جهانداری گفت: با توجه به پیش بینی های صورت گرفته و آمار های اخذ شده از متقاضیان بعد از ماه مبارک رمضان بیش از 5 هزار نفر از سراسر استان هر مزگان به استان خراسان رضوی جهت زیارت امام رضا (ع)اعزام خواهند شد.
سلطانی گفت: در یکی از عملیات ها با شهید دستواره و چند نفر دیگر، در محاصره ضدانقلابی ها بودیم و در این شرایط سخت هم شهید دستواره دست از مزاح برنمی داشت و به ما روحیه می داد.
حیات الغیب با بیان اینکه حضور گسترده آحاد مختلف مردم در روز جمعه 29 اردیبهشت عزت و اقتدار نظام را افزون تر خواهد کرد، گفت: انتخابات ظرفیت مناسبی برای تقویت اقتدارنظام است.
سبحانی گفت: می توان با سازکارهای مناسب و پیش بینی شده اردوهای راهیان نور دریایی در استان بوشهر را از مقطع زمانی اسفند و فروردین به زمان بیشتری افزایش داد.
هر شهید که از میان اعضای خانواده اش رفته،به منزله فراموش کردن خانواده اش نیست و طبق آیه قرآنی که به زنده بودن شهدا تاکید می کند، یقین دارم که شهید جان بزرگی هم زنده است و تا ابد باخانواده اش زندگی خواهد کرد.
فرزند شهید: همیشه آرزو می کردم لباس های نظامی پدرم را روزی به تن کنم. او که متوجه خواسته ام شده بود، گفت: «درس هایت را خوب بخوان و نمره عالی بگیر، تا تو را به جبهه ببرم.»
موضوع اصلی کتاب خاطرات دیده بان های دفاع مقدس است و حمید حسام نویسنده کتاب خود از جانبازان و دیده بان های قهرمان جنگ و از شاگردان و اموزش دیده های شهید محمد منوچهری معروف به ممد گره(گرا) در ارتفاعات قصر شیرین و جبهه میانی محسوب می شود.
دکتر زهره استوار گفت:استرس روی نقاط ضعیف جانبازان عمل می کند؛ مثلا جانباز شیمیایی که مشکلی برایش پیش می آید، اگر ریوی باشد، وقتی استرس دارد، دچار تنگی نفس می شود.
کد خبر: ۸۸۵۸۹۷۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۲۳
ویژه نامه شهید حسین بصیر/ گفتگو با خواهر سردار شهید بصیر:
آقاشیری گفت: وقتی از بیمارستان اتریش به شیراز برگشتم،اهالی محله و خانواده ام به استقبالم آمده بودند و پدرم نذر کرده بود که موقع برگشتنم،برایم گوسفند قربانی کند.
کد خبر: ۸۸۵۸۰۹۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۲۰
توسط سازمان اردویی راهیان نور آذربایجان غربی صورت می گیرد
مادر شهید عباس اغلی گفت: اوایل که خبر شهادت فرزندم را به من دادند، مدام گریه می کردم و واقعا غم فراغش برایم سخت بود تا اینکه یک شب به خوابم آمد و حرفی زد که باعث شد از آن روز به بعد، به آرامش برسم.
مهری گفت: سال 67 و زمان بمباران شیمیایی، به دلیل اینکه مدارک مهمی از تیپمان دستم بود، نتوانستم ماسکم را به صورتم ببندم، چون اگر آنها را از دست می دادم، اطلاعات مهمی به دست منافقین می افتاد.