سواد رسانهای چیست؟ بخش اول
چرا باید در فضای رسانهای "باسواد" شویم؟!/ لزوم بومی شدن سواد رسانه ای در دنیای امروز
سواد رسانهای به فرایندی گفته میشود که از دریافت پیام تا پذیرش و ذخیره سازی در ذهن را در بر میگیرد. هر دریافتی از جهان پیرامون ما به باورها و دانشی که داریم، وابسته است. گاهی اوقات یک کالا یا یک خبر را میبینیم اما ذهن ما واکنشی نسبت به آن نشان نمیدهد زیرا در تقسیم بندی ذهنی و باورهای درونی ما جای نمیگیرد اما همین مسئله اگر تکرار شود و دائم در تیررس ذهنی و رفتاری ما قرار بگیرد، ناخودآگاه تاثیراتی بر ذهن خواهد گذاشت.
عصر جدید ارتباط، هر روز افراد را در معرض اخبار و اطلاعات جدید میگذارد که سوای از صحت و سقم آن، ذهن افراد را درگیر کرده و تغییرات محسوس و نامحسوسی در زندگی وی بر جای خواهد گذاشت. «مكلوهان» معتقد است كه رسـانههـا بـا دادههـا بـه ماسـاژ مخاطبـان ميپردازند و پيامهاي رسانهاي بيآنكه آستانه حسي مخاطبان را تحريـك كنند، وارد ذهن آنهـا مـيشـوند. مـكلوهـان[1] ايـن رونـد را بـهگونـهاي صريحتر چنين بيان ميكند: «پيامهاي رسانهها، شبيه گوشت آبداري است كه دزدها براي پرت كردن حواس سگهاي نگهبان به كار مـيگيرنـد»؛ او مخاطبــان را امتــداد تكنولــوژي ارتبــاطي و حتــي عناصــري در درون تكنولوژي توصيف ميكند. (شکرخواه، 1391: 181)
فیالواقع با پیشرفت روزافزون فناوریهای نوین ارتباطی و پیدایش اینترنت، رشد و تکامل سایتها و خبرگزاریهای خبررسانی، به وجود آمدن شبکههای اجتماعی، تحولی شگرف در شیوه جستجو، کسب خبر، مطالعه و نحوه آگاهی مردم از رویدادها و اطلاعات مختلف از سراسر جهان به وجودآمده است.
فضای مجازی پدیده «جهانی سازی» فرهنگ و ارتباطات را به مثابه مهمترین ویژگی عصر حاضر با خود همراه آورده و مرزهای رسانههای مکتوب، دیداری و شنیداری دیگر را نیز بهم پیوند داده است. امکان دسترسی به اطلاعات به راحتی میسر است و باز بودن درهای اطلاعاتی، در کنار سودمندی، خطراتی نیز به همراه دارد که باید ساماندهی و تعدیل شود.
فیلترینگ و کنترل به هر اندازهای هم که باشد، باز اطلاعات نامناسب و خطرزا به مخاطب عام خواهد رسید و تنها راه مبارزه برای گزینش و استفاده صحیح از اطلاعات رها شده در فضای مجازی، کنترل درونی و انتخاب آگاهانه است؛ به طور کلی استفاده مفید و هدفمند از رسانههای نوین ارتباطی، سواد رسانهای نامیده میشود.
سواد رسانهای چیست؟
سواد رسانهای به فرایندی گفته میشود که از دریافت پیام تا پذیرش و ذخیره سازی در ذهن را در بر میگیرد. هر دریافتی از جهان پیرامون ما به باورها و دانشی که داریم، وابسته است. گاهی اوقات یک کالا یا یک خبر را میبینیم اما ذهن ما واکنشی نسبت به آن نشان نمیدهد زیرا در تقسیم بندی ذهنی و باورهای درونی ما جای نمیگیرد اما همین مسئله اگر تکرار شود و دائم در تیررس ذهنی و رفتاری ما قرار بگیرد، ناخودآگاه تاثیراتی بر ذهن خواهد گذاشت.
در اینجا ما به فیلترهای ذهنی نیاز داریم تا هر اطلاعاتی را باور نکرده و در جهت اطمینان از صحت آن، منبع نشر دهنده و فهم اهداف آن بکوشیم. منابع مختلف در فضای مجازی وجود دارد که به تولید محتوای جذاب و هیجان انگیز میپردازند. قطعا تمام این محتواها بصورت رایگان و صرفا در جهت آگاهی بخشی تولید نشده است.
به عبارت دیگر، بخش بزرگی از محتوای موجود در اینترنت در جهت شکلدهی و تربیت نیروی تحت امر نظام سرمایهداری در جهان حقیقی تولید شدهاند. سربازان مخفی که هر چه نظام سرمایهداری از کانالهای مختلف مد، علم، سیاست، فرهنگ و مذهب گفته را باور کرده و سرلوحه زندگی خویش قرار میدهد.
در تمام رسانههای قدرتهای بزرگ از قدرت رسانهای خود برای جذب مخاطب و جهتدهی به جریانات فکری مخالف استفاده میشود تا مخالفان را در جهت نیات و نگرشهای خود تجمیع کنند. کنترل و ترغیب افکار عمومی مخاطبان با اتخاذ روشها و دیدگاههای مورد نظر توسط رسانهها سابقه طولانی دارد.
تولیدکنندگان محتوا با برجسته کردن برخی موضوعات در فضای مجازی، به موضعگیریهای مخاطبان در فضای حقیقی و مجازی جهت میدهند.
عصر ارتباطات، نیازمند مدیریت اطلاعات و بازخورد آن است. در دریای گسترده سایبر، هر اطلاعات و دادهای را میتوان یافت اما آنچه برخی را برجسته و برخی را بیاهمیت جلوه میدهد، نحوه انتشار و هدف تولیدکنندگان آن است؛ به همین دلیل آموزشِ نحوه تعامل، پذیرش و استفاده از پیامها و محتواهای ارائه شده یک امر ضروری در فضای رسانهای و مجازی محسوب میشود.
منابع
بصيريان، حسين و بصيريان، رضا. (1385). درآمدي به سواد رسانه اي و تفكر انتقادي. فصلنامه رسانه، سال چهارم، شماره 17.
شكرخواه، يونس.(1385).سواد رسانه اي يك مقاله عقيده اي. فصلنامه رسانه، سال چهارم، شماره 17.
شکرخواه، يونس (1391)، خبر، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش هاي رسانهها.
براون، جيمز.(2004).رويكردهاي سواد رسانه اي. (ترجمه پيروز ايزدي،1385). فصلنامه رسانه، 51-70، سال چهارم، شماره 17.
سايت گرداب؛ گروه فرهنگ و جامعه