به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی از مشهدمقدس، زهرا فدایی، متولد سال ۱۳۳۹، از نسل جوانانی است که دوران نوجوانی خود را همزمان با سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی سپری کرده است. وی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری بسیج، با اشاره به فضای خانوادگی خود اظهار کرد: در زمان انقلاب ۱۸ سال داشتم و در خانوادهای مذهبی با وضعیت معیشتی متوسط بزرگ شدم؛ پدرم فرشفروش بود و فضای خانه کاملاً بر پایه باورهای دینی شکل گرفته بود.
تحصیل در سایه محدودیتهای پیش از انقلاب
وی با اشاره به شرایط مدارس پیش از انقلاب گفت: تحصیلاتم را تا پایان دوره ابتدایی ادامه دادم. فضای مدارس برای خانوادههای مذهبی چندان مطلوب نبود. با چادر به مدرسه میرفتم، اما مادرم تا نزدیکی مدرسه همراهیام میکرد و هنگام ورود، چادرم را به او میدادم و بعد از تعطیلی دوباره میگرفتم.
ادامه تحصیل پس از پیروزی انقلاب
این بانوی انقلابی افزود: بعد از پیروزی انقلاب، شرایط تغییر کرد. دوباره درس خواندم، دیپلم گرفتم و پس از ازدواج و داشتن دو فرزند، تحصیلات دانشگاهیام را در رشته علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور ادامه دادم.
مسجد؛ مرکز اطلاعرسانی و سازماندهی انقلاب
فدایی درباره نقش خود در سالهای انقلاب بیان کرد: ما نزدیک چهارراه شهدا و منزل آیتالله شیرازی زندگی میکردیم. محیط محله و خانوادهمان کاملاً مذهبی و فعال بود و بیشتر اطلاعرسانیها از طریق مسجد انجام میشد، چون نه رسانهای بود و نه فضای مجازی.
راهپیمایی از چهارراه تا حرم رضوی
وی ادامه داد: پدرم ارتباط نزدیکی با مسجد داشت و از طریق او و اطلاعیههای مسجد متوجه زمان و مکان راهپیماییها میشدیم. فعالیتهای ما بیشتر حول مسجد کرامت در چهارراه شهدا بود و راهپیماییها معمولاً از چهارراه بهجت شروع و به حرم امام رضا(ع) ختم میشد.
ظلم ساواک؛ جرقهای برای دغدغهمندی انقلابی
این بانوی شاهد انقلاب، مهمترین دلیل حضور خود در جریان انقلابی را تجربههای عینی دانست و گفت: در محله ما همسایهای داشتیم که پسر داییاش به دلیل فعالیت سیاسی زندانی شده بود. مادر او به خانه ما رفتوآمد داشت و از شرایط سخت فرزندش در زندان ساواک میگفت.
زندانی ۱۵ ساله به جرم داشتن عکس امام
فدایی افزود: آن مادر تعریف میکرد که پسرش در ۱۵ سالگی فقط به خاطر داشتن کتابی با عکس امام خمینی(ره) در مدرسه، توسط معلم به ساواک معرفی و زندانی شده بود. دیدن این ظلمها تأثیر عمیقی بر من گذاشت.
نان خشک؛ روایت دردناک زندانهای ساواک
وی در بیان خاطرهای دیگر گفت: پسر آن مادر در زندان بسیار بیمار شده بود و از مادرش خواسته بود فقط برایش نان خشک ببرد، اما نیروهای ساواک حتی اجازه ورود همان نان را هم نمیدادند و آن را پرت میکردند.
الهام از صبر مادران انقلابی
این بانوی انقلابی در پایان خاطرنشان کرد: دیدن صبر و رنج مادرانی که برای فرزندانشان تلاش میکردند، ما را نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی حساستر کرد. همین خاطرات تلخ، الهامبخش حضور ما در صحنههای انقلاب و ایستادگی در مسیر آن شد.
خبر/ صدیقی
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان
یادداشت|