
این خاک، گهوارهای است که از نخستین روزهایش با حماسه زاده شد.
از آن هنگام که هخامنشیان بر ستونهای استوار دادگری، امپراتوری خویش را برافراشتند؛ آنجا که اشکانیان در برابر یورش بیگانه تندیس استواری شدند و روزگاری که ساسانیان با دلیری و خرد، پاسدار مرزهای ایرانزمین بودند؛ در همه این فرازها یک حقیقت تکرار شده است:
ایران هرگز سر خم نکرده است. این جان جاریِ مقاومت، در دوران پسین نیز تداوم یافت.
در رنسانس ایرانیِ سامانیان، در دانشپروری غزنویان، در اقتدار صفویان که شکوه روح ایرانی را زنده کردند، و در تابآوری روزگار معاصر؛ روزی که قلمها برای آزادی نوشتند، اندیشهها برای کرامت انسانی برخاستند و مردان، با استقامت، از حرمت وطن پاسداری کردند.
و چه بسیار است یاد آن هشت سال سخت و نفسگیر، آن روزهای آتش و خاکستر که مردان و زنان ایران در برابر یورش سهمگین عراق ایستادند؛ قصهٔ آنان تنها روایت جنگ نیست؛ روایت فداکاری، مهربانی، دوستی، و انسانهایی است که برای زندگی، برای صلح، و برای وطن ایستادند.
و اکنون، در این زمانه که ندای خونخواهی مظلومان، چون فریادی از اعماق تاریخ، به گوش میرسد، ما نیز، وارثان این حماسهها، منتقم خون پاک کودکان میناب خواهیم بود.
در برابر آنانی که جزیرهٔ شومِ اپستین را بنا نهادهاند، ما مردانه میایستیم و با عزمی راسخ، میراثدارانِ خونِ رهبر شهیدمان و تمامیِ جانهایِ پاکی هستیم که برای سربلندیِ این آب و خاک، فدا شدند.
اندیشمندان عزیز، ما وارثان همین تاریخ هستیم؛ تاریخی که با جوهر صبر، با سایهسار فرهنگ، و با روشنای دانایی نوشته شده است.
اگر در گذر قرنها، پهلوانان با شمشیر، خردمندان با قلم و مردمان با دلهای استوار از ایران نگهبانی کردهاند، امروز این رسالت بر دوش ماست.
پاسداری از حقیقت، رشد، اخلاق، علم و آن روح ایران که در قلب هر کدام ما میتپد.
در میان تلاطمها، چراغ پایدار ایران همان است که همیشه بوده: اتحاد، امید، خرد، و ایمان به ارزشهای انسانی.
باشد که در پرتو دانش و همدلی، سرزمینمان را ـ همچون نیاکانمان ـ سربلند نگه داریم و آیندهای را رقم بزنیم که در آن نام ایران، نه با رنج، که با روشنایی و آفرینش معنا شود.
مهدی دهمرده پهلوان، عضو هیات علمی گروه باستان شناسی دانشگاه گناباد