سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
r_marquee
امام خمینی(ره):من در میان شما باشم یا نباشیم نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد/پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند. از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد . . . و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار و همه کوشا باشند که قوانین، خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نائل آیید       
l_marquee
bolet_tele
bolet_tele
کد خبر: ۹۲۸۲۱۳۴
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۹- ۱۴: ۰۲
کتاب عباس دست طلا در حلقات صالحین بسیجیان پایگاه آمنه(س) لاسجرد به خواهران بسیجی معرفی شد.
به گزارش خبرگزاری بسیج در شهرستان سرخه؛ در طول هفته دفاع مقدس سرگروه‌های حلقات صالحین اقدام به معرفی یک کتاب در حوزه دفاع مقدس کردند. کتاب «عباس دست طلا» به نویسندگی محبوبه معراجی پور یکی از کتاب‌های جذابی است که به خواهران بسیجی در پایگاه آمنه (س) لاسجرد معرفی شد.
عباس دست طلا: داستانی از زندگی حاج عباسعلی باقری

این کتاب نگاهی به عملکرد بسیجیان فنی و تعمیر کار واحد پشتیبانی و تدارکات سپاه پاسداران در دوران هشت سال دفاع مقدس دارد.
خاطره نگار اثر، ماجرا‌ها را از زمانی که کمتر از دو ماه از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران گذشته، آغاز می‌کند. عباس علی باقری با مروری کوتاه بر زندگی اش و دودلی‌های خود برای حضور در جبهه ها، از زمانی می‌گوید که تصمیم می‌گیرد برای دو هفته به جبهه برود و ببیند در آن جا چه کاری از دستش برمی آید.
اولین اعزام باقری هجدهم آبان ماه سال ۱۳۵۹ است. به همراه چند نفر از دوستانش وارد پادگان ارتش در اسلام آباد می‌شوند. محلی که خودرو‌های خسارت دیده از انفجار‌ها توسط تعمیرکاران شرکت خودرو سازی ایران ناسیونال تعمیر می‌شوند و عباس علی باقری و دوستانش که قرار است توانایی خود را در کار ثابت کنند، جیپی را که چپ کرده تعمیر می‌کنند. توانایی و سرعت آن‌ها باعث شهرت شان می‌شود.
پس از گذشت یک ماه ونیم از بازگشت آن‌ها از جبهه ها، باقری تصمیم می‌گیرد تیمی فنی و حرفه‌ای را برای تعمیر خودرو‌ها به جبهه‌ها ببرد. یافتن این نیرو‌های ماهر و مجاب کردن آن‌ها بخش مهمی از کتاب «عباس دست طلا» است و به نوعی انگیزه مردم برای حضور در جبهه‌ها و چرایی شرکت نکردن برخی افراد در دفاع مقدس را بیان می‌کند.
باقری در نهایت تیمی ۲۱ نفره را تشکیل می‌دهد تا به ستاد جنگی زیر نظر شهید دکتر مصطفی چمران بپیوندد، اما به دلیل ماجرا‌هایی که در هنگام اعزام رخ می‌دهد، تنها ۹ نفر از تعمیرکاران باقی می‌مانند، افرادی حرفه‌ای که نزدیک به ۱۴ ساعت در روز کار می‌کنند و خودرو‌ها را به سرعت تعمیر و تحویل می‌دهند.
او برای دومین بار در بیستم دی ماه سال ۱۳۵۹ به همراه تیم خود به پادگان ابوذر در سر پل ذهاب می‌رود و علاوه بر تعمیر خودرو، کشویی تفنگ ۱۰۶ میلی متری ضد تانک را هم تعمیر می‌کنند. باقری در فاصله هر چند ماهی که به تهران می‌آید و بر می‌گردد، برای هر دوره از سفرش به جبهه‌های دفاع مقدس تیمی جدید و تازه نفس را می‌برد.
بخش دیگری از کتاب «عباس دست طلا» به ماجرای حضور خانواده باقری در اهواز و منطقه جنگی اختصاص دارد. فعالیت‌های وی تا پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ادامه پیدا می‌کند و مهارت او در تعمیر خودرو‌ها باعث می‌شود تا به او لقب عباس دست طلا را بدهند.
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
tr_sar
پر بیننده ها
tc_sar
tl_sar