
به گزارش خبرگزاری بسیج خراسان رضوی، تاریخش گواه است که هرگاه گردبادی از حادثه برخاسته، ریشههایش عمیقتر در خاک فرو رفتهاند.
این روزها، ایران باز هم در معرض نگاههایی است که نه عظمتش را میبینند و نه جانِ پیوسته مردمانش را درک میکنند. گویی برخی تنها ویرانی را میجویند، بیآنکه بدانند این خاک، قرنهاست با ویرانی آشناست و هر بار، از دل خاکستر، افقهای تازهای آفریده است. ایران، سرزمینِ خاموشی نیست؛ سرزمینِ برخاستن است.
از دل تاریخ، صدای گامهای مردمانی به گوش میرسد که هر یک، تکهای از این هویت سترگ را ساختهاند؛ از پارس و ماد و پارت، تا اقوام گوناگونی که در طول قرون، در کنار هم زیستهاند. تفاوتها نه شکاف، که رشتههایی بودهاند برای بافتن فرشی واحد؛ فرشی که نقش آن، «ایران» است. این همبستگی، راز ماندگاری ما بوده و هست.
ایران، سرزمین قهرمانیهای بیپایان است؛ قهرمانیهایی که تنها در میدان جنگ معنا نشدهاند، بلکه در دانش، در فرهنگ، در هنر و در ایستادگی روزمره مردمانش تجلی یافتهاند. هر نسلی، بار این تاریخ را بر دوش کشیده و آن را به نسل بعد سپرده است؛ نه به عنوان میراثی سنگین، بلکه به عنوان امانتی مقدس.
امروز اگر زخمی بر پیکر ایران نشسته است، این زخم تازه نیست؛ ادامه همان روایت کهن است. اما همانگونه که تاریخ بارها نشان داده، این زخمها نیز روزی به نشانههایی از پایداری بدل خواهند شد. آنان که به تماشای ویرانی آمدهاند، شاید ندانند که این سرزمین، تماشاخانه شکست نیست؛ کارگاه آفرینش دوباره است.
ایران، با تمام تبارهایش، با تمام زبانها و فرهنگهایش، یک صدا دارد؛ صدای ماندن. این صدا، از اعماق تاریخ برمیخیزد و به آینده امتداد مییابد. هیچ تندبادی توان خاموش کردن آن را ندارد.
و ما، فرزندان این خاک، نه تنها شاهد این روایتیم، بلکه ادامهدهنده آنیم. ایران، زخمی اگر هست، اما زنده است؛ و زنده خواهد ماند، چرا که ریشه در دل تاریخ دارد و شاخه در سوی آینده.
دکتر ماندنی پور عضو هیات علمی دانشگاه گناباد