قزوین_ تاریخ، گاهی چنان به ظرافت تکرار میشود که انسان درمیماند که آیا این تکرار است یا تداوم؟ در روزگاری که ایران از غروبی بزرگ در حال عبور است، ناگهان طلوع چهرهای رخ مینماید که گویی از همان آفتاب پیشین زاده شده است. با انتخاب «آقا سید مجتبی خامنهای» بهعنوان رهبر سوم انقلاب اسلامی، ایران شاهد استمرار روح و منش رهبری است که چهل سال بر قله مقاومت ایستاد.
آقا سیدمجتبی، بیش از هر کس، فرزند مکتب پدر است. از مولفه نسب که بگذریم، به سبب تربیت در مکتب ولایت، به تصویری زنده از تداوم رهبری بدل شده است. آنچه در امام شهید خامنهای دیده بودیم وقار، زهد، عمق فکری و همزمان جسارت سیاسی بود که امروز در چهره و منش «سید مجتبی» نیز میدرخشد. گویی تاریخ، تصمیم گرفته است روح انقلاب را در کالبدی تازه بازآفرینی کند؛ جوانتر، پرانرژیتر، اما از همان جوهره حکمت و وقار.
از دوران نوجوانی، سید مجتبی در مدار ولایت زیسته است. او شاهد همه پیچها و طوفانهای دوران رهبری پدر بوده است. درست مانند پدرش که پیش از انقلاب، مشهور نبود اما عمیق بود؛ آشنا با مبانی فکری، دلسوز برای مردم، صبور و بیهیاهو. همین سکوتِ پرمعنا، همان ویژگی است که پدر و پسر را شبیهتر از هر «دیگری» کرده است.
شباهت آنان در جهانبینی است. هر دو معتقد به مردمیبودن، به اصالت ایرانی و اسلامی، به اینکه «ملت» یار و تکیهگاه رهبری است. هر دو دشمن را خوب میشناسند و در مقابله با آن هستند در ذهنها، در شکافهای فرهنگی، در نفوذ اندیشههای بیگانه. سید مجتبی، درست مانند پدرش، انقلاب را نه تنها یک واقعه سیاسی بلکه یک حقیقت تمدنی میداند. در نگاه او، رهبری، یعنی پاسداری از هویت مردم.
از بُعد شخصی نیز، شباهتها شگفتانگیز است. سادگی و سادهزیستی در زندگی، پرهیز از نمایش، احتیاط در سخن و عمق در اندیشه. او همچون امام شهید خامنهای، اهل مطالعه عمیق است و فهمی ژرف از اندیشه اسلامی و فلسفه سیاسی دارد. در عین حال، در میدان تجربه نیز ذوب در انقلاب است؛ رزمندهای که بوی خاک خرمشهر را شنیده و معنای ایثار را با پوست و استخوان درک کرده است. این پیوند میان عقلانیت نظری و مجاهدت عملی، میراث مستقیم پدر و نشانهای از تداوم خط ولایت فقیه در چهرهای از نسل جدید است.
در عرصه مدیریت و شناخت صحنه جهانی نیز، او وارث بینش ژرف پدر است. دشمنی او با استکبار جهانی از درک عمیق ماهیت ظلم در نظام بینالملل نشأت میگیرد. درست مانند پدر، که هرگز در برابر فشارها عقب ننشست. او نیز رهبری است که از «ایستادگی» ساخته شده است.
اما شاید اصلیترین شباهت، در «رابطهی او با مردم» باشد. او برخلاف تصور برخی، در میان مردم زیسته است؛ از دردهای جامعه آگاه است و زبان مظلومان را میفهمد. این همان ویژگی است که امام شهید خامنهای را محبوب دلها کرد. رهبری که فاصلهاش با مردم، بر پایه محبت محاسبه میشد. اکنون، مردم در چهره «آقاسید مجتبی» همان آرامش را یافتهاند که؛ رهبرشان نه غریبه است، نه جانشین؛ بلکه فرزند همان پدر مهربانی است که از میانشان با شهادت رفت.
در مقیاس تاریخی، شاید بتوان گفت رهبری سوم، بازتولید رهبری در نسلی دیگر است. همان ایمان، همان درایت، همان روحیه مقاومت. تفاوت تنها در سن و زمان است؛ اما جوهر، همان جوهر بینش است. اگر در رهبری دوم انقلاب، ایران تثبیت شد، در رهبری سوم آماده جهش است و این جهش، با تکیه بر همان اندیشه و همان منش ممکن میشود.
آقا سید مجتبی، شبیهترین مردم به امام خامنهای است. نه فقط چون پسر اوست، بلکه چون از مردم است، از ایمان همان مردم، از رنج همان ملت. او ادامه راهی است که با خون و نور آغاز شد و اکنون در جوانی متفکر و مؤمن تداوم یافته. شاید تاریخ در حال تکرار نباشد؛ شاید در حال تکامل است، تکامل در چهرهای که یاد پدر را زنده میکند و آیندهای روشن را نوید میدهد.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان
یادداشت|