به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، کارشناس فضای مجازی و مسائل رسانه، در یادداشتی با عنوان «بمباران بی صدا؛ چگونه اینستاگرام ادراک ایرانی ها را هدف گرفته است» آورده است که

در جهان امروز، جنگ دیگر صرفاً در میدان های نبرد کلاسیک و با تانک و موشک تعریف نمی شود؛ آنچه سرنوشت ملت ها را رقم می زند، بیش از هر زمان دیگری نبرد روایت ها، کنترل ادراک و مدیریت ذهنها است.
در این میان، شبکه های اجتماعی و به طور مشخص اینستاگرام از یک ابزار ارتباطی ساده، به زیرساختی تمام عیار در میدان جنگ شناختی تبدیل شده اند.
برای جامعه ای مانند ایران که در کانون تقابل های ژئوپلیتیکی قرار دارد، اینستاگرام نه یک پلتفرم بی طرف، بلکه بخشی از ماشین جنگی نرم علیه هویت، انسجام اجتماعی و امنیت روانی ملی است.
اینستاگرام برخلاف تصور رایج، صرفاً یک رسانه سرگرمی محور نیست، بلکه یک سیستم الگوریتمیک هدفمند است که بر اساس منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتی صاحبان خود عمل می کند.
الگوریتم این پلتفرم، تنها انتخاب گر محتوا نیست، بلکه مهندس احساس است؛ خشم را تقویت می کند، ناامیدی را برجسته می سازد، ترس را بازتولید و امید را به حاشیه می راند.
بمباران ذهنی اینستاگرامی، بی صدا و نامرئی انجام می شود و کاربر ایرانی روزانه با انبوهی از تصاویر و روایت هایی مواجه است که یک پیام مشترک را القا میکنند: همهچیز در ایران رو به فروپاشی است.
بزرگ نمایی نارضایتی ها، حذف یا تضعیف روایت های مثبت، تبدیل استثنا به قاعده و چارچوب بندی رویداد ها در قالب بنبست و ناکارآمدی، از مولفه های این عملیات روانی است.
یکی از کارکرد های خطرناک این پلتفرم، تولید «توهم اکثریت» است؛ اقلیتی سازمان یافته و پرصدا، با حمایت الگوریتم، خود را به عنوان صدای غالب جامعه معرفی می کند و در نتیجه، شکاف میان زیست واقعی مردم و زیست اینستاگرامی تعمیق می شود.
این شکاف، به فرسایش روانی و احساس تنهایی اجتماعی دامن می زند.
جنگ روایت ها در اینستاگرام، صرفاً سیاسی یا اقتصادی نیست؛ هویتی است.
تضعیف مولفههایی چون دین، خانواده، تاریخ، ملیت و مفهوم وطن، به صورت سیستماتیک دنبال می شود و در مقابل، الگوهای فردگرایانه، مصرف زده و گسسته از بستر فرهنگی، بهعنوان سبک زندگی ایده آل بازنمایی می شوند.
در ادبیات ژئوپلیتیک، ناامیدی یک ابزار راهبردی است و اینستاگرام در خدمت پروژه ناامیدسازی ساختاری عمل می کند؛ جایی که روایت غالب، نه «مشکل داریم اما راه هست»، بلکه «همهچیز تمام شده» است، حتی موفقیت ها یا سانسور می شوند یا با تمسخر خنثی سازی می گردند.
در چنین میدانی، انفعال نخبگان و فعالان رسانه ای، خود بخشی از مسئله است، بازنشر هیجانی، فقدان سواد رسانه ای و ترجیح دیده شدن بر مسئولیت اجتماعی، می تواند تولیدکنندگان محتوا را ناخواسته به پیاده نظام ماشین جنگ شناختی دشمن تبدیل کند.
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان