سواد رسانهای چیست؟ بخش دوم
چرا باید در فضای رسانهای "باسواد" شویم؟!/ لزوم بومی شدن سواد رسانه ای در دنیای امروز
ضرورت آموزش سواد رسانهای
تولیدکنندگان محتوا با برجسته کردن برخی موضوعات در فضای مجازی، به موضعگیریهای مخاطبان در فضای حقیقی و مجازی جهت میدهند. اما در مقابل برخی مخاطب را منفعل ندانسته و واکنش مخاطب را در برابر محتوایی که به وی میرسد، فعال تلقی میکنند. این دیدگاه در نهایت منجر به آموزش سواد رسانهای و واکنش معقولانه در برابر رسانههای جدید شد.
بنابراین اگر سواد رسانهای را به معنای استفاده درست از تکنولوژی و فناوریهای جدید بدانیم، بیشک آموزش و لزوم برنامهریزی در این حوزه ضرورت دو چندان مییابد. در گذشته نه چندان دور، تنوع اطلاعات و سهولت دسترسی به این اندازه نبود و سیستم آموزش به صورت کنترل شدهتر و با شتاب بسیار کمتر در حال حرکت بود.
در حالی که امروز، حجم اطلاعات و منابع آن به صورت روزافزون و با شتاب بسیار بالا بین افراد در حال گردش است و فناوریهای نوین و البته فرد محور، فرصت نظارت و کنترل از نظام آموزشی و تربیتی کلان را نیز گرفته است.
سواد رسانهای بر تفکر انتقادی تاکید دارد و به فرد آموزش میدهد که با شناخت ابزارهای پیام رسان، هویت و سیاستهای آن، پیامهای منتقل شده را با دقت مورد حلاجی قرار دهند و در صورت مفید و کاربردی بودن، مورد استفاده و یا پذیرش قرار دهند. پذیرش بی چون و چرا به صرف نشر گسترده مطلب یا از سوی فردی مقبول در فضای مجازی، به منزله درست و مفید بودن آن نیست و فرد باید مهارت تفکر انتقادی و حل معما در فضای رسانهای را بیاموزد و به کار بندد.
راهکار سواد رسانهای
سواد رسانهای از طرق مختلف قابلیت گسترش و به روز رسانی دارد. همگام با تغییر ابزارهای رسانهای و کارکرد آنان، سواد رسانهای نیز باید تغییر کند و به پیش رود. اما سواد رسانهای جدای از ماهیت انتقادی خود درباره رسانه، در هر بافت اجتماعی و جامعه به گونهای خاص و منحصر به فرد تعریف و پیاده میشود؛ همانطور که تمام جوامع یکسان نیستند و نمیتوان الگوی رفتاری یکسان برای همه پیچید.
سواد رسانهای بر اساس نوع نگرش و باورهای بنیادین هر کشور ساماندهی شود تا کاربردی بوده و در راستای توسعه تکنولوژی و اخلاق رسانهای قرار گیرد. سواد رسانهای بر خلاف روشهای سلبی کنترل(فیلترینگ)، روشی نرم و ایجابی بوده و فرد با فهم مزایا و معایب پیام یا محتوای منتقل شده، نسبت به برخورد و استفاده از ان واکنش نشان میدهد. به طور مثال، در عرف و فرهنگ جاری کشور ایران، مسائل جنسی هرگز در فضای عمومی بیان نمیشود و آموزش بر اساس گروههای سنی و در نهادهای ذیربط صورت میگیرد. در مقابل آموزش مسائل جنسی در فضای مجازی و با انتقال سریع و آسان روی تلفنهای همراه، به صورت نادرست در حال انجام است. اغراق در بیان و برجسته سازی اهمیت این مسائل در زندگی فردی، پیامدهای منفی و گاه غیرقابل جبرانی را بر زندگی فرد خواهند گذاشت که ممکن است دامنه آن بسیار گستردهتر از فرد بوده و خانواده و اقوام را نیز درگیر سازد.
برای برنامهریزی در حوزه آموزش سواد
رسانه ضرورت دارد بر اساس حد مرزها و اولویتهای اخلاقی، شرعی، سیاسی، فرهنگی و
عرفی تصمیم گیری شود تا کمترین آسیب به پیکرده جامعه وارد شود.
منابع
بصيريان، حسين و بصيريان، رضا. (1385). درآمدي به سواد رسانه اي و تفكر انتقادي. فصلنامه رسانه، سال چهارم، شماره 17.
شكرخواه، يونس.(1385).سواد رسانه اي يك مقاله عقيده اي. فصلنامه رسانه، سال چهارم، شماره 17.
شکرخواه، يونس (1391)، خبر، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش هاي رسانهها.
براون، جيمز.(2004).رويكردهاي سواد رسانه اي. (ترجمه پيروز ايزدي،1385). فصلنامه رسانه، 51-70، سال چهارم، شماره 17.
سايت گرداب؛ گروه فرهنگ و جامعه