به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

یکی از عمدهترین تدابیر و تاکتیکهای مبارزاتی انسان ۲۵۰ ساله، برای تحقق حکومت الله و تمدن اسلامی، راهبرد هجرت بوده است.
فلذا علاوه بر هجرت نبوی (ص) به مدینه، شاهد هجرت علوی (ع) به کوفه، هجرت حسینی (ع) به کربلا و هجرت رضوی (ع) به خراسان و همچنین هجرتهای امامزادگان انقلابی نظیر حضرت معصومه (س) به قم، حضرت عبدالعظیم (ع) به ری و... هستیم.
تمام این هجرتها، یک علت غایی دارند و آن تحقق نظام تمدن اسلامی بوده است، در ساحت این تدبیر، هجرت تمدنساز حضرت معصومه (س) به شهر قم به قدری مهم است که امام صادق (ع) بشارت وجود بابرکت حضرت معصومه (س) را قبل از میلاد امام کاظم (ع) -پدر آن بانو-، بشارت داده و تصریح میفرمایند به یمن هجرت ایشان، قم حرم ما اهلبیت (ع) و بهمثابه کوفهای دیگر، مرکز تولید فرهنگ اسلام ناب و بسط و نشر جهانی آن و زمینهسازی ظهور امام عصر عجلاللهفرجهالشریف خواهد شد.
إِنَّ قمَّ الْکوفةُ الصغِیرَةُ (بحارالانوار/ج۵۷/ص۲۲۸) إنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدْفَنُ فِیهِ امْرَأَةٌ منْ وُلْدِی تسَمَّی فاطِمَةَ مَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ همچنین در روایتی از امام کاظم علیه السلام میخوانیم: (رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یدْعُو النَّاسَ إِلَی الْحَقِّ یجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یجْبُنُونَ وَ عَلَی اللَّهِ یتَوَکَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین. (بحار الانوار، ج۶۰، ص۲۱۶).
مردی از اهل قم مردم را بهسوی حق دعوت میکند و قومی گرداگرد او جمع میشوند به صلابت پارههای فولاد، تند بادها آنان را به لرزه در نمیآورد و از جنگ خسته نمیشوند و ترس به خود راه نمیدهند و بر خدا توکل میکنند و سرانجام، پیروزی از آن متقین است، وقتی صحبت از تمدن میشود، نزدیکترین واژه به آن، فرهنگ است.
این دو با یکدیگر سنخیت و هماهنگی دارند، اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم که چگونه فرهنگ به تمدن تبدیل میشود؟ باید گفت که اگر جادهای را در نظر بگیریم، فرهنگ ابتدای آن و تمدن انتهای آن است و در حقیقت تمدن نمونهی عالی فرهنگ است.
شهید مطهری تعبیری دارند که تمدن، جنبه مادی فرهنگ و فرهنگ، جنبه معنوی تمدن است، این تعبیر شهید مطهری است.
اگر بخواهیم جمله ایشان را تفسیر نموده و بسط دهیم، میتوان گفت: وقتی فرهنگ ظهور و جلوهی اجتماعی پیدا میکند، تمدن میشود. مثلاً در فرهنگ اسلامی، احکام مَحرَم و نامحرم داریم که این فرهنگ جلوهی تمدنی خود را در شهرسازی نشان دهد، بهگونهایکه وقتی ما در خانهسازی و شهرسازی همین فرهنگ را نشان دهیم، خانههای ما به سبک خاصی ساخته شود یا مثلاً یکی از مسائل فرهنگی ما، پاکیزگی و طهارت است، این وقتی در شهرسازی وارد میشود و میخواهد شهر اسلامی بنا بشود، حمام ساخته میشود که محلی برای غسل و پاکی است.
همان فرهنگ است ولی ظهور اجتماعی پیدا کرده است و یعنی، همان فرهنگ در روابط اجتماعی و زندگی اجتماعی دیده میشود؛ بنابراین فرهنگ ظهور اجتماعی پیدا میکند، این، تمدن میشود، «ساموئلهانتینگتون»، صاحبنظریه برخورد تمدنها- نیز چنین میگوید: تمدن، بالاترین گروهبندی فرهنگی و گستردهترین سطح هویت فرهنگی به شمار میآید.
هرچند تمدن دارای ویژگیهای زیادی است، ولی سه ویژگی، در حقیقت مقوِّم و ارکان تمدن هستند و نبود هرکدام از این سه رکن، تمدن را با زوال، اضمحلال و فروپاشی مواجه میکند.
اولین ویژگی تمدن، ساخت ابزار متناسب با آن است و این، بیشتر در میان غربیها ظهور و بروز پیدا کرده و به آن افتخار میکنند.
جلوهی آن در غرب، رفاه و ابزار پیشرفته ساختن است. البته در تمدن اسلامی نیز ساخت ابزار وجود داشته است.
بهعنوان مثال، در اسلام نماز خواندن را داریم، برای خواندن نماز میبایست قبله را تشخیص داد.
در قدیم، ابزارهای پیشرفته برای تعیین قبله وجود نداشت؛ بنابراین، اُسطرلاب و وسایل نجومی ساخته شد و این، همان ابزارِ لازم برای این کار بوده است، این ابزارسازی است که مثالهای زیادی میتوان برای آن پیدا کرد.
اینها ابزارهای ظهور و بروز اجتماعی تمدن است. دومین ویژگی تمدن، عقلانیت است.
یعنی، جایی که فرهنگ و تمدن وجود دارد، عقلانیت رشد میکند.
با رشد عقلی قانونگریزی از بین میرود و نظم و انضباط اجتماعی که زیرساخت مدنیت و تمدن است شکل میگیرد و اصطلاحا رفتارهای عمومی، رفتارهای متمدنانه میشود.
جایی که جهل و جلوههای آن مثل وحشی گری، ناامنی و تجاوز به حقوق دیگران باشد، تمدن شکل نمیگیرد.
اما سومین جلوهی تمدن، فضائل اخلاقی است، همان نقطهای که گفتمان انقلاب اسلامی به تمدن غربی نقد جدی دارد.
بدین معنا که اگرچه غرب در رشد ابزار و تکنیک، پیشرفت کرده است و در عقلانیت هم -به زعم خود- عقل پیشرفتهای دارد، ولی در فضائل اخلاقی حرفی برای گفتن ندارند.
تمدن غربی، تمدنی مادی است و بزرگترین شعار آن هم، تقدسزدایی از عالَم بوده است و بسیار هم توانسته موفق عمل کند که البته با پیروزی انقلاب اسلامی چالش جدی برای آن تمدن مادی پدید آمده است که در خطبههای آینده به آن خواهیم پرداخت.
خطبه دوم/ میلاد امام حسن عسکری (ع) / وفات حضرت معصومه س / اول مهر
توقیع امام حسن عسکری (علیه السلام) به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری، یکی از مهمترین و جامعترین اسناد راهبردی در شبکه وکالت است.
این نامه به مثابه سندی تشکیلاتی، کلامی، فقهی و سیاسی است که در شرایط بحرانی پایان عصر انسان ۲۵۰ساله و در آستانه عصر غیبت نوشته شده است.
در این زمان، جامعه شیعی با چالشهای سنگینی روبهرو بود: - فشار دستگاه خلافت عباسی، اختلافات درونی، انحرافات فکری، مدعیان دروغین، و نیاز مبرم به سازماندهی پیروان در مناطق دورافتاده بهویژه خراسان و نیشابور.
امام عسکری (ع) با نگارش این توقیع، هم به وظایف اعتقادی شیعیان پاسخ دادند، هم شبکه وکالت را تقویت کردند، و هم افق انتظار و مقاومت را برای پیروان خود روشن ساختند.
مخاطب اصلی این نامه، اسحاق بن اسماعیل نیشابوری است؛ فردی که از سوی امام (ع) به عنوان فرستاده به خراسان و نیشابور معرفی میشود.
امام (ع) در این نامه، اسحاق را مأمور میکند که مفاد آن را به شیعیان خراسان ابلاغ کند و آنان را به اطاعت از ابراهیم بن عبده، وکیل امام (ع) در آن دیار، فراخواند.
همچنین امام (ع) تاکید میکند که اسحاق باید با جناب عثمان بن سعید عَمْری (نایب اول امام زمان)، دیدار کند و اموال جمعآوریشده را به او بسپارد.
جریان امامت همیشه برای تقویت جامعه شیعه تلاش داشتهاند و در میان همه سختیها و رنجها و سختیهای اعمال شده از سوی حاکمان ظالم و اذیت و آزارها، حفظ جامعه شیعه و انسجام دورنی تشکیلات شیعه از اوجب واجبات بوده و اینگونه عمل کردند، موفقیت جامعه شیعی و امامتی ولایت فقیه هم که در امتداد همان حکومت امامتی اهل بیت (ع) است که نیازمند همان حرفهای منطقی و سرشار از عقلانیت و انسجام بخش است لذا نامههای رهبری معظم هم در این قالب و چارچوب تحلیل میگردد، البته کسانی که در این مکتب متعالی رشد پیدا نکردهاند و فقط ظاهرشان اسلامی است و ممکن است لباس دینی هم برتن داشته باشند، اما ایمان به تمام ابعاد دین ندارند بدلیل نقصانی که در فهم از دین دارند یا چرب و شیرین روزگار آنها را در این وادی انداخته است، خارج از چارچوب فکری امام جامعه قدم برمیدارند و همیشه هزینه ساز هستند و در این شرایط کشور انسجام سوز هستند؛ که انتظار از دستگاههای مسئول است که برخورد تمام کنندهای داشته باشند.
راه حل برگشت همه ما به قانون است بر مدار ولایت نه تفسیر خودمان و محکم پای این قاعده ایستادن است تا ان شاءالله جریان نفاق پوست انداری کند و چهره واقعی اش را نشان بدهد که تا کنون این رخ داده و این ماندن شما در میدان هر قائله تفرقه افکنانهای را خنثی میکند.
خب همه شاهد فتح الفتوحات یمن قهرمان بودیم و هستیم، به عقیده برخی کارشناسان، آزادسازی ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از مناطق راهبردی یمن، شامل چندین شهر و جزیره از اشغال مزدوران عربستان سعودی که با عملیات رزمندگان انصارالله انجام گرفت؛ از جهاتی شبیه آزادسازی خرمشهر از سوی رزمندگان اسلام در خرداد سال ۱۳۶۱ میباشد.
همانگونه که آزادسازی خرمشهر معادلات جنگ تحمیلی علیه ایران را تغییر داد و جهانیان را به شگفتی واداشت، عملیات اخیر رزمندگان انصارالله که منجر به تسلط بر تنگه راهبردی باب المندب شد، هم معادله نبرد با سعودیها را تغییر داد و هم، جهانیان از این پیروزی بزرگ انصارالله شگفت زده شدند.
مثلا این عملیات از جهت وسعت مناطق آزاد شده و اهمیت راهبردی این مناطق، تعداد نفرات کشته و زخمی شده از مزدوران سعودی و همچنین تعداد بالای افراد اسیر شده از این مزدوران و تجهیزات به غنیمت گرفته شده، با عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر شباهت یافته است.
اما مهمترین وجه شباهت در این دو عملیات، باورها و اعتقادات مشترک میان رزمندگان سپاه اسلام در ایران و یمن نسبت به عامل اصلی در به دست آمدن این دو پیروزی بزرگ یکی در خرداد ۱۳۶۱ در ایران، و دیگری در شهریور ۱۴۰۵ در یمن است.
وقتی از منظر و نگاه رزمندگان و فرماندهان این دو عملیات، عامل اصلی به دست آمدن چنین پیروزی بزرگ، راهبردی و شگفت انگیزسوال شود، پاسخ مشترک است؛ همه نصرت الهی را عامل اصلی اعلام میکنند! همانطور که دیروز خدا خرمشهر را آزاد کرد، امروز همان خدا باب المندب را آزاد کرد و جبهه مقاومت را موقعیتی جدید از جهت قدرت عطا کرد.
راه قدرتیابی در جبهه اسلام و پیشروی تا تحقق پیروزی نهایی، بر خلاف خواست کفر جهانی و شیاطین عالم، ادامه خواهد داشت؛ چرا که رزمندگان در جبهه اسلام، در هر کجای این جبهه باشند؛ بر این اعتقاد استوارند که «و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم». پیروزی یمن، فقط با این سنتهای الهی، شُدنی است.
اگر به وعدههای خدا باور داشته باشیم و پای کار بمانیم، این سنت الهی شامل حال ما هم میشود و قله نهایی فتح خواهد شد. به همین نسبت و سیاق، دویست شب است که مردم بزرگوار ایران با باور به این سنتها، کف میداناند و انشاءالله نصرت الهی را با استقامت نهایی خواهند چشید.
واقعیت آن است که آمریکا دیگر تمام شده است حالا به خاطر ثروتی که دارد، خرج میکند تا ظاهر کریه خوش را آرام و منطقی نشان دهد و در میدان رزم رجزهایی را میخواند، اما پشتوانه ندارد، هرچند حوزه رجز خوانی مسئولان ما مقداری اصلاح شده و نکات و واقعیتها را با صراحت لهجه بیان میکنند.
خیلی هم دارد تلاش میکند به هر نحوی خارج شود که تا الان با بصیرت شما مردم کاری از پیش نبرده، اما با برنامه عمل میکند یکی از راهها نفوذ فرهنگی در کشور است که در این موقعیتها خسارتش از نظامی هم بهلحاظ اثرگذاری و دوام آن بیشتر است، بارها و بارها تذکر داده شده، اگر شما دنبال اسلام و تمدن اسلامی و معرفی آن هستید در عرصه عمل فرهنگی تان باید دیده شود نه اینکه جریان ذبح هویت فرهنگی و اجتماعی ایرانی اسلامی هر روز یک گام موثر به جلو میآید، سینما ما چه قرابتی پیدا کرده، آیا ابتذال فرهنگی در آن بوجود نیامده؟
سینمای خانگی ما که برای خودش حکومت مستقلی با تفکرات عجیب و خارج از چارچوب انقلاب تعریف و عمل میکند را به عنوان نفوذ فرهنگی تلقی نکنیم با هزینههای سنگین، فضای مجازی یله و رها که برخی افراد برنامه سازی کنند و هزینههای فرهنگی سنگین و لطمات و صدمات سنگین وارد میکنند خب سوال از کمیسون فرهنگی مجلس، شما دقیقا به چه کاری مشغول هستید؟ شورای عالی انقلاب فرهنگی؟
دولت محترم و معاونتهای مربوطه که متاسفانه عوض تقویت عرصههای فرهنگی ما به گونهای دیگر عمل میکنند! مسئله عفاف بسیار مهم و ضروری است، وقتی از افتخارات خودشان توقف دادن به قانون حجاب یاد میکنند، دیگر چه انتظاری میشه داشت؟!
که همه اینها در این گناه برهنگی و فشاد شریک هستند و البته در پیشگاه خدای متعال باید پاسخگو باشند، غرب چه کرامت و شخصیتی برای زن قائل شده است که حالا ما ریشههای آن تفکر منحط را داریم به بهانههای مختلف و شگردهایی در کشور رواج میدهیم؟
غرب چه زمینه پیشرفتی برای زن ایجاد کرده که حالا براساس آن تفکر پیشرفت را بی بندوباری و رهایی میبینید؟!
چهرههای احیانا باحجاب مسئول که زمینه تفکرات غربی و رشد آنها در جامعه را تقویت میکنند به عنوان مسئول در این کشور اسلامی و شهید داده برای تقویت ارزشهای اسلامی، باید خظر نفوذ فرهنگی را جدی دانست و برنامه مدون و اجرایی منطقی را پیشبرد در همه بخشها و از سیاسی کاری این موضوعات هم برخی آقایان باید دست بردارند، شگردشان این است هرجا تیغ شان برید، سریع جریان را سیاسی و ایجاد و دوقطبی کاذب و برنامه خودشان را پیش میبرند.
مجلس و قوه قضائیه و دولت و دستگاهها باید در قبال این کودتای فرهنگی اولا فهم درست و ثانیا اقدام درست و متناسبی را به سرانجام برسانند.
این کودتاچیان فرهنگی از خلاهای قانونی و ترک فعل مسئولان و بعضا میدان باز کردن برخی مسئولان از روی غفلت یا عمد دارند کار خودشان را پیش میبرند که باید هوشیار و بصیر بود.
یک نکته درباره مهر و بازگشایی مدارس، آموزش و پرورش به عنوان دستگاه متولی باید حرمت مجموعه ارزشمند خودش را نگه دارد آن هم با تقویت ارزشهای اسلامی است به صورت صحیح و خارج از روال صرف بخشنامه و این کارها، عناصر آینده ساز کشور در اختیار شما است لذا با برنامه دقیق و کامل باید به سراغ مدارس رفت و البته که دولت و مجموعه حاکمیت باید نگاهش را به آموزش و پرورش از یک دستگاه هزینهای به سرمایهای تبدیل کند و قاعده و قوانین را بر این اساس تنظیم کند.
الحمد لله امسال ۳ مدرسه خیرساز به مدارس ماهدشت اضافه میشود که زمینه تک شیفت شدن برخی مدارس دیگر فراهم میشود که جا دارد از مدیرکل نوسازی مدارس و مدیرکل آموزش و پرورش و مدیریت ناحیه ۳ قدردانی کنم، ان شاءالله با طراحی صورت گرفته زمینه رشد و پرورش دانش آموزان عزیز بیشتر از گذشته فراهم شد.