
به گزارش خبرگزاری بسیج ایلام،۲۳ بهمن ۱۳۶۵، در میانه سالهایی که استان ایلام زیر آتش مکرر دشمن قرار داشت، مسابقهای دوستانه میان منتخب چوار و منتخب جوانان ایلام در جریان بود؛ زمین خاکی، سکوهای ساده، تماشاگرانی که با کمترین امکانات بیشترین شور را میآفریدند و بازیکنانی که فوتبال را نه حرفه که عشق میدانستند، صحنهای عادی و صمیمی از زیست مردمان یک شهر مرزی را شکل داده بودند، اما در دقیقه ۵۵ با غرش بمبافکنهای رژیم بعث صدام آسمان بر زمین فرود آمد و مستطیل سبز به مستطیل قرمز تبدیل شد.
در این حمله ناجوانمردانه ۱۵ نفر از بازیکنان، داور مسابقه و تماشاگران به شهادت رسیدند، نوجوانان و جوانانی که برخی هنوز به ۲۰ سالگی نرسیده بودند و کودکانی که تنها برای تماشای بازی آمده بودند، این رخداد چوار را به نشانه تاریخی تبدیل کرد، نشانهای از این که جنگ حتی از سادهترین جلوههای زندگی نیز عبور نمیکند.
اهمیت واقعه چوار تنها در شمار شهدا یا زمان وقوع آن خلاصه نمیشود، اهمیت آن در ماهیت نمادین هدف است، فوتبال در همه جهان زبان مشترک ملتها و عرصهای برای صلح و رقابت سالم شناخته میشود، وقتی زمین فوتبال بمباران میشود در حقیقت یکی از جهانیترین نمادهای همزیستی انسانی هدف قرار میگیرد و از این منظر، چوار روایتی جهانی از مظلومیت ورزش در میانه خشونت است.
با وجود این جایگاه نمادین، واقعه چوار در گستره ملی و بینالمللی کمتر بازتاب یافته است، در حالی که در حافظه تاریخی بسیاری از ملتها، رخدادهای مشابه به سرعت و با شتاب به اسناد جهانی و موضوع مطالعات حقوق بشری و ورزشی تبدیل شدهاند، چوار هنوز نیازمند بازخوانی و ثبت رسمی در تقویمهای ورزشی است.
این خلأ نه تنها یک کاستی رسانهای، بلکه نشانهای از ضعف در مستندسازی سرمایههای معنوی ورزش کشور به شمار میرود، اگرچه در سالهای اخیر کوششهایی مانند تولید مستند، برگزاری جشنوارههای هنری و انتشار آثار نوشتاری برای احیای این خاطره تلخ صورت گرفته است و گامهایی ارزشمند در مسیر روایتگری بودهاند، اما این اقدامهای هرچند ستودنی، هنوز به سطحی نرسیدهاند که چوار را به نماد ملی و بینالمللی تبدیل کنند.
برای تحقق این هدف، نیاز به رویکرد نظاممند، پژوهشمحور و رسانهمحور احساس میشود، رویکردی که بتواند این واقعه را در چارچوب حقوق ورزش، مطالعات صلح و تاریخ اجتماعی تحلیل، تبیین و عرضه کند، در واقع و عمل چوار یادآور این حقیقت است که فوتبال بخشی از هویت اجتماعی و فرهنگی یک ملت است و وقتی جوانی با پیراهن ورزشی بر زمین میافتد در واقع بخشی از آینده آن جامعه فرو میریزد، از این رو بازخوانی این حادثه کوششی برای پاسداشت معنای زندگی در برابر خشونت است.
چوار میتواند به نقطه عزیمت گفت و گویی گستردهتر درباره نسبت ورزش و خشونت تبدیل شود چرا که فوتبال در ذات خود حامل پیام زندگی است و وقتی در میانه جنگ نیز جریان مییابد، نشانهای از امید جمعی تلقی میشود و بمباران آن زمین، تلاش برای خاموش کردن همین امید و آرزو بود.
امروز، پس از گذشت دههها از آن دقیقه خونین، چوار میتواند به نقطهای برای گفتوگو درباره پیوند ورزش و صلح تبدیل شود، میتواند در سالنامه رسمی فوتبال کشور ثبت شود، میتواند موضوع همایشهای علمی و نشستهای بینالمللی قرار گیرد و میتواند به نمادی از ایستادگی جامعه ورزشی ایران تبدیل شود.
ماندگاری روایت چوار نشان میدهد که حافظه تاریخی ملتها از میان نمیرود و اکنون پس از گذشت دههها، مسئولیت اصلی بر دوش نهادهای فرهنگی و ورزشی است تا این روایت را از سطح خاطره محلی به مرتبه سند ملی و جهانی ارتقا دهند.
اگر چوار به درستی تحلیل و معرفی شود، میتواند افزون بر نماد مظلومیت به نماد پایداری فوتبال ایران در برابر جنگ و خشونت نیز شناخته شود، واقعه چوار نشان داد حتی در زیر سایه جنگ، مردم برای زندگی و لبخند و فوتبال گرد هم میآیند و همین گردهمایی بزرگترین نشانه امید است.
روایت چوار روایت مظلومیت و در عین حال روایت پایداری است که اگر درست و دقیق بازگو و منسجم، مستند و جهانی عرضه شود، میتواند فراتر از مرزها در حافظه فوتبال جهان جایگاهی درخور بیابد و پیام روشن خود را تکرار کند که فوتبال حتی در آتش، خاموش نمیشود.