۲۴ / شهريور / ۱۴۰۵ - 15 September 2026
۱۷:۵۴
کد خبر : 9783013
۱۱:۲۰

۱۴۰۵/۰۶/۲۴
یادداشت تحلیلی/ آمریکا و راهبرد منازعه؛

چرا جنوب ایران هدف بمباران سنگین آمریکاست؟ / از تنگه هرمز تا اشغال جزایر

و
یکی از مهم‌ترین دلایل تمرکز حملات بر جنوب ایران، موقعیت راهبردی تنگه هرمز است. آمریکا به خوبی می‌داند که اگر کنترل این تنگه را از دست بدهد، عملاً ۳۰ درصد از انرژی و ۲۵ درصد از اقتصاد جهان را واگذار کرده است. در این سناریو، ایران به عنوان یک قدرت نوظهور وارد باشگاه ابرقدرت‌ها شده و برای تمام قدرت‌های جهانی تعیین تکلیف خواهد کرد.

 قزوین گروه تحلیل بین‌الملل بسیج– همزمان با تشدید حملات هوایی به استان‌های جنوبی ایران از جمله بوشهر، بندرعباس، خوزستان و چابهار، تحلیلگران مسائل راهبردی معتقدند این حملات صرفاً تاکتیکی و مقطعی نیست، بلکه ذیل یک راهبرد بلندمدت برای تغییر معادلات ژئوپلیتیک منطقه تعریف می‌شود. در ادامه ابعاد مختلف این راهبرد بررسی می‌شود.

 ۱. تنگه هرمز؛ خط قرمز انرژی جهان

یکی از مهم‌ترین دلایل تمرکز حملات بر جنوب ایران، موقعیت راهبردی تنگه هرمز است. آمریکا به خوبی می‌داند که اگر کنترل این تنگه را از دست بدهد، عملاً ۳۰ درصد از انرژی و ۲۵ درصد از اقتصاد جهان را واگذار کرده است. در این سناریو، ایران به عنوان یک قدرت نوظهور وارد باشگاه ابرقدرت‌ها شده و برای تمام قدرت‌های جهانی تعیین تکلیف خواهد کرد.

ویژگی منحصربه‌فرد تنگه هرمز نسبت به سایر تنگه‌های جهان این است که مسیر ورود و خروج در آن یکی است. در حالی که تنگه جبل‌الطارق، کانال سوئز، داردانل و بسفر همگی مسیرهای جایگزین دارند (هرچند با افزایش هزینه حمل، بیمه و زمان)، تنگه هرمز چنین گزینه‌ای ندارد و خروج از آن پس از ورود، به سادگی ممکن نیست.

۲. نفت و دلار؛ معادله همیشگی واشنگتن

اقتصاد آمریکا و غرب بر دو پایه نفت و دلار استوار است. هر جا که نفت بوده، آمریکا با ابزارهای مختلف – از جنگ و کودتا تا تخریب زیرساخت‌ها – منافع خود را تحمیل کرده و کنترل منابع حیاتی کشورها را در دست گرفته است. در خاورمیانه، منابعی بالغ بر ۲۰ میلیون بشکه نفت روزانه و حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از ذخایر نفت، ال‌ان‌جی، گوگرد و هلیوم جهان تأمین می‌شود. آمریکا هرگز نمی‌پذیرد که ایران این منابع راهبردی را تحت کنترل داشته باشد.

۳. چابهار؛ کریدور رقیب

حملات به بندر چابهار نیز بی‌دلیل نیست. این بندر قرار است هند، چین، پاکستان و حتی روسیه را از طریق کریدور شمال-جنوب به آب‌های گرم متصل کند. پیش‌بینی می‌شود سالانه بیش از ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تن بار در این منطقه تخلیه و بارگیری شود که درآمدی چندصد میلیارد دلاری برای ایران به همراه دارد – درآمدی پایدار که حتی با بسته شدن چاه‌های نفت نیز ادامه خواهد یافت.

آمریکا در مقابل، به دنبال تقویت کریدور عرب-مد است که حیفا، تل‌آویو و بندر غان را به عنوان بنادر راهبردی تعریف می‌کند تا تمام درآمد ترانزیت منطقه به این مسیر منتهی شود. تخریب بندر بیروت، بندر شهید رجایی و حملات مکرر به چابهار در چارچوب همین راهبرد ارزیابی می‌شود.

 ۴. اشغال جزایر و خط ساحلی

یکی دیگر از اهداف حملات، تخریب خطوط پدافندی و آفندی ساحلی ایران است. با هدف قرار دادن سایت‌های راداری، مراکز مخابراتی، پایگاه‌های رصد دریایی و مراکز شنود اطلاعاتی، آمریکا به دنبال ایجاد یک خط حائل در سواحل و فراساحل ایران است.

پس از این مرحله، سناریوی اشغال جزایر خارک، تنب بزرگ و تنب کوچک و سپس قشم و کیش مطرح است. در این سناریو، لشکر ۸۲ هوابرد آمریکا به همراه نیروی دریایی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس وارد عمل می‌شوند تا دسترسی ایران به تنگه هرمز و خلیج فارس را قطع کنند.

در چابهار نیز برنامه این است که همزمان با نفوذ تروریست‌ها از مرزهای جنوب شرقی و ایجاد جنگ داخلی، نیروی دریایی آمریکا تفنگداران خود را پیاده کرده و کنترل کامل کریدورهای ساحلی ایران را به دست گیرد.

 ۵. بمباران جنوب؛ مقدمه حمله زمینی؟

به اعتقاد تحلیلگران، حملات هوایی کنونی مقدمه‌ای برای حمله تمام‌عیار زمینی است. آمریکا با تجمیع نیروهایی بالغ بر ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر، به دنبال اشغال ایران است. تنها گزینه‌ای که آمریکا تاکنون انجام نداده، حمله زمینی بوده است.

 ۶. انتقام تاریخی از جنوب ایران

جنوب ایران از نظر تاریخی همواره نماد مقاومت ضداستعماری بوده است. از رئیس‌علی دلواری تا نبردهای نیروی دریایی ایران با انگلیسی‌ها، مردم جنوب بارها شکست‌های سنگینی به مهاجمان تحمیل کرده‌اند. برخی تحلیلگران معتقدند حملات کنونی، نوعی انتقام‌گیری از این ایستادگی تاریخی است.

 ۷. ضرورت اقدام متقابل

در این شرایط، کارشناسان بر چند اقدام تأکید دارند:

-تثبیت و دفاع از جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی به عنوان تنها مسیر تسلط کامل بر کشتی‌های نظامی، تجاری و اقیانوس‌پیما در خلیج فارس

 آرایش صحیح خطوط پدافندی ساحلی، دریایی و فراساحلی

هدف قرار دادن بنادر جایگزین نظیر بندر ینبع عربستان (با ظرفیت بارگیری ۷ میلیون بشکه نفت) و بندر الفجره امارات که خط لوله آن برای بی‌خاصیت کردن تنگه هرمز طراحی شده بود

اتحاد داخلی و کنار گذاشتن اختلافات در شرایط جنگی

۸. مذاکره؛ دامی دوباره؟

آمریکا ممکن است برای تنفس دوباره به سمت مذاکره بازگردد و برخی جریان‌های داخلی نیز با شعار «آنچه در جنگ به دست نیاوردیم در مذاکره می‌گیریم» بار دیگر برگه امضایی مشابه برجام را رو کنند. تجربه نشان داده که از ده بند یک تفاهم، نه بند آن نقض شده و تنها یک بند نیز اجرایی نشده است.

 آمریکا دو هدف اصلی دارد: تثبیت ابرقدرتی خود در منطقه با دریافت سالانه ۵۰۰ میلیارد دلار عوارض از کشتی‌ها، و اشغال جزایر، خط ساحلی ایران و تسخیر منابع نفتی ایران به عنوان پیش‌زمینه حمله تمام‌عیار دستور کار قراردارد. در این معادله، هرگونه عقب‌نشینی از سوی هر طرف به معنای باخت کامل تلقی می شود.

آمریکا و اسراییل تقسیم کار کرده اند و در تقابل با ایران به نوبت در عملیات های نظامی شرکت می کنند و بازی های دوگانه موافق و مخالف برای ایجاد تفرقه در جبهه مقابل رسانه ای می شود. جنگ یا مذاکره پیاده سازی می شود در حالیکه اسراییل و آمریکا تمرکزشان بر ضربه غافلگیرکننده است و هیچ اختلافی در تهاجم همه جانبه و نابودی ایران ندارند.

سورنا چگینی...

انتهای پیام/۱۰۰۲/


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید