
پیچیدگیهای اجتماعی، تکثر بحرانها و سرعت تحولات دنیای امروز، دولتها را در تأمین ظرفیتهای لازم حکمرانی با چالش مواجه کرده است و کشف الگوهایی که بتوانند توان حل مسئله را فراتر از ساختارهای رسمی افزایش دهند، ضرورتی انکارناپذیر است. در ایران، چنین الگویی سالهاست وجود دارد و اگرچه گاهی در تحلیلها نادیده گرفته میشود، اما در میدان عمل بارها کارآمدی خود را نشان داده است، بسیج بهعنوان یک تشکل با نیروهای داوطلب، یک مدل حکمرانی مردمپایه، انعطافپذیر و مسئلهمحور است.
در تحلیل حکمرانی، الگوهایی ارزشمند هستند که سه ویژگی کلیدی سرعت، هزینهپایین و اعتماد اجتماعی را همزمان دارا باشند. بسیج از معدود ساختارهایی است که هر سه را به شکلی طبیعی در خود تجمیع کرده است و همین ویژگی، آن را از یک نهاد اجتماعی فراتر برده و به یک زیرساخت حکمرانی تبدیل کرده است. زیرساختی که در بحرانها، خلأهای نهادی را پر میکند، در بزنگاهها ظرفیت دولت را افزایش میدهد و در مسیری که بسیاری از قالبهای رسمی با کندی حرکت میکنند، امکان اقدام سریع و میدانی را فراهم میسازد.
بسیج در عرصههای مختلفی از مدیریت بحرانهای طبیعی مانند سیل و زلزله تا جهاد سلامت، از محرومیتزدایی و سازندگی تا نقشآفرینی در امنیت محلی، از جهاد علمی و فناوری تا فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی این ظرفیت را آشکار کرده است. مؤلفه مشترک مجموعه این رفتارها از تبدیل شناخت میدانی به اقدام مؤثر نشئت میگیرد که تحت عنوان «حکمرانی عملمحور» شناخته میشود. رهیافتی که برخلاف ساختارهای بوروکراتیک، ماهیتش بر اجرا و نتیجه استوار است.
از سوی دیگر، بسیج نقش جدی در پیوند میان دولت و جامعه دارد. پیوندی که نقص آن یکی از ریشههای اصلی ناکارآمدی در بسیاری از نظامهای حکمرانی معاصر است. بسیج در نقطهای میایستد که میتواند تصمیمات کلان را به کنش اجتماعی تبدیل کند و نیازهای میدانی مردم را به فهم سیاستگذار برساند. این ویژگی، بسیج را به پل حکمرانی بدل کرده است که هم امکان مشارکت مردم را افزایش میدهد و هم اجرای سیاستها را تسهیل میکند.
در دورهای که جنگ شناختی، روایتهای تحریفشده و فرسایش اعتماد عمومی، جوامع را تهدید میکند، بسیج با تولید اعتماد از طریق عمل واقعی، پایه گذار اعتماد در حکمرانی با حضوری کارآمد و خدمت مستمر به مردم است. این همان نقطهای است که بسیج در آن میدرخشد. جایی که کنش اجتماعی بیمنت و خدمت بدون چشمداشت، سرمایه اجتماعی میآفریند.
با چنین ویژگیهایی، بسیج را میتوان همچنان مدل مطمئنی برای ساخت آینده حکمرانی در ایران دانست، مدلی که بر مشارکت مردمی، اقداممحوری، مسئولیتپذیری اجتماعی و توزیع هوشمندانه ظرفیتها استوار است. در جهانی که دولتهای بزرگ بهتنهایی قادر به حل مسائل پیچیده نیستند، بسیج نمونهای از حکمرانی شبکهای و جامعهپایه است که میتواند بارهای سنگین را از دوش ساختار رسمی بردارد و مسیر تحقق عدالت، پیشرفت و تابآوری را هموار سازد.
این حقیقت هر روز روشنتر میشود که کشوری با این سطح از ظرفیت مردمی و این میزان از سازمانیافتگی اجتماعی، برخوردار از مزیتی راهبردی است که بسیاری از کشورها حتی در شرایط بحران بهدنبال آن هستند. بسیج، صرفاً ساختاری نظامی و نه نهادی تشریفاتی نیست بلکه بستر حکمرانی مردمی جمهوری اسلامی است که توانسته مفهوم مسئولیت عمومی، مشارکت ملی و اقدام جمعی را از سطح شعار به سطح کارآمدی تبدیل کند.
بازشناسی بسیج از منظر حکمرانی، یک ضرورت تحلیلی است زیرا آینده حکمرانی کارآمد در ایران، ناگزیر بر شانه ساختارهایی استوار خواهد بود که توان فعالسازی ظرفیت جامعه را داشته باشند. بسیج دقیقاً همان ساختاری است که این توان را دارد، آنرا حفظ کرده و مستمراً گسترش میدهد.
انتهای پیام/
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان