشته به دفاع هوایی، اطلاعات، جنگ الکترونیک و سازوکارهای مذاکره و مهار متوسل خواهد شد.

برای آمریکا نیز مسئله مهم، پراکندگی منابع نظامی است. هم‌زمانی بحران هرمز و باب‌المندب واشنگتن را با دو محیط دریایی پرریسک مواجه می‌کند و هزینه حفاظت از خطوط کشتیرانی و انرژی را افزایش می‌دهد. این وضعیت می‌تواند یکی از ابزارهای مهم جنگ نامتقارن علیه قدرت‌های برتر باشد.

پیامدهای ژئواکونومیک
باب‌المندب مسیر ارتباطی دریای سرخ با اقیانوس هند و کانال سوئز است. بنابراین حتی تهدید مستمر علیه کشتی‌ها، بدون انسداد کامل تنگه، می‌تواند موجب افزایش هزینه بیمه، سوخت و حمل‌ونقل و در نتیجه افزایش هزینه تجارت جهانی شود.
از این منظر، قدرت انصارالله الزاماً به معنای توانایی «بستن باب‌المندب» نیست؛ بلکه توانایی ایجاد ناامنی پایدار و افزایش ریسک عبور نیز می‌تواند کارکرد راهبردی قابل توجهی داشته باشد.

تثبیت قدرت انصارالله در غرب یمن و پیرامون باب‌المندب می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی غرب آسیا باشد. اهمیت آن نه صرفاً در پیروزی یک گروه در جنگ یمن، بلکه در تغییر هندسه قدرت دریایی منطقه نهفته است.

در صورت تداوم این وضعیت، ایران از طریق ظرفیت‌های بازیگران همسو با خود، با یک محیط راهبردی مواجه خواهد شد که در آن هرمز در شمال و باب‌المندب در جنوب، دو نقطه فشار بر شبکه انرژی و تجارت جهانی محسوب می‌شوند. پیامد نهایی چنین وضعیتی، افزایش هزینه حضور آمریکا و متحدانش، افزایش قدرت چانه‌زنی ایران و انصارالله و حرکت تدریجی غرب آسیا به سوی یک نظم امنیتی چندقطبی‌تر خواهد بود.

با این حال، تبدیل این ظرفیت جغرافیایی به قدرت پایدار، به توانایی انصارالله در حفظ سرزمین، مدیریت روابط منطقه‌ای و جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف نظامی مؤثر علیه آن وابسته است.

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید