حدود دو سال پیش، در میان فعالیتهای علمی و فناورانه بسیج، دغدغهای شکل گرفت که نقطه آغاز حرکتی متفاوت در استان فارس شد؛ دغدغهای که به دنبال ایجاد فرصت برای دانشجویان، پژوهشگران و فعالان حوزه علوم انسانی و هنر بود. در شرایطی که بخش قابلتوجهی از حمایتها و زیرساختهای علمی به رشتههای مهندسی و فناوری اختصاص داشت، ظرفیتهای علوم انسانی، هنر و حوزههای فرهنگی و اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته بود.
جمعی از فعالان علمی استان فارس با مشاهده این خلأ تصمیم گرفتند مسیری تازه برای ورود علوم انسانی و هنر به عرصه حل مسائل کشور ایجاد کنند؛ مسیری که هدف آن فراتر از فعالیتهای پژوهشی و دانشگاهی بود و به دنبال پیوند دانش، فناوری، فرهنگ و اقتصاد با نیازهای واقعی جامعه حرکت میکرد.
در نخستین گام، این ایده با مجموعههای مختلف مطرح شد، اما به دلیل تمرکز بسیاری از آنها بر فعالیتهای مهندسی، استقبال چندانی از آن صورت نگرفت. با این حال، طرح در سازمان بسیج علمی استان فارس مورد توجه قرار گرفت و حمایت دکتر میکائیلی، از مسئولان وقت این مجموعه، زمینه بررسی جدیتر آن را فراهم کرد.
در ادامه، با طرح موضوع در سطح ملی و در دوران مسئولیت دکتر رضوینژاد در بسیج علمی کشور، زمینه بازدید، بررسی و پیگیری این ایده فراهم شد تا حرکت تازهای در حوزه علوم انسانی و صنایع خلاق آغاز شود.
طراحی الگویی برای پیوند علم، فرهنگ و تمدنسازی
ایده اصلی این مجموعه بر پایه نگاهی جامع به فرآیند تمدنسازی شکل گرفت. فعالان طرح تلاش کردند فعالیتهای علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را در قالب پنج حوزه اصلی دستهبندی کنند و ظرفیت رشتههای دانشگاهی و اقشار مختلف بسیج را در این ساختار جای دهند.
هدف از این تقسیمبندی، جلوگیری از فعالیتهای پراکنده و ایجاد هماهنگی میان مجموعههایی بود که هرکدام بهصورت مستقل در بخشی از مسائل کشور فعالیت میکردند.
در این الگو، تولید علم و پژوهشهای دانشگاهی تنها نقطه آغاز مسیر محسوب میشد و قرار بود نتایج تحقیقات به تولید فناوری، شکلگیری کسبوکار، حل مسائل اجتماعی و در نهایت ارتقای سبک زندگی منجر شود.
با وجود گستردگی طرح، اجرای همزمان تمام بخشهای آن امکانپذیر نبود. به همین دلیل، با توصیه سردار ابوعلی، فرمانده وقت سپاه استان فارس، تصمیم گرفته شد فعالیتها از چند حوزه مشخص و متناسب با ظرفیتهای موجود آغاز شود.
رسانه، فناوریهای مالی و برخی فعالیتهای فرهنگی از نخستین زمینههایی بودند که برای ورود عملیاتی انتخاب شدند.
از فلسفه علم تا حل مسائل شهری
یکی از نخستین محورهای فعالیت این مجموعه، حوزه علوم بنیادی و فلسفه علم بود؛ حوزهای که میتوانست نقش جهتدهنده به سایر فعالیتهای علمی و فناورانه داشته باشد.
در همین راستا، همکاریهایی با مجموعههای فعال در حوزه فلسفه علم و فرهنگستان علوم اسلامی قم آغاز شد. نتیجه این ارتباطات، شکلگیری چند گروه پژوهشی بود که در زمینههای مختلف فعالیت خود را آغاز کردند.
اگرچه مشکلات مالی و محدودیت حمایتها باعث شد برخی از این گروهها نتوانند به فعالیت ادامه دهند، اما یکی از تیمها در حوزه بررسی مباحث قرآنی مرتبط با فیزیک به کار خود ادامه داد.
در بخش دیگری از فعالیتها، موضوع حکمرانی شهری مورد توجه قرار گرفت. ارتباط با مرکز تحقیقات شورای شهر شیراز و بررسی امکان تعریف پروژههای مشترک با دانشگاهها از جمله اقداماتی بود که با هدف مشارکت دانشجویان در شناسایی و حل مسائل شهری دنبال شد.
قرار بود مسائل واقعی شهر به پروژههای علمی و پژوهشی تبدیل شود و دانشجویان بتوانند دانش تخصصی خود را در خدمت مدیریت شهری قرار دهند؛ هرچند محدودیت منابع مالی مانع از تحقق کامل این برنامهها شد.
ورود هنر و رسانه به عرصه حل مسائل اجتماعی
در کنار فعالیتهای پژوهشی، مجموعه تلاش کرد ظرفیت هنر و رسانه را نیز برای پاسخگویی به مسائل فرهنگی و اجتماعی به کار گیرد.
از جمله زمینههای مورد توجه، استفاده از تئاتر درمانی، پیوند هنرهای نمایشی و تجسمی با علوم شناختی و بهرهگیری از ظرفیت رسانه برای تأثیرگذاری اجتماعی بود.
نگاه اصلی این بود که هنر نباید صرفاً به تولید آثار فرهنگی محدود بماند، بلکه میتواند ابزاری برای شناخت مسائل جامعه، آموزش، تربیت و حتی کمک به حل برخی مشکلات رفتاری و اجتماعی باشد.
با وجود شکلگیری فعالیتهای اولیه، کمبود منابع مالی و نبود حمایتهای پایدار همچنان یکی از مهمترین موانع توسعه این بخش به شمار میرفت.
در حوزه فناوریهای مالی یا فینتک نیز برنامههایی مطرح شد، اما به دلیل نبود نیروی متخصص و تیم اجرایی مناسب، فعالیتها به مرحله جدی و گسترده نرسید.
صنایع خلاق؛ نقطه عطف فعالیتهای مجموعه
با گذشت زمان و تغییر رویکرد حمایتهای علمی به سمت فناوری و نوآوری، فعالیتهای مجموعه وارد مرحله تازهای شد. در این مرحله، صنایع خلاق بهعنوان یکی از محورهای اصلی مورد توجه قرار گرفت؛ حوزهای که میتوانست ظرفیتهای علوم انسانی، هنر و فرهنگ را به تولید محصول و ایجاد اشتغال پیوند دهد.
بر همین اساس، گروههایی در زمینه بازیسازی، تولید محصولات تربیتی، طراحی لباس، صنایعدستی خلاق و سبک زندگی شناسایی شدند و همکاری با آنها آغاز شد.
تفاوت این مرحله با فعالیتهای پیشین در آن بود که برخی حمایتهای رشد و توسعه برای تیمها فراهم شد و امکان حرکت از ایده به سمت تولید محصول شکل گرفت.
یکی از دستاوردهای این مسیر، حمایت از گروههایی بود که تلاش داشتند محصولات فرهنگی و هنری خود را به کسبوکار تبدیل کنند.
برخی از تیمها در زمینه تولید بازیهای قرآنی فعالیت داشتند، گروههایی به طراحی محصولات خلاقانه و صنایعدستی پرداختند و تعدادی نیز در حوزه مد و پوشاک وارد عرصه تولید شدند.
در یکی از نمونههای موفق، تیمی فعال در حوزه طراحی لباس توانست با استفاده از حمایت بلاعوض دریافتی، بخشی از تجهیزات مورد نیاز خود را تهیه کند و فعالیت تولیدیاش را آغاز کند. این گروه با راهاندازی کانال عرضه محصولات، نخستین گامها را برای ورود به بازار برداشت.
رویداد «سدرا»؛ فرصتی برای شناسایی استعدادهای خلاق
یکی از مهمترین برنامههای این مجموعه، برگزاری رویداد «سدرا» بود؛ رویدادی که بهعنوان برند ملی صنایع خلاق بسیج علمی، با هدف شناسایی و حمایت از ایدهها و استعدادهای نوآورانه طراحی شده بود.
این رویداد در پارک علم و فناوری استان فارس برگزار شد و فرصتی فراهم کرد تا فعالان حوزه صنایع خلاق، ایدهها و محصولات خود را ارائه کنند.
گروههای مختلفی از حوزه بازیسازی و محصولات تربیتی گرفته تا مد، پوشاک و صنایعدستی در این رویداد حضور یافتند و تعدادی از آنها بهعنوان تیمهای برگزیده معرفی شدند.
برای برخی از این گروهها حمایتهای مالی و تسهیلاتی در نظر گرفته شد و تعدادی نیز از فرصتهای رشد و توسعه بهرهمند شدند.
با این حال، محدودیت منابع و مشکلات مربوط به تأمین و پرداخت حمایتهای پیشبینیشده، از چالشهایی بود که ادامه مسیر برخی تیمها را تحت تأثیر قرار داد.
با وجود این مشکلات، رویداد سدرا توانست ظرفیتهای پراکندهای را که پیش از آن ارتباط منسجمی با یکدیگر نداشتند، شناسایی کند و زمینه همکاری میان فعالان صنایع خلاق را گسترش دهد.
از حمایت از ایدهها تا ایجاد فرصتهای شغلی
هدف نهایی مجموعه تنها برگزاری رویداد یا معرفی ایدههای برتر نبود، بلکه تلاش میشد تیمهای خلاق پس از طی مراحل رشد، به مجموعههای تولیدی و اقتصادی پایدار تبدیل شوند.
در همین راستا، رایزنیهایی با مجموعههای فعال در حوزه اشتغال، نهادهای حمایتی و بسیج سازندگی انجام شد تا زمینه توسعه کسبوکارهای نوپا و ورود محصولات آنها به بازار فراهم شود.
در این نگاه، حمایت اولیه از یک تیم خلاق تنها آغاز مسیر بود و موفقیت واقعی زمانی تحقق پیدا میکرد که ایدهها به تولید مستمر، ایجاد درآمد و اشتغالزایی منجر شوند.
البته فرآیند رشد و تثبیت کسبوکارها نیازمند زمان، آموزش، سرمایه و پشتیبانی مستمر بود و محدودیت امکانات اجازه نداد تمام اهداف پیشبینیشده در مدت کوتاهی محقق شود.
شکلگیری شبکهای از فعالان علمی و نوآور استان فارس
اگرچه برخی طرحها به دلیل مشکلات مالی و اجرایی به نتیجه کامل نرسیدند، اما یکی از مهمترین دستاوردهای این حرکت، شکلگیری شبکهای از فعالان علمی، دانشگاهی و صنایع خلاق در استان فارس بود.
مجموعههایی که پیش از آن بهصورت مستقل و پراکنده فعالیت میکردند، بهتدریج در قالب شبکهای مشترک با یکدیگر ارتباط گرفتند.
از جمله این مجموعهها میتوان به سرای نوآوری دانشگاه آزاد اسلامی، مرکز نوآوری علوم انسانی دانشگاه شیراز و چندین مجموعه علمی و فناورانه دیگر اشاره کرد.
این ارتباطات باعث شد ظرفیتهای دانشگاهی، پژوهشی و اجرایی استان در کنار یکدیگر قرار گیرند و امکان معرفی فرصتهای جدید به تیمهای فعال فراهم شود.
به گفته مسئول پیشین این مجموعه، ارتباط میان اعضای شبکه حتی پس از واگذاری مسئولیت نیز ادامه یافته و طرحها و فرصتهای جدیدی که در سطح ملی مطرح میشود، همچنان از طریق این شبکه به فعالان استان منتقل میشود.
به این ترتیب، دستاورد فعالیتها تنها به چند پروژه یا رویداد محدود نماند، بلکه بستری برای همکاری و همافزایی میان مجموعههای مختلف شکل گرفت.
ضرورت تخصصگرایی و استفاده از مزیتهای استانی
تجربه فعالیت در حوزه علوم انسانی و صنایع خلاق، ضرورت حرکت به سمت تخصصگرایی و استفاده از ظرفیتهای بومی استانها را بیش از گذشته آشکار کرد.
یکی از مهمترین پیشنهادهای مطرحشده در این زمینه، ایجاد قطبهای تخصصی در استانهای مختلف کشور است؛ بهگونهای که هر استان بر اساس ظرفیتهای علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود، مسئولیت مشخصی در حل مسائل کشور بر عهده بگیرد.
در این رویکرد، شناسایی نظام مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هر منطقه باید مبنای طراحی برنامهها قرار گیرد و فعالیتهای علمی به جای حرکتهای مقطعی، بر نیازهای واقعی جامعه متمرکز شود.
از دیگر ظرفیتهای مورد توجه، مفهوم «تولید بدون کارخانه» است؛ الگویی که میتواند با استفاده از توان نیروهای مردمی، ظرفیتهای تولیدی پراکنده و شبکهسازی میان فعالان اقتصادی، زمینه ایجاد کسبوکارهای جدید را فراهم کند.
همچنین استفاده از مشارکت داوطلبانه مردم در پروژههای پژوهشی، جمعآوری دادههای عمومی و شناخت مسائل محلی، از دیگر زمینههایی است که میتواند به تقویت تصمیمگیری و حل مسائل اجتماعی کمک کند.
در حوزه فرهنگ نیز بر ضرورت توجه همزمان به هویت ایرانی و اسلامی تأکید شده است؛ رویکردی که میتواند زمینه تولید محصولات فرهنگی متناسب با نیازها و ویژگیهای جامعه ایرانی را فراهم کند.
تجربهای برای آینده؛ از فعالیتهای پراکنده تا حرکت مسئلهمحور
آنچه در استان فارس آغاز شد، تلاشی برای تغییر نگاه به فعالیتهای علمی و فرهنگی بود؛ نگاهی که علوم انسانی و هنر را نه حوزههایی جدا از فناوری و اقتصاد، بلکه بخشی از فرآیند پیشرفت و حل مسائل کشور میدانست.
این مسیر با وجود محدودیتهای مالی، کمبود زیرساخت و دشواری تأمین حمایتهای مستمر، توانست گروههایی از فعالان علمی و خلاق را گرد هم آورد، زمینه تولید برخی محصولات را فراهم کند و شبکهای از مجموعههای دانشگاهی و نوآورانه به وجود آورد.
تجربه این مجموعه نشان داد که با شناسایی ظرفیتهای بومی، حمایت هدفمند از استعدادها و ایجاد ارتباط میان دانشگاه، صنعت، فرهنگ و نهادهای مردمی، میتوان مسیر تازهای برای تبدیل ایدههای علوم انسانی و هنری به فعالیتهای اثرگذار اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرد.
مسیری که برای تداوم و گسترش آن، بیش از هر چیز به برنامهریزی بلندمدت، حمایت پایدار و توجه جدی به نظام مسائل واقعی جامعه نیاز است.